سیمای متهجدین صفحه 95

صفحه 95

و نیز از آن سرور نقل شده که فرمود: «سوگند یاد می کنم به ذات خدا، که به خواست خدا نفس خویش را چنان ورزیده سازم و گرسنگی بدهم که به قرص نانی و اندکی نمک قناعت بورزد و آن را مغتنم بشمارد. همانا آن قدر (در خلوتهای شب) بگریم که آب چشمه چشمم خشک شود. شگفتا، آیا این درست است که شتران در چراگاهها شکم خویش را انباشته کنند و در خوابگاه خویش بخسبند و گوسفندان در صحراها خود را سیر کنند و در جایگاه خویش آرام گیرند، علی نیز شکم خویش را سیر کند و در بستر خود استراحت کند؟ چشم علی روشن! پس از سالیان دراز به چهارپایان اقتدا کرده است!؟»(1)

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

درباره امام حسن مجتبی علیه السلام آورده اند که در نماز او را حالی فوق العاده در مرز ازخودبیگانگی بود و در شرح حال او در نماز نوشته اند: آنگاه که به نماز می ایستاد از خود بیگانه و در جمال و جبروت الهی محو و فانی می شد. در نماز شب او می لرزید و تمام اندامش رعشه داشت. به هنگامی که «ایّاک نعبد» می گفت چنان بود که گویی از همه ماسوی بریده است و فقط و فقط در جهان یک منشأ و مبدأ هستی و یک وجود قابل ذکر شناخته است و یا به عبارتی دیگر چنان بود که گویی همه خواری و ذلّت و ناداری و فقر خود را عرضه می کرد و خود را با تمام وجود محتاج عنایت او می دانست. احتیاج و نیازمندی از کل وجود او می بارید و راه نجات را جُز با گشایش دریچه رحمتی از سوی او به خود بسته می دید. هر شب سوره کهف را تلاوت می فرمود و چون به نماز سحرگاهی می پرداخت، با هیچکس سخن نمی گفت و یاد خدا می کرد تا آفتاب برآید.

حضرت امام حسین علیه السلام

شهید مطهری (ره) درباره امام حسین علیه السلام و اشتیاق وافر آن سرور به ورد سحری و مناجات شبانگاهی چنین آورده است: «در عصر تاسوعا، لشکر عمر سعد طبق دستور عبیداللّه زیاد حمله کردند. همین شبانه می خواهند با حسین علیه السلام بجنگند. حسین علیه السلام به وسیله برادرش ابوالفضل العباس علیه السلام از اینها می خواهد که یک شب را مهلت بدهند.


1- 1_ نهج البلاغه نامه 45
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه