سیمای متهجدین صفحه 23

صفحه 23

مضطرب گردم و از جمله صابران نباشم. دوم آن که حفظ حریم حرمتت لازم است و مبادا که در وقت دست و پا زدن جامه مبارکت را به خون آلوده سازم و از جمله ارباب عقوق و عصیان گردم. ابراهیم علیه السلام وصیت وی را پذیرفت و فرمود: دیگر وصیت داری؟

گفت: دوم وصیتم این است که به وقت قربانی صورتم را بر خاک نهی به دو سبب: اول آن که می خواهم صورت مذّلت در مقابل پروردگار عزّت به خاک بسایم و جبینم را به خاک عبودیّتش بیالایم. شاید از سر رحمت به من عاصی بنگرد و دوم آن که می خواهم در وقت قربانی صورت مرا نبینی؛ چرا که شاید مهر پدری به جنبش آید و در نفاذ امر الهی خللی وارد گردد.

ابراهیم علیه السلام این وصیّت را هم قبول کرد و فرمود: دیگر وصیّتی داری؟ اسمعیل علیه السلام فرمود: وصیت آخر من این است که چون به خانه روی با مادرم درشتی مکنی و او را در این غم دلدار باشی و به وی تسلی بخشی و به وی سلام مرا برسان و بگو مرا حلال کند و در فراق من شکیبا باشد که خدا صابران را دوست می دارد. چون خواست که اسمعیل علیه السلام را قربانی کند، به امر الهی کارد نتوانست گردن وی را ببرد و ناگهان گوسفندی به فدیه آن از طرف پروردگار متعال فرستاده شد که به دست ابراهیم علیه السلام در راه حق قربانی شد.»(1)

محبت الهی از دیدگاه امام سجاد« علیه السلام »

امام سجاد علیه السلام در مناجات هشتم از مناجات خمس عشر که به نام«مناجات مریدین» و مشتاقین است می فرماید: «... و ما را به آن بندگان خاصّت که با سرعت به سوی تو مبادرت می جویند و دائم حلقه بر در تو می زنند و شب و روز ترا پرستش می کنند و از هیبت و عظمتت ترسان و هراسانند ملحق فرما. همان بندگان پاک که آب از سرچشمه


1- 1_ قصه های قرآن ص 178
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه