ديگران در تاريخ زندگي ائمه ديده ميشود. آن نوع مبارزه را هم ائمه عليهمالسلام نداشتند، البته همين جا اشاره كنم (بعدا اگر رسيديم و وقت بود يك قدري تفصيلي تر عرض خواهم كرد) آنها را بطور مطلق تخطئه هم نميكردند. بعضي را تخطئه ميكردند به دلايلي غير از نفس مبارزهي مسلحانه. بعضي را هم تاييد كامل ميكردند در بعضي هم شركت ميكردند به شكل كمك پشت جبهه.
به اين حديث از امام صادق (ع) توجه كنيد:
«لوددت ان الخارجي يخرج من آل محمد و علي نفقة عياله»
«هر آينه دوست دارم كه خروج كنندهي آل محمد قيام كند، و مخارج خانوادهاش بر عهدهي من»
كمك مالي، كمك آبروئي، كمك به جا دادن و مخفي كردن و از اين قبيل. لكن خودشان بعنوان ائمه عليهمالسلام آن سلسلهاي كه ما ميشناسيم، وارد در مبارزهي مسلحانه نبودند و نميشدند. مبارزهي سياسي نه آن اولي است و نه اين دومي، بلكه عبارت است از مبارزهاي با يك هدف سياسي. آن هدف سياسي چيست؟ عبارت است از تشكيل حكومت اسلامي و به تعبير ما حكومت علوي.
ائمه از لحظهي وفات رسول الله (ص) تا سال 260 درصدد بودند كه حكومت الهي را در جامعهي اسلامي به وجود بياورند. اين اصل مدعاست. البته نميتوانيم بگوييم كه ميخواستند حكومت اسلامي را در زمان خودشان - يعني هر امامي در زمان خودش - به وجود بياورند. آيندههاي ميان مدت و بلند مدت و در مواردي هم نزديك مدت وجود داشت. مثلا در زمان امام مجتبي (ع) به نظر ما تلاش براي ايجاد حكومت اسلامي در آيندهي كوتاه