جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در نهضت امام حسین (ع) صفحه 8

صفحه 8

دو مشخصه بارز عالمان متعهد

طبیعی است که درخشش عالمان دین و جایگاه بلند و مقام و منزلت والایی که اسلام برای آنان قائل شده از همین مجاهدت ها و فداکاری ها نشئت می یابد و اگر عالمان هم چون عابدان به گوشه ای می خزیدند و به ذکر و مناجات اشتغال می ورزیدند و از مسئولیت سنگین هدایت و رنج و سختی های این راه پر فراز و نشیب شانه خالی می کردند و درباره اسارت و بردگی و درماندگی بندگان خدا بی تفاوت بودند، این گونه به نیکی یاد نمی شدند و در درگاه الهی به تقرّب و نزدیکی نمی رسیدند.پیامبر گرامی اسلام (ص) برتری و رجحان عالمان دل سوخته اسلام و مسئول و متعهد در برابر جامعه را این گونه می نمایاند:«برتری عالم بر عابد هفتاد درجه است و فاصله میان هر دو درجه به اندازه هفتاد سال دویدن است و این به آن سبب است که شیطان بدعت ها را برای

مردم فراهم می آورد و عالم آن ها را می بیند و از آن ها جلوگیری می کند، در صورتی که عابد به عبادت خود مشغول است و متوجه بدعت ها نمی شود و آن ها را نمی شناسد.»در این روایت به دو شاخص بارز عالمان متعهد، در برابر عابدان گوشه گیر اشاره شده است الف شاخص اوّل بینش و آگاهی و شناخت آنان بدعت ها و تحریف ها و خطراتی را که متوجه دین است ب شاخص دوم احساس مسئولیت الهی برای مقابله و مبارزه با دگرگونی هایی که از سوی بدعت گزاران جامعه دینی را تهدید می کند و تعالیم مقدس اسلام را از حرکت آفرینی و به تحقق رساندن اهداف و آرمان های مورد نظر باز می دارد.در مقابل عابدان قرار دارند که به دلیل عدم برخورداری از بینش و آگاهی ازشناسایی بدعت ها و تحریف ها عاجز می مانند و در نتیجه قادر به جلوگیری از آن ها نیستند و همواره سر در گریبان خویش دارند و به خود و بیرون آوردن گلیمشان از آب می اندیشند، حال آن که عالم متعهد و مسئول به جامعه می اندیشد و در برابر بدعت های چپ و راست جاهلان و نادانان ایستاده و آماده مبارزه با تحریف گران و بدعت گذاران است با توجه به آفات و خطراتی که از سوی بدعت گذاران و تحریف گران موجود بودن دین به عهده دارند، طبیعی است که قصور و تسامح و غفلت از آنان مهلک و خطرآفرین است عالمانی که از این رسالت و مسئولیت الهی شانه خالی می کنند و با مشاهده بدعت ها قفل خموشی بر دهان می زنند و به تبیین صحیح دین نمی پردازند و با صاحبان قدرت و عوامل آنان که به واژگونه کردن حقایق الهی و بدعت و تحریف در احکام

و قانون های دین می پردازند و به مبارزه برنمی خیزند، مورد خشم و غضب خدا قرار می گیرند و از فلاح و رستگاری محروم می شوند؛ پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «چون بدعت ها در امت من پدید آید، بر عالم است که علم خود را آشکار کند، پس هر کس چنین نکند لعنت خدا بر او باد.»عالمان دینی ِ جامعه ای که حضرت امام حسین (ع) برای اصلاح آن قیام کرده بود،این گونه بودند. پیشوای شهادت از همین رو، آنان را مورد خطاب قرار می داد و به خویشتن خویش و مسئولیت شناسی و قیام و حرکت برای مقابله با بدعت هایی که بنی امیه در دین به وجود آورده بودند و جامعه را به بی دینی کامل و سقوط در مهالک فسق و گناه سوق می دادند، فرا می خواند. لکن فریادهای بیداری آن پیشوای بزرگ در گوش های سنگینشان اثر نمی گذاشت و از خواب غفلت و نسیان بیدارشان نمی کرد، که آنان به سختی به متاع دنیا و زرق و برق سکه های سیم و زر و سفره های رنگین و نعمت های الوانی که در پناه ظلمه به دست می آوردند، وابسته بودند و خود آگاه دین را به دنیا فروخته بودند.

خطرناکترین آفت

اشاره

چهارمین قسمت از خطبه پرشور امام حسین (ع) درباره جایگاه امر به معروف ونهی از منکر در قیام عاشورا و نهضت حسینی (ع) به غنودن عالمان فریفته دنیا در آغوش ستمگران بنی امیه و پیامدهای شوم و ناگواری که از ارتباط و پیوند عالمان دین با دستگاه ظلمه موجود بودن اسلام و جامعه اسلامی را تهدید به هدم و نابودی می کند، اشاره می نماید.اباعبدالله (ع) خون های به نا حق ریخته شده و فساد و جنایتی که فضای جامعه را آلوده کرده

و ظلم و ستمی را که بر همه جا دامن گسترده بود، از سوی عالمان وابسته به دربار بنی امیه که در برابر عمل کردهای خائنانه و جنایت بار آنان مهر سکوت بر لب زده وبه توجیه وضع موجود می پرداختند، می داند و این گونه این فریفتگان و دین به دنیا فروشان را مذمّت و نکوهش می کند:«می دانید این خون ها را کدام دست بر خاک راه فرو می ریزد؟ می دانید این همه حقوق را کدام پا لگد مال می کند؟ می دانید این همه فجایع و جنایت ها و رسوایی ها ومظالم از کدام کانون مایه می گیرد؟ از وجود شما، از دست های لرزان و پاهای گریزان شما.ترس شما از مرگ حرص شما به ثروت و مکنت شهوت شما به مشتهیات دنیا، مردم را به این روز سیاه نشانده است دل بستگی شما به این زندگی چند روزه ملت های ضعیف را در چنگ اقویای شرور و شهوت ران گرفتار ساخته است قومی که به ناحق در تبعید به سرمی برند و قومی که در محیط زندگانی خود از حقوق زندگی محرومند. این ستم ها از شما، ازسکوت شما، از سهل انگاری و ضعف شما، از خودخواهی شما، از خودداری شما در امر به معروف و نهی از منکر پدید می آید.مگر نمی بینید با مردم چه می کنند؟ در مال و جان و ناموس و به نام مردم چه حکم ها می رانند؟ مگر نمی شنوید که خطبای این قوم بر منبرها چه می گویند و با چه جرئت و جسارت بر ضد مبانی اسلام خطابه ها ایراد می کنند، و از آفریدگار خویش شرم ندارند!کره زمین به رایگان در اختیارشان افتاده و بر بندگان خدا، جابرانه حکومت می کنند، چنان که گویی مردم بردگان زر خرید آنانند! نه کسی یارا

دارد از حق سخن گوید،و نه دست توانایی پیش می آید که از خون و ناموس خود دفاع کند. این فرومایگان همواره در میان مردم مطاع باشند، مطاعی که نه مبدأ می شناسد و نه به معاد ایمان دارد.بسیار شگفت انگیز است ولی مرا شگفتی نیاید؛ زیرا شرایط محیط حکومتی کریه پدید آورده و سکوت مردم دانشمند و آگاه فرماندگان ناسزاوار را بر مسند فرماندهی نشانده است فقط خداوند قاهر و قادر است که میان ما تواند حکومت کند و قضاوت اوست که به اختلافات پایان خواهد بخشید.»در تعالیم مقدس اسلام یاری و مراوده با ستم گران به شدّت مورد مذمت قرار گرفته و اهل ایمان از ارتباط و مساعدت با ظلمه نهی گردیده اند، زیرا هر گونه مجالست و پیوند و مراوده با ستمگران به کمک و یاری رساندن آنان در مقابله و مبارزه با دیانت و تلاش جهت از بین بردن آثار معنویت در جامعه می انجامد، و از سویی دیگر دست جنایت بار ظلمه را در انجام قتل و غارت و تضییع حقوق درماندگان باز و گشوده می گذارد.کسانی که دست دوستی و مودّت در دست های خون آلود ظالمان می نهند، در هر فساد و گناه و جنایتی که آنان مرتکب می شوند شریک و سهیم هستند و در بقای ظلم و تداوم عمل کردهای ظالمانه ستمگران و فساد گستران نقش اساسی به عهده دارند.در این میان ارتباط علما و شخصیت های دینی با ستم گران بسیار خطرناک تر است و آفات و زیان هایی که تولید می کند با آفات و خطراتی که از پیوند سایر اقشار جامعه با ظلمه به وجود می آید، مقایسه شدنی نیست زیرا اینان نمایندگان دین خدا و جانشینان رسول خدا (ص) محسوب می شوند و وظیفه و

مسئولیت اصلی آنان حفظ اصالت دین و صیانت از احکام و قوانین الهی و ارزش های والای بر آمده از دین است پناه بردن به ظلمه و زندگی با حکام ستم گر موقعیت دین را به خطر می افکند و حقایق الهی را دچار تحریف و دگرگونی می کند و مسیر تعالیم اسلامی را منحرف و به بیراهه ها رهنمون می سازد. مگر نه این است که دین حیات بخش اسلام با ظلم و جور سرستیز دارد و صلح و آزادی و امنیّت و عدالت را با حیات ننگین و جنایت بار ظالمان و ستمگران قابل جمع نمی داند و مقابله و مبارزه وقفه ناپذیر سلطه جویی و خیانت و جنایت حکام جور را تنها راه نجات و رهایی تودهای مردم تلقی می کند؟و مگر نه این است که ظالمان و سلطه گران به دلیل ماهیت ظلم ستیزی احکام و قوانین متعالی اسلام به عداوت و دشمنی با این دین پاک و رهایی بخش می پردازند وحیات اسلام را مساوی با هدم و نابودی منافع نامشروع و ضد انسانی خویش می دانند؟ بنابراین این طبیعی است که عالمان دینی وارسته مسئول تحقق تعالیم اسلام هستند و مبارزه با ستم و مخالفت با سلطه گری و فسادطلبی ظالمان و ستمگران را از وظایف و تکالیف اوّلیه خویش می دانند. با این وصف عالمان دینی را چه جای یاری ظلمه و حاکمان ستمگر؟!هر گونه پیوند و مراوده و مساعدتی که از سوی عالمان دینی با حکام جور صورت گیرد، خیانت به دین و حرکت در مسیر هدم و نابودی اساس دیانت محسوب می شود و طبیعی است که در طول تاریخ هیج آفت و خطری هم چون غنودن عالمان فاسد در دامان ظلمه و توجیه ستم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه