- خلاء شیوه های دعوت 1
- اشاره 7
- قصه 12
- خاطره 13
- شمارش نعمت ها و نمایش نعمت ها 15
- پژوهش قرآنی 20
- نعمت شماری در دعای عرفه 21
- سوره های نعمت شماری 33
- اشاره 35
- خاطره 37
- نمونه هایی از آیات الهی در آینه قرآن 40
- خاطره 43
- پیامبر و تماشای ستاره ها 46
- زمامداران مسلمان، نیایش گران عاشق 49
- طاووس، نشانه ای از نشانه های خدا 50
- شگفتی های آفرینش خفاش 54
- اشاره 56
- اشاره 88
- دعای پناه جویی (استعاذه) (دعای هشتم صحیفه): 94
- خطرات طبیعی 97
- خطرات مرگ های ناگوار 97
- خطرات اجتماعی 98
- خطر گناهان 100
- خطرهای معنوی و اعتقادی 104
- اشاره 105
- الف ویژگی های شیطان 105
- شیطان خطری جدی 105
- ب- اهداف شیطان 107
- ج- ابزار شیطان 112
- د- روشهای شیطان 116
- ه_ - راه های مقابله و خنثی سازی 122
چهارم این که: احساس می کنم که بین ارزش هدیه و نوع تشکر رابطه ای معنادار وجود دارد. همه جا یک جور عکس العمل نشان نمی دهم، بلکه به نسبت ارزش هدیه یا موقعیتی که در آن قرار گرفته ام یا شخص هدیه دهنده فرق می گذارم و در هرجا به گونه ای تشکر می کنم.
اگر یکی از دوستان خودکاری را هدیه داد، شاید یک کلمه را کافی بدانم، مثلاً بگویم متشکرم. اما اگر خودنویسی اعلاء بود چند کلمه می گویم، اگر سکه ای طلا یا اتومبیل بود به دنبال کلمات تازه و بیش تر می گردم، شاید با شعری یا متنی ادبی احساس خود را بیان کنم. اگر هدیه او خانه ای مورد نیاز من یا شغلی متناسب با من بود خود را مدیون می دانم و بارها و بارها با ادای احترام از او تشکر می کنم و یکی دوبار تشکر را ناکافی می دانم.
گاهی هدیه از این حرف ها بالاتر است کسی است؛ که کلیه اش را به من هدیه داده و یا جراحی که جان مرا به من برگردانده و یا کسی که با اهدای عضوی سلامتی مرا باز گردانده، در این گونه موارد عکس العمل من به طور کلی فرق می کند شاید هزاران بار تشکر را ناکافی می دانم، حتی لازم نمی دانم که او حضور داشته باشد، در عالم تنهایی و خلوت خود از او به خوبی یاد می کنم؛ با خودم زمزمه می کنم و با کلماتی از لطف او تشکر می کنم.
او بود که به من کلیه داد بدون این که از من توقعی داشته باشد، بدون این که بر من منتی بگذارد؛ فقط چون مرا دوست داشته در