- اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر 1
- اشاره 1
- اشاره 4
- ادعای اجماع بر جواز اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر 4
- استدلال شیخ(قدس سره) به لزوم حرج و اختلال نظام در صورت عدم جواز اخذ 6
- اشاره 6
- اشاره 7
- روایات دالّ بر جواز اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر 7
- نقد کلام شیخ(قدس سره) 7
- 1. صحیحه ی ابی عبیده الحذاء: 8
- اشاره 8
- استدلال به فقره ی اول صحیحه ی ابو عبیده الحذاء 9
- استدلال به فقره ی دوم صحیحه ی ابی عبیده الحذاء 16
- استدلال به فقره ی سوم صحیحه ی ابی عبیده الحذاء 18
- اشاره 18
- اشکال فاضل قطیفی و محقق اردبیلی نسبت به دلالت فقره ی سوم روایت بر جواز شراء مال خراج 19
- 2. موثقه ی اسحاق بن عمار: 21
- نقد اشکال فاضل قطیفی و محقق اردبیلی(قدس سرهما) 21
- اشاره 21
- اشاره 22
- اشکال بعضی بر استدلال به موثقه ی اسحاق بن عمار 22
- اشاره 23
- 3. روایت ابی بکر الحضرمی: 23
- پاسخ به اشکال 23
- دلالت فقره ی اوّل و دوم روایت بر جواز اخذ از بیت المال با تصدّی جائر 26
- اشاره 27
- بیان محقق کرکی(قدس سره) در نص بودن این روایت بر مدعا 27
- اشکال فاضل قطیفی و محقق اردبیلی بر کلام محقق کرکی(قدس سره) 27
- شبهه ای در مورد روایت ابی بکر الحضرمی 29
- اشاره 29
- پاسخ به شبهه 30
- اشاره 30
- تمسک به روایات وارد شده در مورد احکام تقبّل خراج از سلطان 30
- اشکال محقق ایروانی(قدس سره) در دلالت این روایات بر مدعا 38
- اشاره 38
- ملاحظاتی بر کلام محقق ایروانی(قدس سره) 40
- اشکال مرحوم امام بر کلام محقق ایروانی0 42
- اشکال سید خویی(قدس سره) بر دلالت این روایات بر مدعا 46
- شبهه ای دیگر در دلالت روایات بر مدعا 48
- تنبیهات اخذ مال زکات و خراج از سلطان 52
- تنبیه اوّل: جواز معامله ی اموال زکوی و خراجی قبل از قبض سلطان 52
- اشاره 55
- تنبیه دوم: آیا دادن خراج به سلطان جائر واجب است؟ 55
- اشاره 55
- اقوال در مسأله 55
- بررسی اقوال 56
- اشاره 58
- روایات دالّ بر عدم وجوب پرداخت خراج به سلطان جائر 58
- 1. روایت علی بن یقطین: 58
- 2. صحیحه ی زراره: 59
- 3. صحیحه ی عیص بن القاسم: 62
- إشعار یا دلالت روایتی بر وجوب أداء خراج به سلطان در نظر حضرت امام(قدس سره) 63
- اشاره 63
- بررسی دلالت روایت مذکور 65
- تنبیه سوم: حلّیت أخذ خراج انفال از سلطان معتقد به خراجی بودن آن 89
- اشاره 89
- اشاره 91
- ادلّه ی سید یزدی(قدس سره) در حلّیت أخذ خراج در فرض مذکور 91
- بررسی استدلال سید یزدی(قدس سره) 92
- اشاره 95
- تنبیه چهارم: مراد از سلطان در حلّ خراج، سلطان عامی مذهب مدّعی ریاست عامه 95
- بررسی اخبار دالّ بر جواز أخذ خراج از سلطان جائر 97
- تنبیه پنجم: عدم اعتبار اعتقاد دافع خراج به استحقاق سلطان در حلّیت خراج 104
- اشاره 108
- تنبیه ششم: فقدان مقدار معیّن در خراج 108
- 1. مرسله ی حماد: 110
- روایات دالّ بر فقدان قدر معیّن در خراج 110
- 2. عهدنامه ی مالک اشتر;: 111
- اعتبار قید کیفی صلاح و عدم تضرّر اهل خراج 113
- تفصیل مرحوم شیخ(قدس سره) 114
- اشاره 114
- حکم خراج مأخوذ از سلطان در صورت فقدان قید کیفی 114
- بررسی کلام شیخ(قدس سره) 115
- اگر قرارداد خلاف مصالح باشد، بالکل باطل است یا مقدار زیاده؟ 119
- اشاره 121
- تنبیه هفتم: آیا جواز أخذ، اختصاص به مستحقین از بیت المال دارد؟ 121
- ادعای محقق کرکی(قدس سره) بر شمول اطلاق روایات بر غیر مستحقین 121
- نقد شیخ بر کلام محقق کرکی0 121
- اشاره 121
- نظر مختار در مسأله 126
- مقدار استحقاق هر مسلمان از خراج و اراضی خراجیه 128
- اشاره 128
- 1. ملک طلق مشخّص افراد 129
- عدم صدق اقسام پنج گانه ی ملکیت در ملکیت مسلمین بر اراضی خراجیه 129
- 3. ملکیت وقف خاص نسبت به موقوفٌ علیهم 130
- 2. ملکیت علی نحو الشیاع 130
- 5. ملکیت سادات و فقراء نسبت به خمس و زکات 131
- 4. ملکیت وقف عام نسبت به موقوفٌ علیهم 131
- کلام صاحب جواهر(قدس سره) در ملک یا حق بودن اراضی مفتوح العنوه برای مسلمین 132
- الف: روایات مربوط به اراضی خراجیه از کتاب الجهاد 134
- اشاره 134
- روایات مربوط به اراضی مفتوح العنوه 134
- ب: روایات مربوط به اراضی مفتوح العنوه از کتاب التجاره 155
- نتیجه ی مجموع روایات 161
- 1. صحیحه ی حفص بن البختری: 174
- اشاره 174
- روایات دالّ بر اختصاص انفال به امام(علیه السلام) 174
- 2. صحیحه ی معاویه بن وهب: 175
- 3. صحیحه ی داود بن فرقد: 177
- 5. روایت زراره: 178
- 4. موثقه ی سماعه بن مهران: 178
- 6. روایت محمد بن مسلم: 179
- 7. روایت محمد بن مسلم: 180
- مراد از «بیت المال» یا «بیت المال مسلمین» چیست؟ 182
- اشاره 182
- شواهدی بر اطلاق بیت المال بر اعم از خراج، انفال و ... 183
- 1. روایت دالّ بر گذاشتن میراث من لا وارث له در بیت المال مسلمین 183
- 2. روایات دالّ بر پرداخت دیه ی مقتولی که قاتلش مجهول است از بیت المال 186
- 3. روایات دالّ بر گذاشتن دیه ی من لا وارث له در بیت المال 188
- عبارات معتقدین به تفاوت بیت المال امام با بیت المال مسلمین 190
- اشاره 190
- ردّ قول مذکور: (بیت المال واحد با مصارف متعدد) 194
- اشاره 196
- تقسیم بیت المال بعد از خرج آن در مصالح عامه 196
- اشاره 197
- ادلّه ی لزوم تقسیم بیت المال به نحو مساوی 197
- 1. روایت حفص بن غیاث: 197
- 2. کلام امیرالمؤمنین(علیه السلام): 199
- 3. نامه ی امیر المؤمنین(علیه السلام) به مصقله بن هبیره الشیبانی: 200
- عدم لزوم تسویه در پرداخت یارانه 203
- اشاره 203
- اختلاف بعضی در لزوم تسویه در تقسیم خراج و نقد آن 204
- تفاوت به اعتبار ابتدای پرداخت خراج در کلام شیخ طوسی(قدس سره) 205
- نقد کلام شیخ طوسی(قدس سره) 205
- بررسی شرط اوّل: (لزوم مفتوح العنوه بودن) 206
- شرایط خراجی بودن زمین 206
- اشاره 206
- تنبیه هشتم : شرایط معتبر در خراجی بودن زمین 206
- اشاره 206
- راه های اثبات مفتوح العنوه بودن زمین 207
- اشاره 207
- مقتضای اصل در نظر شیخ(قدس سره)، انفال بودن زمین 209
- آیا به قول مورّخین می توان در اثبات مفتوح العنوه بودن زمین اکتفا کرد؟ 210
- تمسّک بعضی به قیام سیره بر أخذ خراج برای اثبات مفتوح العنوه بودن زمین 212
- بررسی شرط دوم خراجی بودن زمین: (فتح به إذن امام باشد) 223
- اشاره 223
- 1. مرسله ی العباس الوراق: 225
- ادلّه ی لزوم إذن امام 225
- 2. صحیحه ی معاویه بن وهب: 226
- 3. صحیحه ی محمد بن مسلم: 229
- انفال بودن اراضی مفتوحِ در زمان خلفاء بنابر اشتراط إذن امام 231
- وجه اوّل: اغلب فتوحات زمان خلیفه ی ثانی به اذن امیرالمؤمنین(علیه السلام) بوده 232
- وجوه شیخ(قدس سره) برای اثبات خراجی بودن اراضی مفتوح در زمان خلفاء 232
- اشاره 233
- الف: روایت جابر الجعفی در خصال : 233
- نقد کلام شیخ(قدس سره) 240
- کلام شیخ(قدس سره) در اعتماد به سند این روایت 240
- اشاره 240
- ب: حضور حسنین(علیهما السلام) و بعضی خواص امیرالمؤمنین(علیه السلام) در بعض غزوات 242
- وجه دوم: علم به رضایت باطنی ائمه(علیهم السلام) 244
- وجه سوم: حمل فعل مسلمین در جهاد بر صحّت 247
- اشاره 248
- اشاره 249
- اشکال سید خویی(قدس سره) بر وجه سوم 249
- نقد کلام سید خویی(قدس سره) 250
- بررسی شرط سوم خراجی بودن زمین: (محیاه حال الفتح باشد) 251
- اشاره 251
- اشاره 252
- ادلّه ی لزوم محیاه بودن زمین حال الفتح 252
- استدلال بعض المشایخ بر عدم لزوم محیاه بودن زمین حال الفتح و نقد آن 255
- حکم عروض مَوَتان بر اراضی محیاه حال الفتح 259
- اشاره 259
- حکم شک در محیاه بودن زمین حال الفتح 262
- سه احتمال در اراضی مفتوح العنوه که کسی ید مالکانه بر آن ندارد 263
- جواز فروش ارض خراجی توسط امام(علیه السلام) و ولیّ فقیه در کلام سید خویی و بعض المشایخ0 268
- بیان مختار 268
- خراجی بودن تمام ارض سواد در نظر شیخ(قدس سره) 272
- اشاره 272
- تحقیقی در مورد سواد عراق 272
- اشاره 272
- بررسی کلام شیخ(قدس سره) 277
- اشکال شیخ(قدس سره) بر قول به عدم احتساب بلاد محدثه از اراضی جمیع مسلمین 277
- اقسام اراضی و احکام آن ها 280
- اشاره 280
- اشاره 282
- الف: زمین موات بالاصاله 282
- تقسیم چهارگانه ی اراضی 282
- اشاره 282
- اثرات تعلّق موات به امام(علیه السلام) 284
- اشاره 284
- آیا روایات تعلّق ارض موات به امام(علیه السلام) در حدّ استفاضه و تواتر است؟ 285
- روایات تعلّق ارض موات به امام(علیه السلام) 285
- اشاره 285
- ضمیمه ی روایات ارض خربه به روایات تعلّق موات به امام(علیه السلام) 289
- بیان سید خویی(قدس سره) در عدم دلالت ارض خربه بر موات بالاصاله 292
- نقد کلام سید خویی(قدس سره) 293
- آیا ائمه(علیهم السلام) اجازه ی تصرّف در موات به نحو احیاء صادر کرده اند؟ 294
- اشاره 294
- تمسّک شیخ(قدس سره) به دو روایت برای اثبات إذن ائمه(علیهم السلام) بر احیاء موات 295
- روایات دالّ بر إذن ائمه(علیهم السلام) بر احیاء موات 297
- روایات دالّ بر اختصاص إذن تصرّف به شیعه 302
- اشاره 302
- اشکال حضرت امام(قدس سره) بر استدلال به صحیحه ی مسمع بن عبدالملک و نقد آن 305
- کلامی در وثاقت مسمع بن عبدالملک 307
- اشاره 312
- مناقشه ی حضرت امام(قدس سره) در سند و دلالت روایت الحارث بن المغیره 314
- اشاره 322
- اشکالات مرحوم امام(قدس سره) بر استدلال به روایت عمر بن یزید و نقد آن 323
- اشاره 323
- اشکال سید خویی(قدس سره) بر دلالت روایت بر ما نحن فیه 327
- اشکال بر دلالت روایت 328
- اشاره 328
- نقد کلام سید خویی(قدس سره) 328
- اشاره 329
- دو اشکال مرحوم امام(قدس سره) بر استدلال به این روایت 331
- وجه جمع بین دو نوع روایات 335
- اشاره 337
- احیاء موجب ملکیت است یا أحقّیت؟ 337
- عدم ثمره ی بحث مُملّکیت احیاء یا احقّیت آن در کلام محقق اصفهانی(قدس سره) 341
- اشاره 346
- نقد دلیل اوّل 346
- ادلّه ی قائلین به اولویت 346
- رفع استغراب بین مملّکیت احیاء و پرداخت طسق 350
- مؤیدی بر مملّکیت إحیاء 352
- بعضی از روایات مربوط به بیع و شراء اراضی 354
- اشاره 360
- نقد دلیل دوم 360
- اشاره 361
- نقد استدلال سوم 361
- اشاره 362
- روایات دالّ بر عدم لزوم پرداخت طسق بالاطلاق المقامی 362
- آیا پرداخت طسق و خراج بر محیی لازم است؟ 362
- روایات دالّ بر لزوم پرداخت طسق و خراج 365
- تنافی بین روایت مسمع بن عبدالملک و روایات لزوم پرداخت طسق 368
- وجوه جمع بین این دو دسته روایت 369
- نقد وجه اوّل 369
- اشاره 369
- اشاره 371
- نقد وجه دوم 372
- اشاره 372
- نقد وجه سوم: مراد از مؤمن، مؤمن به ولایت است 374
- 2. روایت سفیان بن السِّمط: 376
- 1. روایت ابان بن تغلب: 376
- روایات دالّ بر این که مراد از مؤمن، مؤمن به ولایت است 376
- 3. روایت دیگر ابان بن تغلب 378
- 4. روایت مسعده بن صدقه: 380
- اشاره 382
- نقد وجه چهارم 383
- اشاره 388
- آیا پرداخت طسق بر غیر شیعه لازم است؟ 388
- فروعاتی در مورد إحیاء ارض 390
- اشاره 395
- ب: اراضی عامره ی بالاصاله 395
- 1. روایات «کُلُ أَرْضٍ لَا رَبَّ لَهَا» 396
- ادلّه ی انفال بودن ارض عامره ی بالاصاله 396
- 2. روایات «الارض کلها لنا» 398
- 3. روایات دالّ بر انفال بودن بطون الاودیه 400
- 4. صحیحه ی حفص بن البختری 401
- بیان شیخ(قدس سره) در تملّک با حیازت 402
- آیا اراضی عامره ی بالاصاله با حیازت تملّک می شود؟ 402
- اشاره 402
- اشاره 403
- نقد این استدلال 404
- اشاره 405
- اشاره 406
- نقد استدلال به این روایت 406
- نقد استدلال به این روایت 407
- آیا تعمیر یا تغییر کاربری اراضی عامره ی بالاصاله موجب ملکیت می شود؟ 411
- اشاره 411
- نقد این استدلال 412
- اشاره 412
- نقد این استدلال 412
- اشاره 416
- ج: ارض موات بالعرض 416
- اشاره 416
- اقوال در موات مسبوق به احیاء 416
- مقتضای ادلّه ی عامه 418
- تمسّک به دو روایت خاصه برای اثبات زوال ملکیت با عروض موتان 420
- اشاره 420
- 1. صحیحه ی معاویه بن وهب: 420
- 2. روایت ابی خالد الکابلی: 421
- تعارض صحیحه ی سلیمان بن خالد با دو روایت مذکور 425
- مرجّحی برای صحیحه ی معاویه بن وهب 427
- نتیجه ی تعارض صحیحه ی سلیمان بن خالد با صحیحه ی معاویه بن وهب 427
- وجه جمعی بین صحیحه ی سلیمان بن خالد و معاویه بن وهب و نقد آن 432
- بررسی قول علامه ی حلّی(قدس سره) در موات مسبوق به إحیاء 433
- اشاره 433
- جمع بین روایات به نفع قول علامه(قدس سره) از طریق انقلاب نسبت 437
- جمع دیگری بین دو روایت 440
- د: ارض عامره ی بالعرض 444
- مصرف جزیه برای مجاهدین یا مهاجرین؟ 445
- اشاره 445
- کلمات قائلین به اختصاص جزیه به مجاهدین 445
- ضمیمه اول 445
- کلمات قائلین به اختصاص جزیه به مهاجرین 448
- وجه جمع بین دو قول 450
- بحثی پیرامون سواد العراق 453
- اشاره 453
- ضمیمه دوم 453
- حدود ارض السواد و مساحت آن 453
- اشاره 461
- طول، عرض و مساحت سواد در کتب تاریخ و جغرافیا 461
- نقد و بررسی 463
- مساحی در زمان خلیفه ی دوم 464
- محاسبه ی مساحت با کمک ابزارهای امروز 465
- اشاره 466
- موقعیت یابی سواد دیروز روی نقشه ی امروز 466
- رسم نقشه ی سواد 474
- توضیحاتی در مورد شکل به دست آمده 475
- مساحت شکل به دست آمده 477
- تناسب مساحت به دست آمده با مساحت گزارش شده 479
- درج برخی از اسناد 480
- نقشه ی عراق 483
- اشاره 483
- نقشه های قدیمی 483
- نقشه ی ناحیه ی جبال، همسایه ی عراق 486
- نقشه ی کره ی زمین 488
- کتابنامه 491
بسط تشیّع از لحاظ اعتقادی و عملی کردند و قدرت عجیبی پیدا کردند که تا زمان شاه طهماسب ادامه داشت، تا آن جا که شاه طهماسب در نامه اش می نویسد: «أنّ معزول الشیخ لا یستخدم و منصوبه لا یعزل» و نوشت حقیقتاً ایشان حاکم است.
ایشان با این شخصیت عظیم علمی، عملی، تدبیر و مدیریت، طبق نظر خودشان _ که مطابق با فتوای اکثر فقهای شیعه نیز هست _ قائل به حلّیت تصرّف در مال خراج شده اند، ولی شیخ دیگری به نام ابراهیم بن سلیمان القطیفی با ایشان در این مسأله درافتاد و فریاد راه انداخت که این ها حرام است، این اموال را نباید به مردم داد و ...، در حالی که درست نبود این طور رفتار کند. بله، در حدّ ارشاد جاهل براساس فکر خودشان لازم بود، امّا وقتی محقق کرکی به این نتیجه نرسید، عند الله معذور بود.
محقق کرکی(قدس سره) رساله ای به نام «قاطعه اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج» تألیف می کند و ظاهراً از کسی اسم نمی برد، ولی فاضل قطیفی(قدس سره) در رساله ی ردّیه اش به نام «السراج الوهاج لدفع عجاج قاطعه اللجاج» با یک تندیی مطالب محقق کرکی را ردّ می کند. از جمله در مورد دلالت فقره ی سوم صحیحه ی ابی عبیده الحذاء بر جواز شراء مال خراج، بر محقق کرکی(قدس سره) اشکال کرده و محقق اردبیلی(قدس سره) بنا به نقل شیخ نیز آن را پذیرفته است و آن این که:
مراد از «القاسم» در روایت، قاسم به معنای تقسیم کننده در مقاسمه و خراج که از طرف سلطان جور مأمور باشد نیست، بلکه مراد قاسم به معنای لغوی است که در این جا _ به قرینه ی «وَ یَأْخُذُ حَظَّهُ» که دلالت می کند آن چه اخذ می کند حقّش است _ کسی است که عقد مزراعه با او انجام داده اند. (1)
1- قطیفی، ابراهیم بن سلیمان، السراج الوهاج لدفع عجاج قاطعه اللجاج، ص108: قوله: قیل فما تری فی الحنطه و الشعیر یجیئنا القاسم فیقسم لنا حظنا و یأخذ حظه ... . أقول: لا خفاء فی عدم صحه الاستدلال بهذه علی مطلوبه و ذلک لأن المفهوم منها بقرینه السؤال و الجواب أن الغرض جواز إبانه الابتیاع من غیر کیل ثان، أو عدم جوازه کما هو ظاهر جلی. و قد صرح فی السؤال بأنه یقسم لهم حظهم و یأخذ حظه و هو نظرا الی منطوق اللفظ یدل علی أن ما أخذه حقا له، و لا نزاع فی ذلک إذ «القاسم» یجوز أن یکون مزارعا أو وکیل المزارع الذی منه الزرع أو منهما أو من الزرع و الأرض له، و لا إشعار فی الخبر بأن القاسم قاسم الجور و أن الذی یأخذه من الخراج، سلمنا، لکن جوازه لهم لا یدل علی جوازه مطلقا لأنه ما لهم لم یزل و الابتیاع لأنه لا یمکن بدونه و لا یرد أنه لو کان کذلک لم تظهر فائده السؤال لجواز أن تکون فائدته استبانه جواز ذلک فإن فیه تقریرا لفعله و رضا به من حیث معاوضته، و ربما کان فی قوله و أنتم حضور إشاره الی ذلک لأن مع عدم الحضور یحتمل خلطه بغیر ما أخذ منهم. ü مجمع الفائده و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان، ج 8، ص101: و لا دلاله فیها أیضا علی إباحه المقاسمه بوجه من الوجوه و یمکن ان لها دلاله علی جواز شراء الزّکاه و لهذا جعلها فی المنتهی دلیلا علیه فقط، و فی الدّلاله علیه أیضا تأمّل، إذ لا دلاله فی قوله: «لا بأس به حتی تعرف الحرام بعینه» إلّا علی أنّه یجوز شراء ما کان حلالا، بل مشتبها أیضا، و لا یجوز شراء ما هو معروف أنّه حرام، و لا یدل علی جواز شراء الزّکاه بعینها صریحا، نعم ظاهرها ذلک، و لکن لا ینبغی الحمل علیه لمنافاته للعقل و النّقل. و یحتمل أن یکون سبب الإجمال التّقیّه. و یؤیّد عدم الحمل علی الظّاهر أنّه غیر مراد بالاتّفاق إذ لیس بحلال ما أخذه الجائر فتأمّل. و أمّا قوله: «فما تری فی مصدّق. إلخ» فإنّ ظاهره یدلّ علی جواز الشّراء، و لکن لیس بمعلوم کون المصدّق- أی الّذی یقبل الصّدقه- من قبل الجائر الظّالم، فیحمل علی کونه من قبل العدل لما تقدّم، علی أنّه قد یکون المراد بجوازه حیث کان المبیع مال المشتری، فإنّه قال: «یأخذ صدقات أغنامنا» و لم یصر متعیّنا للزّکاه لأخذه ظلما، فیکون الشّراء استنقاذا لا شراء حقیقیّا، و یکون الغرض من قوله: «ان کان. إلخ» بیان شرط الشراء و هو التعیین، و یعلم منه الکلام فی قوله: «فما تری فی الحنطه. إلخ» فتأمّل. ü المکاسب المحرمه، ج 2، ص205: ثمّ الظاهر من الفقره الثالثه: السؤال و الجواب عن حکم المقاسمه، فاعتراض الفاضل القطیفی الذی صنّف فی الردّ علی رساله المحقّق الکرکی المسمّاه ب «قاطعه اللجاج فی حلّ الخراج» رساله زیّف فیها جمیع ما فی الرساله من أدلّه الجواز بعدم دلاله الفقره الثالثه علی حکم المقاسمه، و احتمال کون القاسم هو مزارع الأرض أو وکیله، ضعیف جدّاً. و تبعه علی هذا الاعتراض المحقّق الأردبیلی، و زاد علیه ما سکت هو عنه: من عدم دلاله الفقره الأُولی علی حلّ شراء الزکاه، بدعوی ... .