اسرار نماز صفحه 85

صفحه 85

پس هر قدر که مجتمع شود گناهان در

دل ، زنگ و کدورت آن زیادتر می شود، به حدی که مهر کرده می شود و در این حالت کور می شود دل و باز می ماند از ادراک حق و صلاح کار دین خود و سست می گیرد امور آخرت را و عظیم و بزرگ می شمارد کار دنیا را و همت خود را مقصور می گرداند در تحصیل مرادات فاینه دنیوی و مبادرت می نماید به امور واجبه ، از روی اضطرار یا از راه عادت و اجبار و اگر به گوشش رسد سخن آخرت و آنچه در آن است : از هولها و خطرها و عقبه ها که این کس را که در پیش است ، چون اهتمامی ندارد به آن ، داخل می شود از یک گوش و بیرون می رود از گوش دیگرش و اصلا در دلش قرار و استقرار به هم نمی رساند. مثل کسانی که قصه و حکایتها می شنوند و گوش به آن می دهند و به طبعشان خوش می آید ولی بعد از اتمام آن ، چیزی از آن حکایات ، در ذکرشان نمی ماند و فورا مشغول می شوند به تحصیل و تکثیر دنیا و جمع کردن اسباب ، آن و می کوشند در آن و اصلا حرفهای آخرت تحریک نمی کند دل ایشان را به جانب توبه و انابت و ترک دنیا و طلب عقبی نعوذبالله منه .

این است معنی سیاه شدن دل به سبب کثرت گناهان و حضرت رسول (صلی الله علیه وآله ) فرمودند: قلب المؤمن اجرد، فیه سراج یزهر، و قلب الکافر اسود منکوس دل مؤمن صاف است و

در او چراغی است که ، روشنی می دهد. و دل کافر سیاه و برگشته است و حضرت امام محمد باقر صلوات الله علیه فرموده : ان القلوب ثلاثه : قلب منکوس لایعی شیئا من الخیر و هو قلب الکافر، و قلب فیه نکته سوداء و الخیر والشر فیه یختلجان فایهما کان غلب علیه و قلب مفتوح فیه مصابیح تزهر لایطفی نوره الی یوم القیامه دلها بر سه دسته است : یکی دلی است که برگشته و واژگونه است ، داخل نمی شود چیزی از خیر در آن دل و آن دل کافر است و دل دیگر هست که در آن نقطه سیاهی است و خیر و شر در آن در می آیند، پس هر کدام از آن دو باشد غالب آید بر آن . و دل دیگر هست که باز می باشد و در آن ، چراغهای نورانی است که خاموش نمی شود و نمی میرد تا روز قیامت .

پس تفکر و تاءمل کن در قول حضرت (علیه السلام ) که فرموده است که : نه می میرد نور او تا روز قیامت این است عنی نور قلب ، به معنی ثانی ، که او باقی است اگر چه فانی شود بدن به خلاف قلب به معنی اول که بعد از برطرف شدن جسم باقی نمی ماند.

و روایت کرده است زراره از ابی جعفر (علیه السلام ): ما من عبد الا وفی قلبه نکته بیضاء فاذا اذنب ذنبا دخل فی النکته نکته سوداء فان تاب ذهب ذلک السواد و ان تمادی فی الذنوب زاد ذلک السواد حتی یغطی البیاض ، فاذا غطی البیاض لم

یرجع صاحبه الی خیر ابدا نیست بنده ای مگر آنکه در دل او، نقطه سفیدی است پس چون مرتکب شد گناهی را، داخل می شود در آن نقطه نقطه سیاهی و به زیادی گناه ، زیاد می شود پس اگر توبه کرد، می رود آن سیاهی تا آن که فرا می گیرد دل را سفیدی و اگر توبه نکند و همچنان بر گناهان خود ادامه دهد، سیاهی حاصل از گناه می پوشاند سفیدی را، پس چون پوشانید سفیدی را، برنمی گردد صاحبش به خیری هرگز.

این است معنی قول خدای تعالی ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون سوره اعراف آیه 201 به درستی که آنان که پرهیزکارند، هرگاه داخل شود در دلشان وسوسه ای از شیطان متذکر یاد خدا میشوند پس آنگاه ایشان بینا و دل آگاه می گردند. خبر داده حق تعالی در این آیه ، به آنکه جلای دل ، حاصل می شود به ذکر خدا و به آنکه پرهیزکاران ، یاد خدا کنندگاند ، پرهیزکاری دری است که باز می شود به یاد خدا و یاد خدا دری است که از آن در، می رسند به فوز اکبر، که آن لقاء الله است چنانچه حق تعالی فرموده است : فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا ولایشرک بعباده ربه احدا سوره کهف ، آیه آخر پس آن کسانی که امیدوار به ثواب پروردگارش است ، پس باید کار شایسته بکند و شریک نگرداند در پرستش پروردگارش هیچکس را.

و بدان که دل ، مثال قلعه ، محکم و شیطان مثال دشمنی است که قصد دخول آن قلعه و

استیلاء و تملک به هم رسانیدن به آن قلعه را دارد و نگه داشتن قلعه از دشمن نمی توان مگر به حراست ابواب و اطراف آن ، و امری که جامع تمام مراتب دخول شیطان باشد، اقبال و توجه نمودن به جناب اقدس الهی است قال الله تعالی : ففزوا الی الله سوره ذاریات آیه 50 بگریزید به سوی خدا.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه