آقابهرام ابروهایش را گره زد: خجالت بکش! واسه منم فیلم بازی می کنی؟ وقتی بزرگترت صدات می کنه جواب بده، حتماً کارت داره، پاشو.
فرشید دوباره پتو را کشید روی سرش: ولم کن بابا خوابم میاد.
آقابهرام لب هایش را به هم فشار داد. دست گرفت به کمر: «باشه، حالا که انقد بی ادبی دیگه از پول خبری نیست!»
و همانطور که تند از اتاق خارج می شد، گفت: تا تو باشی وقتی بزرگترت صدات کرد زود جواب بدی، تنبل!