- مقدمه 1
- [منظور خدا از خلق انسان] 2
- صلوة خاشعین [و یک سوال دربارهی باطن صلوة] 3
- پاسخ 3
- پیروی از سابقان 4
- مدد گرفتن از رسالت و امامت 5
- شناخت نمایندگان خداوند 6
- عبادت بی دستور 6
- فَهُوَ لَکُمْ 7
- «شعر» 7
- استواری در راه ولایت 9
- ابواب معارف الهیه 9
- کَلِمَةَ التَّقْوی چیست؟ 10
- مهدویت و بقاء توحید 12
- نتیجه 13
- کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی 14
- گروه رستگاران 14
- صلوه ذرّیه 16
- قطب بشریت 18
- دستور ذکر 19
- ذکر علی علیه السلام 20
- وقوف در آیات و روایات 22
- ذکر مولا 24
- سؤال شب معراج 32
- شهر ولایت مأمن اهل ایمان 34
- ایمان به ایمان 34
- نورالله کیست؟ 36
- آب و حیاتبخشی آن 37
- تکبیره الاحرام 43
- «شعر» 46
- «تو خود حجابی» 48
- برخی از آثار اعتقادی آیت الله بحرالعلوم 50
- پی نوشت 52
جالب است بدانیم که حضرت ابراهیم (معلم و مربی توحید) در مقام دعا و عرض حال، اسکان ذریه خود را در مکه و نزد بیت، به منظور اقامهی صلوة معرفی میکند.
«رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ» (46)
آیا توجه مردم باید به بیت باشد و یا به ذریهی ابراهیم؟
کسی در اهمیت و عظمت بیتالله الحرام شک و تردید ندارد، ولی باید بدانیم، عظمت خانه از این است که نماد محوریت امیرالحاج الهی (از ذریه ابراهیم) است.
خوب، توجه مردم دنیا به ذریهی ابراهیم (عترت طاهرین علیهم السلام) چه فایده و ثمری دارد؟
اینجاست که بحث زمینهسازی ظهور و اقامهی صلوةِ ولایت پیش میآید.
تبلیغ ولایت و از خوبیهای امامت گفتن، مردم دنیا را به فضائل آل ابراهیم (عترت طاهرین) آشنا ساختن و از شیرینی ظهور نور و بارش طهور، سخن به میان آوردن، قلوب مردم را به بزرگی آن حضرات، معطوف میدارد و مقدمات ظهور (اقامه صلوة) کنار بیت الله الحرام فراهم میگردد.
پس با این بیان، نیز به انحصاری بودن پرچم داران عصر فلاح و خوشبختی (عصر ظهور) رسیدیم و دانستیم که اقامهی صلوةِ ولایت در کنار کعبه، به وسیلهی ذریهی ابراهیم (اولاد اسماعیل یعنی عترت طاهرین علیهم السلام) انجام میگردد.
آیهی شریفه را دوباره دقت کنید:
«رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ» (47)