حکایت آفتاب: نگاهی به زندگی امام رضا علیه السلام صفحه 37

صفحه 37

روزی یکی از یارانش به او اعتراض کرد که: چرا در مورد شخصیتی مانند امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) با آن که حضرت را می شناسی تاکنون چیزی نسروده ای؟ ابونواس گفت: به خدا سوگند که بزرگی او مانع این کار شد، کسی چون من توان  مدح همچون او را ندارد.

سپس اشعاری  به این مضمون سرود:

قیل لی انت اوحد الناس طرّاً

فی فنون من الکلام النّبیه

لک فی جوهر الکلام بدیع

یثمر الدّرّ فی یدی مجتبیه

فعلام ترکت مدح ابن موسی

والخصال الّتی تجمّعن فیه

قلت لااهتدی لمدح امام

کان جبرئیل خادماً لابیه

خلاصه ی سخن او این است که به من می گویند تو که سخنور بی همتایی هستی، چگونه مدح حضرت رضا (علیه السلام) را با وجود صفات والای او کنار گذاشته ای؟ من گفتم، نمی توانم مدح امامی را بگویم که جبرئیل خدمتگزار پدر او بوده است.(1)

روزی حضرت رضا (علیه السلام) در حالی که بر استر چالاکی سوار بود، بیرون آمد. ابونواس نزدیک شد و سلام کرد و گفت: ای پسر پیامبر، در مورد شما اشعاری گفته ام، دوست دارم بشنوی. حضرت فرمود: بگو، ابونواس سه بیت از اشعار خویش را خواند از جمله:


1- کشف الغمه، 3/158.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه