جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در نهضت امام حسین (ع) صفحه 6

صفحه 6

در بخش قبل جمله هایی از خطبه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در فریاد بیداری آورده شد که در بخش حاضر موظف شدیم برخی نکته ها و درس های عمیق و ژرفی را که در آن نهفته و از جنبه های مختلف تأمل برانگیز است اشاره کنیم و بعضی را با پرداخت و تبیین و بررسی گسترده و عمیق مورد توجه قرار دهیم ابتدا به اشارات می پردازیم الف توان گران و صاحبان زر و زور از

عالمان دین بیم و خوف در دل می پرورند.این بیم و خوف به آن دلیل است که عالمان دینی از سوی خدا و بوسیله تعالیم اسلام مسئولیت بزرگ پاسداری از وحی و صیانت از قوانین و احکام دین را بر دوش می کشند.قوانین و احکام دین ما را به مبارزه آشتی ناپذیر با ظلم و استثمار و بردگی فرا می خوانند و ظالمان و بهره کشان را از تضییع حقوق محرومان زمین نهی می کنند.طبیعی است که عالمان دین مسئول تحقیق احکام دینی هستند و قوانین و دستورهای صریحی که به مقابله و مبارزه با قدرت های اقتصادی حاکم بر جهان جهت احیای حقوق ضعفیان و در بند کشیده شدگان زمین مسئولیت و تلاش وقفه ناپذیر و علمای دین را می طلبد. بنابراین خوف و بیم توان گران و صاحبان زر و زور از عالمان دین از محتوای حرکت زا و انقلاب آفرین احکام و قوانین اسلام نشأت می یابد و بدیهی است که اگر عالمان دینی از مسئولیت صیانت و پاسداری از تعالیم دین شانه خالی کنند، خوف و بیم های قدرت های اقتصادی ظلم پیشه و استثمارگر نیز فرو می ریزد و زمینه ظهور نمی یابد و اینجاست که به سهولت و بی هیچ مانعی در گسترش بهره کشی از توده های محروم جامعه از یکدیگر سبقت می گیرند و دامنه ظلم و ستم هایشان را بیشتر و بهتر وسعت می بخشند.ب محرومان و پابرهنگان جامعه عالمان دین را اکرام می کنند و مورد بزرگداشت قرار می دهند. این گرامیداشت از آن روست که دین حق ّ، پاسداران و جانبازانی را می طلبد تا فرهنگ و معارف الهی را از دستبرد بیگانگان مصون و محفوظ دارند و احکام و قوانین متعالی اسلام را که به احیای حقوق مستمندان و

محرومان می پردازد و آنان را از ظلم و بهره کشی می رهاند و به عزت و افتخار و شرافت می رساند.قیام عاشورا و نهضت حسینی در جامعه مستقر گردید و این یاوران اسلام و قرآن را از تعدّی ظلم و فشار اختناق حکومت های جور نجات و رهایی بخشید. بنابراین اکرام و احترام و دوستی محرومان و پا برهنگان جامعه نسبت به علمای دین از عشق و علاقه آنان به دین خدا سرچشمه می گیرد و تا زمانی که عالمان و دانشمندان در مسیر پاکی که به استقرار احکام الهی و استیفای حقوق توده های محروم می انجامد، حرکت کنند از اکرام و محبت و دوستی زجر دیدگان و تهی دستان جامعه برخوردارند و در غیر این صورت به دلیل سرپیچی از وظایف و تکالیف الهی خود، طرد می شوند و مورد نفرت و انزجار توده های مردم قرار می گیرند.ج در کنار ظلمه آرمیدن و در رفاه اقتصادی به سر بردن و از آرامش و آسایش آن برخوردار بودن حق نیست هم چنان که عالمان وابسته به بنی امیه چنین می اندیشیدند.بلکه حقوق آنان وقتی به درستی تأمین می گردد که حقوق اکثر محرومان جامعه احیا شودو در پناه امر به معروف و نهی از منکر عالمان دین سعادت و رفاه عمومی گسترش یابد و در واقع شرافت و کرامت گروه عالمان در پرتو احقاق حقوق مستضعفان جامعه تأمین می شود.دانشمندان مرعوب دستگاه بنی امیه با آن که توده های مردم محروم چشم امید به آنان دوخته بودند، با شکم سیر و غرق در نعمت در کنار حکام ستمگر می غنودند و به برکت مداهنه و چاپلوسی و تمجید از ظلمه به آب و نان می رسیدند. در صورتی که وظیفه الهی امر به

معروف و نهی از منکر بر دوش آنان سنگینی می کرد و موظف بودند، ستمگران بنی امیه را از رفتار ناشایستشان باز دارند و به استیفای حقوق محرومان همت گمارند.د) شگفت این که عالمان دینی در آغوش بنی امیه غنوده خود را مستحق بهشت می دانستند و ظلم پذیری و قصور در انجام وظایف اجتماعی خویش را با عبادت خدا و تمنّای مقامات والای اخروی جمع شدنی می دانستند. غافل از این که امر به معروف و نهی از منکر از چنان اهمیتی برخوردار است که شب و روز در محراب عبادت ایستادن و به مناجات و راز و نیاز پرداختن در صورتی که همراه با ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر باشد، پشیزی ارزش و اعتبار ندارد و نه فقط موجبات تقرب به درگاه خداوند را فراهم نخواهد آورد، که بیم آن می رود صاعقه ای از سوی خدا فرود آید و چنین عبادت کنندگان گوشه گیر و بریده از مسئولیت های اجتماعی را در کام خود فرو برد. چنان که نمونه های فرود و نزول این عذاب رنج زای الهی در تاریخ وجود دارد و کسانی که از انجام فریضه امربه معروف و نهی از منکر در قیام عاشورا و نهضت حسینی امتناع و اجتناب ورزیدند و فساد گستران و ظلم پیشگان جامعه را به حال خود رها کردند در کام عذاب فرو رفتند.ه_) آنچه عالمان دینی جامعه اسلامی فرو رفته در ظلم و فساد بنی امیه را از انجام وظیفه های الهی شان باز می داشت ترس از صولت ظالم و مرعوب گشتن از برق سر نیزه ها و چشم داشت به انعام و اکرام ظلمه بود.این بیم و امید باعث شده بود که دین

خدا ملعبه دست بنی امیه شود و با سکوت رضایت آمیز عالمان دینی و توجیه و تفسیر عملکردهای ناصواب و ضد الهی ظالمان و فساد گستران احکام و قوانین الهی به فراموشی سپرده شوند و از ماهیت و فلسفه اصلی تهی گردند و بنا به مقتضا و مصالح حکومت بنی امیه تفسیر و تأویل شوند.عالمان دینی وابسته به دستگاه جور، با زیر پا گذاشتن حکم صریح دین درباره وظیفه و مسئولیت بزرگ امر به معروف و نهی از منکر که آنان را به مبارزه با ظلم و فساد و جنایت و حمایت عملی از توده های محروم و درمانده فرا می خواند، به گوشه ای امن پناه جستند و از آنچه در پناه ظلمه به دست آوردند، آخرت خویش را از دست دادند و به عذاب رنج زای الهی گرفتار شدند.

عالمان هادیان امت

حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در قسمتی از خطبه امر به معروف و نهی از منکر اشاره به دنیاطلبی عالمان دینی می کند و وجود جاذبه های مادی را از عوامل بازدارنده آنان از مقابله با ستم وتعدی حکام بنی امیه _ لعنت الله علیهم _ معرفی می نماید. آن حضرت عالمان دینی جامعه ستم زده را مورد خطاب قرار می دهد و جاذبه های مادی و ثروت اندوزی و مال پرستی را عامل سکوت و تسلیم آنان در برابر حکام شقی بنی امیه معرفی می کند.جاذبه های مادی همواره فریبنده و گمراه کننده اند و دل ها را می لرزانند و از راه روشن دین به بیراهه های فسق و گناه رهنمون می شوند. نفس های نامهذب و ناپرورده دربرابر وسوسه ها و تحریض هایی که به بهره وری از ثروت های نامشروع فرا می خوانند،تسلیم می شوند و دین به دنیا می فروشند و برای اندوختن و انباشتن سیم و

زر بیشتر، هر عمل خلاف و معصیت باری را روا می شمرند و به سهولت دست به جنایت می آلایند. در مقابل ایمان های راسخ و نفس های مهذب و پرورده در برابر جاذبه ها و گرایش های مادی حرام مقاومت می ورزند و در هیچ اوضاعی به باطل نمی گرایند و فقط در محدوده قوانین شرعی از امکانات مادی بهره می برند.عالمان دینی به دلیل مسئولیت سنگینی که در برابر دین خدا دارند و هادی ِ امت و نجات دهنده محرومان از ستم جباران هستند، باید بیشتر از دیگران خود را در برابر جاذبه های مادی نامشروع مصون و محفوظ دارند و برای نیل به این مهم به تزکیه و تهذیب نفس بپردازند و مراحل مختلف صعود به قله تقوا و خویشتن داری را طی نمایند.«قرآن کریم جاذبه های مادی حرام و گزینش زندگی دنیا و ترجیح آن بر سرای آخرت را به شدت نکوهش می کند و چنین کسان را فرو رفته در گمراهی می داند.»قرآن کریم در سخنی صریح کسانی را که وظیفه و مسئولیت سنگین هدایت خلق را رها ساخته و با دل باختگی در برابر متاع دنیا، توده های مردم را از تعالیم دین خدا محروم می سازند، مستحق عذاب الهی می داند:کسانی که تعالیم کتاب خدا را پنهان می دارند، و در برابر متاع ناچیز دنیا بر سر آن معامله می کنند، در شکم های خود چیزی جز آتش نخواهند یافت و خدا در روز بازپسین با آنان سخن نخواهد گفت و برای ایشان عذابی سخت و دردناک آماده است یکی از مهم ترین مصادیق کتمان تعالیم دین خدا، امتناع از ترویج و گسترش احکام و قوانین اسلام و تلاش عملی در مسیر تحقق اصولی که به مبارزه با ظلم و ستم و مخالفت

با قدرت های سلطه گری که توده های مردم را به استضعاف می کشانند، است درمیان مردم این عالمان دینی نامتعهد هستند که آن گونه که شایسته است به دستورهای دین ِ حق عمل نمی کنند و وظایف و مسئولیت های الهی خود را نادیده می گیرند و احکام و دستورالعمل هایی را که به طور مستقیم و آشکار ستم و جور را نفی می کند و جهاد و مبارزه پی گیر با ظالمان و مفسدان را یک وظیفه و تکلیف واجب و ثابت برای عالمان دینی می داند، طرد می کنند و در برابر نعمت های ناپایداری که از ظلمه به دست می آورند دین و آخرت خویش را تباه و نابود می نمایند.در معارفی که از ائمه دین (ع) باقی مانده اشارات و عباراتی می یابیم که به موضوع دنیاطلبی عالمان نامتعهد و گمراه می پردازد و این خصیصه زشت را آفت بزرگ دین و عامل فساد در زمین و سرگردانی و زیان و خسران بندگان خدا معرفی می نمایند.از امام موسی کاظم (ع) نقل است که خدای متعال به حضرت داوود چنین وحی کرد:«به بندگان من بگو که میان من و خودشان عالمی را قرار ندهند که دل باخته وفریب خورده دنیاست زیرا چنین عالمی آنان را از یاد من و از راه دوستی من و مناجات کردن با من دور می سازد. این گونه عالمان راه زنان بندگان من هستند.»در این روایت دل باختگی عالمان دین در برابر مظاهر مادّی و جاذبه های پول وثروت های نامشروع یک آفت بازدارنده محسوب می شود و کسانی که نماینده دین خدا و مدافعان احکام و قوانین الهی و هدایت گر توده های مردم به شمار می روند، چنانچه اسیراین جاذبه های فریبنده و اغواگر شوند و بر سر سفره های الوان دستگاه های جور بنشینند و به

عناد و عداوت با دین خدا بپردازند و قوانین و دستورالعمل های اقتصادی شریعت را بامنافع ضد انسانی و زیاده طلبی ها و افزون خواهی های خود در تضاد و منافات ببینند.چنان که موجود بودن دین را در مقابل متاع ناچیز دنیا به خطر افکنند و از درگاه الهی طردکنند و جایگاه والای معنوی خود را از دست بدهند و از فلاح و رستگاری دور مانند.این دل باختگان دنیا به طور طبیعی بازدارندگان بندگان خدا از یاد خدا و دوستی ومناجات با او هستند و اگر چه خودشان همواره ذکر بر لب و مشغول به راز و نیاز و دارای ظاهر دینی و شرعی باشند، لکن دین را از محتوا تهی می کنند و ذکر و یاد و دوستی باحضرت حق را به معنای واقعی کلمه واژگونه می سازند و از جهت و هدف اصلی خارج می کنند.این عالمان ره گم کرده و گمراه ساز، راه زنان بندگان خدا نام گرفته اند. زیرا متاع معنویت گران بارترین و ارزش مندترین متاع ها محسوب می شود و عالمان نامتعهد وفریفته دنیا که بر سر راه بندگان خدا کمین می کنند و این متاع گران قدر را از آنان می ربایند، راه زنانی هستند که با ربودن گوهر معنویت از کسانی که به دین حق امیدبسته اند و راه رشد و رستگاری خود را در تعالیم الهی جستجو می نمایند، آنان را از هستی ساقط نموده و دنیا و آخرتشان را تباه می سازند.حقیقتاً کجا می توان متاع دنیا را با متاع دین یکسان شمرد و چگونه می شود ربودن متاع های دنیوی را با ربودن متاع دین و معنویت برابر و یک گونه به شمار آورد؟! وآیا راهزنان و ربایندگان هر دو نوع متاع در یک جایگاه قرار دارند و خلاف

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه