بررسی گستره ی فقهی اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر ، اقسام و احکام اراضی صفحه 419

صفحه 419

وَ هِیَ لَهُمْ» آن است که ملکیت محیی مادامی که مزیلی _ مانند بیع، ارث، هبه، و ... _ نیامده برای همیشه باقی است؛ زیرا می فرماید: «مَنْ أَحْیَا أَرْضاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَهِیَ لَهُ» یعنی آن زمین مال محیی است. یا در روایتی که می فرماید: «مَنْ أَحْیَا مَوَاتاً فَهُوَ لَهُ» آن موات ملک او می شود، نه آن که احیاء مال محیی می شود. ظاهر آن است که احیاء حیثیت تعلیلیه برای تملّک رقبه می باشد.

تلقّی عرفی از این روایات آن است که وقتی ارض با احیاء ملک محیی شد، بقاءآً هم ملک او خواهد بود و احیاء نظیر بیع، هبه، حیازت مباحات اصلیه و ... از اسباب تملّک همیشگی است، مگر این که مخرجی پیدا شود.

امّا بعضی می گویند خود این روایات این استظهار را نفی می کند و تملّک مادامی است که احیاء وجود داشته باشد و با عروض موتان، ارض از ملک خارج می شود؛ زیرا می فرماید: «مَنْ أَحْیَا أَرْضاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَهِیَ لَهُ» یعنی اگر زمینی که ملک محیی بود و موتان بر آن عارض شد، اگر کس دیگری آن را إحیاء کند طبق این روایت آن را مالک می شود. بنابراین این روایات بیان می کند که محیی مادامی که زمین محیاه است مالک می باشد و با عروض موتان از ملکش خارج می شود.

ولی این کلام درست نیست؛ زیرا «مَنْ أَحْیَا أَرْضاً مَوَاتاً فَهِیَ لَهُ» وقتی به عرف القاء می شود، مطمئناً منصرف است از جایی که ملک دیگری باشد و نظیر روایاتی است که می فرماید: «من حاز ملک» (1)یعنی حیازت چیزی که ملک دیگری نیست


1- روایتی با چنین مضمونی در کتب روایی وارد نشده و برخی فقهاء گفته اند این عبارت، مضمون روایاتی مثل «للعین ما رأت و للید ما اخذت» است. ü مستمسک العروه الوثقی، ج 12، ص124: ثمَّ إنه قد استدل علی الوجه الأول من الوجوه التی ذکرناها، بما دل علی أن من حاز ملک، فان المضمون المذکور و إن لم یرد به نص بلفظه، فقد ورد ما یدل علی معناه، مثل قوله(علیه السلام): «للید ما أخذت و للعین ما رأت».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه