آن وقتي كه امام صادق (ع) به امامت رسيدند در دنياي اسلام در آفريقا، در خراسان، در فارس، در ماوراءالنهر، در جاهاي مختلف دنياي اسلام درگيريها و جنگهاي زيادي بود و مشكلات بزرگي براي بنياميه پيش آمده بود و امام صادق (ع) از فرصت استفاده كردند براي تبيين و تبليغ همان سه نقطهاي كه در زندگي امام سجاد اشاره شد يعني معارف اسلامي، مسألهي امامت و بخصوص تكيه بر روي امامت اهلبيت و اين سومي در دوران زندگي امام صادق (ع) در مرحلهي اول آن بوضوح مشاهده ميشود.
يك نمونه اين است كه عمرو بن ابي المقدام، روايت ميكند: «رأيت اباعبدالله (ع) يوم عرفه بالموقف و هو ينادي باعلي صوته» حضرت در عرفات در روز عرفه در اجتماع مردم و در وسط مردم ايستاده بود و با بلندترين فرياد يك جملهاي را ميگفت به يك طرف رو ميكرد اين جمله را ميگفت و بعد به آن طرف ديگ رو ميكرد و ميگفت، سپس به طرف ديگر و طرف ديگر. در هر طرف سه مرتبه جملاتي را تكرار ميكرد (توجه كنيد به كاربرد كلمهي امام و اثرات اين بيان يعني بيدار كردن مردم نسبت به حقيقت امامت و برانگيختن اين فكر كه آيا اينهايي كه سر كارند شايستهي امامتند يا نه؟) و آن جملات اين بود.
«ايها الناس ان رسول الله (ص) كان هو الامام ثم كان علي بن ابيطالب، ثم الحسن، ثم الحسين، ثم علي بن الحسين، ثم محمد بن علي، ثم هاه [19] فينادي ثلاث مرات لمن بين يديه و لمن خلفه و عن يمينه و عن يساره اثنا عشرة صوتا».
«اي مردم، همانا امام، رسول خدا بود، و پس از او علي بن ابيطالب، و