بررسی گستره ی فقهی اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر ، اقسام و احکام اراضی صفحه 347

صفحه 347

بیشتر باشد (1)، امّا بعض لغویین معتبر مانند القاموس المحیط دو معنای دیگر نیز برای طسق ذکر کرده اند که یکی مناسب با ما نحن فیه است. در قاموس آمده:

الطَّسْقُ، بالفَتْحِ و یَلْحَنُ البَغاددَهُ (یعنی بغدادیون، مانند حنابله یعنی حنبلیون) فَیَکْسِرونَ و هو: مِکْیالٌ أو ما یوضَعُ من الخَراجِ علی الجُرْبانِ أو شِبْهُ ضَریبَهٍ مَعْلومَهٍ و کأَنه مُوَلَّدٌ أو مُعَرَّبٌ.(2)

«الطسق» به فتح طاء _ ولی بغدادیون به اشتباه به کسر طاء تلفظ می کنند _ در یکی از معانی اش یک نوع مکیال است. معنای دیگر آن چیزی است که به عنوان خراج بر جریب های زمین وضع می شود یا شبیه یک مالیات معلومی است که می گیرند. احتمالاً کلمه ی طسق یا مولَّد است یعنی کلمه ای است که عرب ها خودشان درست کرده اند و عربی اصیل نیست و یا معرّب است یعنی از لغت دیگری به عربی وارد شده است. بعض لغویین گفته اند اصل آن فارسی بوده، ولی معنای فارسی مناسب با آن پیدا نکردیم.


1- همان طور که ملاحظه فرمودید لغویین بیشتر طسق را به «ما یُوضَع من الوَظِیفه علی الجُرْبانِ من الخَراج المقرَّر علی الأَرض» معنا کرده اند که تطبیق آن بر اجرت زمین مشکل است، بلکه به همان معنای خراج و شبه مالیات است، کما این که از نامه ی عمر به عثمان بن حنیف نیز استفاده می شود: و کتب عمر إلی عثمان بن حُنَیفٍ فی رجلین من أهل الذمَّه أسلما: «ارْفَعِ الجزیه عن رءوسهما، و خُذِ الطَّسْقَ من أرضیهما». (امیرخانی)
2- القاموس المحیط، ج 3، ص350.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه