سیمای متهجدین صفحه 86

صفحه 86

بالنداء»؛ یعنی آه اگر من در نامه عملم کار بدی را بخوانم که از یاد برده ام حال آن که تو آن را به شمار آورده باشی و بفرمایی: او را بگیرید. پس آن گاهوای بر گرفتاری که خانواده اش او را نجات نمی دهد و طایفه اش به وی نفعی نمی رساند و اگر فریادش را بلند کند، مردم به او ترحّمی نمی کنند.

سپس فرمود: «آه من نار تنضج الأکباد و الکُلَی، آه من نار نزاعه للشوی، آه من غمره من ملهبات لظی»؛ یعنی آه از آتشی که جگرها و کلیه ها را می پزد، آه از آتشی که پوست بدن را می کَنَد، آه از شدت شراره های دوزخ.

آن گاه به گریه افتاد تا جایی که دیگر حرکتی و حسی در او ندیدم. گفتم از بس بیدار مانده خواب بر او غلبه کرده است. نزدیک او رفتم دیدم مانند تکه چوبی افتاده است، حرکتش دادم. حرکت نکرد. گفتم: «اِناللّه و اِنا اِلیه راجعون» به خدا علی بن ابیطالب علیه السلام فوت کرد. فوراً به منزلش رفتم تا خانواده اش را از مرگ او مطلع سازم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: «یا اباالدرداء، ما کان من شأنه و من قضیّته؟»؛ یعنی ای ابودرداء! علی چطور بود؟ داستانش چیست؟ وقتی قضیه را به ایشان گفتم. به من فرمود: «واللّه یا أبا الدرداء الغشیه اللّتی تأخذه من خشیه اللّه»؛ یعنی به خدا سوگند، ای ابودرداء! این که دیدی غش کرده، حالتی است که از خوف خدا بر او عارض می شود. سپس آب آوردند و بر صورتش پاشیدند و او به هوش آمد و به من نگاه گرد و دید گریه می کنم. فرمود: «ممّا بکاؤک یا اباالدرداء»؛ یعنی ای ابادرداء! چرا گریه می کنی؟ گفتم: از آنچه می بینم با خودت انجام می دهی. فرمود: «یا اباالدرداء فکیف و لو رأیتنی و دُعی بی اِلی الحساب و أیقن أهل الجرائم بالعذاب و احتوشتنی ملائکه غلاظ، و زبانیه فظاظ، فوقفت بین یدی الملک الجبّار، قدأسلمنی الأحبّاء، و رحمنی أهل الدنیا، لکن أشدّ رحمه لی بین یدی من لاتخفی علیه خافیه»؛ یعنی ابادرداء! چگونه اگر مرا ببینی که به پای حساب دعوتم کرده اند و گناهکاران به عذاب یقین یافته اند، و فرشتگان سختگیر و زبانیه تندخو به محاصره ام درآورده اند، در برابر خدای جبّار ایستاده ام، دوستان مرا واگذاشته و اهل دنیا به حالم رقّت آورده اند. من که در برابر خدا قرار گرفته ام چیزی بر او مخفی نمی ماند. در آن حال بیشتر به حال من رحمت خواهی کرد. ابودرداء بعد از بیان این مطلب گفت: به خدا سوگند ، هیچکدام از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را چنان ندیده ام.(1)

106 - در فلاح السائل آمده که صاحب کتاب «زهد مولانا علی بن ابیطالب علیه السلام » گوید:


1- 1_ أمالی صدوق صص 48 و 49
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه