بررسی گستره ی فقهی اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر ، اقسام و احکام اراضی صفحه 377

صفحه 377

سفیان بن السمط می گوید: شخصی از امام صادق(علیه السلام) درباره ی فرق اسلام و ایمان سؤال کرد ... حضرت فرمودند: اسلام همان ظاهری است که مردم _ عامه _ بر آن هستند؛ یعنی شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اقامه ی نماز، پرداخت زکات، انجام حج، روزه ی ماه رمضان. پس این اسلام است و فرمودند: ایمان، معرفت این امر [ولایت] است. با این حال پس اگر اقرار به شهادتین کند و این امر را نشناسد، مُسلِم است امّا گمراه است [و مؤمن نیست].(1)


1- در این که اسلام غیر از ایمان است به معنای دیگر، روایات زیادی دالّ بر آن است که ممکن است از برخی از آن ها نیز بالملازمه مطلب مذکور در متن استفاده شود. از جمله: الکافی، ج 2، کتاب الایمان و الکفر، باب انّ الاسلام یحقن به الدم، ح4، ص24: عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ) فَقَالَ لِی: أَ لَا تَرَی أَنَّ الْإِیمَانَ غَیْرُ الْإِسْلَامِ. P همان، باب أنّ الایمان یشرک الاسلام و الاسلام لا یشرک الایمان، ح5، ص26: عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(علیهما السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: الْإِیمَانُ مَا اسْتَقَرَّ فِی الْقَلْبِ وَ أَفْضَی بِهِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَدَّقَهُ الْعَمَلُ بِالطَّاعَهِ لِلَّهِ وَ التَّسْلِیمِ لِأَمْرِهِ وَ الْإِسْلَامُ مَا ظَهَرَ مِنْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ وَ هُوَ الَّذِی عَلَیْهِ جَمَاعَهُ النَّاسِ مِنَ الْفِرَقِ کُلِّهَا وَ بِهِ حُقِنَتِ الدِّمَاءُ وَ عَلَیْهِ جَرَتِ الْمَوَارِیثُ وَ جَازَ النِّکَاحُ وَ اجْتَمَعُوا عَلَی الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ فَخَرَجُوا بِذَلِکَ مِنَ الْکُفْرِ وَ أُضِیفُوا إِلَی الْإِیمَانِ وَ الْإِسْلَامُ لَا یَشْرَکُ الْإِیمَانَ وَ الْإِیمَانُ یَشْرَکُ الْإِسْلَامَ وَ هُمَا فِی الْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ یَجْتَمِعَانِ کَمَا صَارَتِ الْکَعْبَهُ فِی الْمَسْجِدِ وَ الْمَسْجِدُ لَیْسَ فِی الْکَعْبَهِ وَ کَذَلِکَ الْإِیمَانُ یَشْرَکُ الْإِسْلَامَ وَ الْإِسْلَامُ لَا یَشْرَکُ الْإِیمَانَ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ (قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ) فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْدَقُ الْقَوْلِ قُلْتُ: فَهَلْ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلٌ عَلَی الْمُسْلِمِ فِی شَیْ ءٍ مِنَ الْفَضَائِلِ وَ الْأَحْکَامِ وَ الْحُدُودِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ؟ فَقَالَ: لَا هُمَا یَجْرِیَانِ فِی ذَلِکَ مَجْرَی وَاحِدٍ وَ لَکِنْ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلٌ عَلَی الْمُسْلِمِ فِی أَعْمَالِهِمَا وَ مَا یَتَقَرَّبَانِ بِهِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ: أَ لَیْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ (مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) وَ زَعَمْتَ أَنَّهُمْ مُجْتَمِعُونَ عَلَی الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ مَعَ الْمُؤْمِنِ؟ قَالَ: أَ لَیْسَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ (فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَهً) فَالْمُؤْمِنُونَ هُمُ الَّذِینَ یُضَاعِفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ حَسَنَاتِهِمْ لِکُلِّ حَسَنَهٍ سَبْعُونَ ضِعْفاً فَهَذَا فَضْلُ الْمُؤْمِنِ وَ یَزِیدُهُ اللَّهُ فِی حَسَنَاتِهِ عَلَی قَدْرِ صِحَّهِ إِیمَانِهِ أَضْعَافاً کَثِیرَهً وَ یَفْعَلُ اللَّهُ بِالْمُؤْمِنِینَ مَا یَشَاءُ مِنَ الْخَیْرِ قُلْتُ: أَ رَأَیْتَ مَنْ دَخَلَ فِی الْإِسْلَامِ أَ لَیْسَ هُوَ دَاخِلاً فِی الْإِیمَانِ؟ فَقَالَ: لَا وَ لَکِنَّهُ قَدْ أُضِیفَ إِلَی الْإِیمَانِ وَ خَرَجَ مِنَ الْکُفْرِ وَ سَأَضْرِبُ لَکَ مَثَلاً تَعْقِلُ بِهِ فَضْلَ الْإِیمَانِ عَلَی الْإِسْلَامِ أَ رَأَیْتَ لَوْ بَصُرْتَ رَجُلاً فِی الْمَسْجِدِ أَ کُنْتَ تَشْهَدُ أَنَّکَ رَأَیْتَهُ فِی الْکَعْبَهِ؟ قُلْتُ: لَا یَجُوزُ لِی ذَلِکَ قَالَ: فَلَوْ بَصُرْتَ رَجُلاً فِی الْکَعْبَهِ أَ کُنْتَ شَاهِداً أَنَّهُ قَدْ دَخَلَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ؟ قُلْتُ: نَعَمْ قَالَ: وَ کَیْفَ ذَلِکَ؟ قُلْتُ: إِنَّهُ لَا یَصِلُ إِلَی دُخُولِ الْکَعْبَهِ حَتَّی یَدْخُلَ الْمَسْجِدَ فَقَالَ: قَدْ أَصَبْتَ وَ أَحْسَنْتَ ثُمَّ قَالَ: کَذَلِکَ الْإِیمَانُ وَ الْإِسْلَامُ. «حمران بن اعین می گوید: شنیدم امام باقر(علیه السلام) می فرمود: ایمان چیزی است که در قلب مستقر می شود و بنده را به سوی خداوند عزّ و جلّ می کشد و تصدیق می کند ایمان را، عمل به طاعت خداوند و تسلیم در برابر امر خداوند. اسلام چیزی است که ظاهر می شود از قول و فعل مردم، و همان چیزی است که جماعه مردم بر آنند از تمام فِرَق، و به سبب اسلامِ ظاهری است که خون ها [جان ها] محفوظ است و میراث اجراء می شود و ازدواج جایز است و اجتماع می کنند بر نماز و زکاه و روزه و حج. پس با آن از کفر بیرون شدند و اضافه ای به ایمان پیدا کردند. اسلام شریک و ملازم ایمان نیست ولی ایمان شریک و ملازم اسلام است و این دو در گفتار و کردار با هم جمع می شوند، چنان که کعبه در مسجد است ولی مسجد در کعبه نیست. هم چنین ایمان شریک و ملازم اسلام است، ولی اسلام شریک و ملازم ایمان نیست. خداوند عزّ و جلّ فرموده است: «اعراب گفتند ما ایمان آوردیم، بگو ایمان نیاوردید بلکه بگویید مسلمان شدیم و هنوز ایمان در دلتان داخل نشده است» پس سخن خداوند عزّ و جلّ راست ترین گفتارهاست. گفتم: آیا مؤمن فضلی بر مسلم در چیزی از فضائل و احکام و حدود و غیر آن دارد؟ فرمودند: خیر، آن ها در این باره یکسانند، ولی مؤمن بر مسلم در اعمال و تقرّبی که به خداوند عزّ و جلّ می جوید برتری دارد. گفتم: مگر این گونه نیست که خداوند عزّ و جلّ می فرماید: «هر کسی که حسنه آوَرَد ده برابر دارد» در حالی که شما اعتقاد دارید همه بر نماز، زکات، روزه و حج با مؤمن اتفاق دارند؟ حضرت فرمودند: مگر این گونه نیست که خداوند عزّ و جلّ می فرماید: (فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَهً) پس مؤمنان هستند که خداوند عزّ و جلّ برایشان حسنات را چند برابر می کند، برای هر حسنه ای هفتاد برابر. این فضل مؤمن است و خداوند به اندازه ی درجه ی ایمانش، به حسنات او برابرهای بسیاری می افزاید و خداوند هرچه که خیر باشد برای مؤمن انجام می دهد. عرض کردم: به نظرتان آیا کسی که داخل در اسلام است، داخل در ایمان نیست؟! فرمودند: نه، ولی نسبتی به ایمان پیدا کرده و از کفر خارج شده است و من برای تو مثالی می آورم که فضل ایمان را بر اسلام بفهمی، [و آن این که] اگر کسی را در مسجد الحرام دیده باشی، آیا می توانی شهادت دهی که او را در خانه ی کعبه دید ه ای؟ گفتم: این برای من جایز نیست، فرمودند: اگر مردی را در خانه ی کعبه دیده باشی، آیا شهادت می دهی که وارد مسجد الحرام شده؟ گفتم: بله، فرمودند: این چگونه است؟ گفتم: او تا داخل در مسجد نشود، نمی تواند وارد کعبه شود. فرمودند: درست فهمیدی و خوب گفتی، سپس فرمودند: ایمان و اسلام هم این گونه است.» در این روایت می فرماید: اسلام که جماعت مردم از کل فرقه ها بر آن هستند، ایمان نیست و حداقل یک علّت آن این است که ولایت در آن نمی باشد و با این که نماز، زکات، صوم و حج دارد، فقط از کفر خارج کرده و اضافه ای به ایمان پیدا می کند و در همین حدّ محقون ماندن دماء، جری مواریث و جواز نکاح کاربرد دارد و می فرماید: «الْإِسْلَامُ لَا یَشْرَکُ الْإِیمَانَ وَ الْإِیمَانُ یَشْرَکُ الْإِسْلَامَ» اسلام شریک ایمان نیست؛ یعنی کسی می تواند مسلم باشد ولی مؤمن نباشد، ولی ایمان شریک اسلام است؛ یعنی کلّ مؤمنٍ مسلم، امّا لیس کلّ مسلمٍ بمؤمن. P همان، ح1، ص25: مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): أَخْبِرْنِی عَنِ الْإِسْلَامِ وَ الْإِیمَانِ أَ هُمَا مُخْتَلِفَانِ؟ فَقَالَ: إِنَّ الْإِیمَانَ یُشَارِکُ الْإِسْلَامَ وَ الْإِسْلَامَ لَا یُشَارِکُ الْإِیمَانَ فَقُلْتُ: فَصِفْهُمَا لِی فَقَالَ: الْإِسْلَامُ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ التَّصْدِیقُ بِرَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) بِهِ حُقِنَتِ الدِّمَاءُ وَ عَلَیْهِ جَرَتِ الْمَنَاکِحُ وَ الْمَوَارِیثُ وَ عَلَی ظَاهِرِهِ جَمَاعَهُ النَّاسِ وَ الْإِیمَانُ الْهُدَی وَ مَا یَثْبُتُ فِی الْقُلُوبِ مِنْ صِفَهِ الْإِسْلَامِ وَ مَا ظَهَرَ مِنَ الْعَمَلِ بِهِ وَ الْإِیمَانُ أَرْفَعُ مِنَ الْإِسْلَامِ بِدَرَجَهٍ إِنَّ الْإِیمَانَ یُشَارِکُ الْإِسْلَامَ فِی الظَّاهِرِ وَ الْإِسْلَامَ لَا یُشَارِکُ الْإِیمَانَ فِی الْبَاطِنِ وَ إِنِ اجْتَمَعَا فِی الْقَوْلِ وَ الصِّفَهِ. «سماعه می گوید خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: به من بفرمایید آیا اسلام و ایمان متفاوتند؟ فرمودند: ایمان مشارک با اسلام است ولی اسلام مشارک با ایمان نیست [کلّ مؤمنٍ مسلم و لکن لیس کلّ مسلمٍ بمؤمن] عرض کردم آن دو را برای من وصف کنید. فرمودند: اسلام شهادت به لا اله الا الله و تصدیق به رسول الله(صلی الله علیه و آله) است که با آن دماء محقون می شود و بر آن اساس نکاح و ارث جاری می شود و جماعت مردم بر ظاهر اسلام هستند، ولی ایمان هدایت است و آن چیزی است که در قلوب از صفت اسلام ثابت می شود و آن چه از عمل به آن ظاهر شده است. ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است. ایمان مشارک اسلام در ظاهر است، ولی اسلام مشارک ایمان در باطن نیست، هرچند این دو در قول و صفت مجتمعند.» اگر کسی ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را قبول نداشته باشد بر هدایت نیست. پس طبق این روایت ایمان نیز ندارد؛ زیرا فرمود: «الْإِیمَانُ الْهُدَی». مخالف گرچه در قول و صفت با مؤمن مشترک است و شهادت به رسالت رسول الله(صلی الله علیه و آله) می دهد، ولی فی الواقع تسلیم نیست و آن چیزی را که باید اقرار کند، اقرار نمی کند. پس نمی توانیم بگوییم مؤمن است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه