عنصر مبارزه در زندگانی ائمه علیهم السلام صفحه 35

صفحه 35

زندگي اين بزرگوار است كه متأسفانه از زندگي آن حضرت يك گزارش درست و روشنگر در دست نداريم. گاه چيزهاي در زندگي آن حضرت ديده مي‌شود كه بيننده را مبهوت مي‌كند. مثلا از بعضي روايات برمي‌آيد كه ايشان چندي دور از چشم عمال حكومت و شايد مخفي يا متواري بوده‌اند يعني دستگاه هارون در تعقيب آن حضرت بوده و ايشان را پيدا نمي‌كرده است. خليفه كساني را مي‌برده و شكنجه مي‌كرده كه بگوييد موسي بن جعفر كجاست؟ و اين يك امر بي‌سابقه در زندگي ائمه است. از جمله ابن شهرآشوب در مناقب روايتي را نقل مي‌كند كه چنين چيزي از آن برمي‌آيد: «دخل موسي بن جعفر بعض قري الشام متنكرا هاربا» [24] درباره‌ي هيچ يك از ائمه چنين چيزي نداريم. اينها نشان دهنده‌ي يك جرقه‌هايي در زندگي امام موسي بن جعفر است و با ملاحظه‌ي اينهاست كه معناي آن زندان و حبس ابد كذايي معلوم مي‌شود و الا هارون، اول كه به خلافت رسيد و به مدينه آمد همان طور كه شنيده‌ايد موسي بن جعفر را كاملا مورد نوازش قرار داد و احترام كرد و اين داستان، معروف است كه مأمون نقل مي‌كند كه حضرت بر دراز گوشي سوار بودند و آمدند تا وارد منطقه‌اي كه هارون نشسته بود شدند هرچه خواستند پياده بشوند هارون نگذاشت قسم داد كه بايد تا نزد بساط من سواره بياييد و ايشان سواره آمدند، و آن حضرت را احترام كرد و با هم چنين و چنان گفتند وقتي مي‌رفتند هارون به من و امين گفت ركاب ابي الحسن را بگيريد تا آخر داستان، جالب اين كه در اين روايت مامون مي‌گويد پدرم هارون به همه 5 هزار دينار و 100 هزار دينار (يا درهم) عطيه و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه