- برتر از جهاد 1
- فصل اول: اهمیّت 1
- مقدمه 1
- فلسفه قیام حسین بن علی (ع) 2
- بِهَا تُقامُ الفَرَائِض 2
- شرط قوام حاکمیت اخیار 2
- چرا دشمن تا امروز نتوانسته است مویی از سر این ملت کم کند؟ 2
- تنها دریچهی امید 3
- مدینه مرکز معروفترین رقّاصان 3
- تاریخ قصه نیست 3
- ما هم دچار لعنت خدا خواهیم شد 4
- ظلمهای عجیب و غریب و استثنایی 4
- عاقبت ترک امر به معروف و نهی از منکر 4
- نقش آفرینی دینی مردم برای ایجاد تمدن اسلامی 5
- معنای امر به معروف و نهی از منکر 5
- راه رسیدن به جامعهی کاملًا اسلامی 5
- واجب فراموش شده 5
- فصل دوم: وجوب 5
- گفتن به زبان بر همه واجب است 6
- مسؤولیت انقلابی 6
- واجب حتمی آحاد مردم و مسؤولان 6
- پرهیجانترین خطاب 6
- بر همه واجب است، مافوق و یا زیردست 6
- ندای خرد 7
- یک جاهایی بیان نکردن حرام است 7
- یکی از محورهای اصلی توصیههای امیرالمؤمنین 7
- فصل سوم: تأثیر 7
- امر و نهی ارزشمندتر 8
- احتمال تأثیر همه جا قطعی است 8
- کمک به محدود کردنِ بدی و شرّ 8
- انزوای گناه 8
- نگذاریم «منکر» «معروف» و «معروف» «منکر» شود 9
- نقش تربیتی امر به معروف در سیر لقاءالهّی 9
- فسادی از این بالاتر در این دنیا نیست 9
- گناه همیشه گناه بماند 9
- لبیگ گویان دعوت به امر به معروف 10
- شکست ناپذیر 10
- خودسازی در عرصه سیاسی 10
- نظام همیشه جوان 10
- بهترین دفاع، حمله است 10
- فصل چهارم: شیوه صحیح 11
- فراخواندن به راه خدا با حکمت 11
- حکومت صالحان 11
- با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت 12
- سلاح زبان 12
- با رفق و مدارا 12
- امر و نهی صادقانه 12
- لازم نیست سخنرانی بکنید 12
- نهی از منکر زبانی عامل اصلاح جامعه 13
- مؤثرتر از مشت پولادین حکومتها 13
- تکرار شکننده است 13
- بزرگترین حربه 13
- بهترین شیوهی برخورد با منکرات چیست؟ 13
- فصل پنجم: مصادیق معروف و منکر 14
- خواهش ممنوع 14
- بارها گفته شود 14
- غیر از تمنّا کردن است 14
- بالاترین تخلف 15
- مصداق بزرگ امر به معروف 15
- باید معروف و منکر را بشناسید 15
- بزرگترین معروف 15
- لزوم یادگیری احکام 15
- منکرات در خانواده 16
- منکرات جامعه 16
- خودنمایی و جلوه فروشی 16
- گناهکار فقط بدحجاب نیست 16
- مهمترین حوزه 16
- امر به معروف و نهی از منکر در همه زمینهها 17
- فصل ششم: وظیفه مردم 17
- منکرات اینهاست 17
- اشاره 17
- گفتن به زبان بر همه واجب است 17
- خود مردم باید وارد شوند، خود مردم باید نهی کنند 18
- منتظر نباشید که دستگاهها بیایند و کاری بکنند 18
- نهی از منکر زبانی واجب و وظیفه همه مردم در همه شرایط 18
- پس مسؤولین کجایند که بیایند فساد را از بین ببرند؟! 18
- مهمترین وظیفه 18
- وظیفه زنان 19
- حضور برجسته عناصر حزب اللهی 19
- بسیجی باید در وسط میدان باشد 19
- جایگاه قشرهای مختلف در امر به معروف و نهی از منکر 19
- چه وقت آحاد یک ملت آمر به معروف و ناهی از منکر میشوند؟ 19
- مفاهیم و تعالیم اسلامی را در فضای محیط کار، احیا کنید 20
- رفتار زن و مرد و پوشش زنان در داخل ادارات 20
- دو تا فحش هم به خاطر خدا بخورید 20
- با عواملی که محیط را از شکل اسلامی خارج میکنند، مقابله کنید 20
- ظالمان عالم از چنین خصوصیتی نگرانند 21
- مهمترین حوزه 21
- ضعف نفس، خجالت و ترس 21
- فصل هفتم: وظیفه مسؤولان 21
- فراموش نکنید 21
- مامورین رسمی باید از آمر و ناهی شرعی دفاع کنند 22
- پشتبانی از ناهی از منکر 22
- نظام اسلامی پشتیبان ناهی از منکر 22
- به کار بستن امر به معروف و نهی از منکر در ادارات 22
- اسلامی که پیغمبر نیاورد 23
- واعِظٌ مِن نَفسِه 23
- جوامع جوان، مراکز هدف دشمن 23
- مبادا کسانی باشند که راه را جلو آمر به معروف و ناهی از منکر سد کنند! 23
- فصل هشتم: هشدارها 23
- دایره امر به معروف و نهی از منکر 24
- عدم دل بستگی به دنیا مقدمه دفاع از فضیلتها 24
- جوان حزب اللهی باید باهوش باشد 24
- وظیفهی اول، حفظ نظام است 24
- شکل کامل و جامع امر به معروف 24
- امر به معروف و نهی از منکر در همه زمینه ها 25
- مواظب باشید کسانی از این واجب الهی، سوءاستفاده نکنند 25
- طرد نکردن دیگران به بهانه عیوبشان 25
- امر به معروف، خوب است، اما 25
- ناسپاسی 26
- تفاوت افشا کردن بدی و نهی از منکر 26
- پشتوانهی واجبات پرخطر 26
- گناه نابخشودنی 26
- اشاره 27
- وجوب امر به معروف و نهی از منکر 27
- شرایط امر به معروف و نهی از منکر 27
- فصل نهم: احکام واستفتائات 27
- آداب امر به معروف و نهی از منکر 27
- اصرار بر گناه 28
- احتمال تأثیر 28
- علم به معروف و منکر 28
- نداشتن مفسده مهمتر 29
- امر و نهی قلبی 29
- امر و نهی لسانی 30
- امر و نهی عملی 30
- عامل بودن شرط نیست 30
- نهی از منکر در دانشگاه 31
- وظیفه مردم و علما در برابر منکرات دولتها 31
- راههای غیر قانونی برای جلوگیری از فساد 31
- نظر به نامحرم برای امر به معروف 32
- وظیفه جوانان مؤمن 32
- موسیقی در ماشین 33
- اگر نهی از منکر موجب بد بینی به دین شود؟ 33
- اقوام و آشنایان معصیت کار 33
- تقلید و ترویج فرهنگ غربی 34
- ماهواره 34
- منابع 34
- مراکز فروش 46
این جسارت، پس از صد یا دویست سال بعد انجام نگرفت؛ بلکه در همان حولوحوش شهادت جگر گوشهی فاطمهی زهراB و نور چشم پیامبر(ص) و حتی قبل از آن، در زمان معاویه اتّفاق افتاد! بنابراین، مدینه مرکز فساد و فحشا شد و آقازادهها و بزرگزادهها و حتی بعضی از جوانان وابسته به بیت بنی هاشم نیز، دچار فساد و فحشا شدند! بزرگان حکومت فاسد هم میدانستند چه کار بکنند و انگشت روی چه چیزی بگذارند و چه چیزی را ترویج کنند. این بلیّه، مخصوص مدینه هم نبود؛ جاهای دیگر هم به اینگونه فسادها مبتلا شدند....
تمسّک به دین و تقوا و معنویّت و اهمیّت پرهیزکاری و پاکدامنی، اینجا معلوم میشود. اینکه ما مکرّر در مکرّر، به بهترین جوانان این روزگار که شما باشید، این همه سفارش و تأکید میکنیم که مواظب سیل گنداب فساد باشید، به همین خاطر است. ...... در کجا چنین جوانانی را سراغ داریم؟ نظیر اینها را خیلی کم داریم و در هیچ جای دنیا تعدادشان به این کثرت نیست. بنابراین، باید مواظب موج فساد بود.
عاقبت ترک امر به معروف و نهی از منکر
وقتی در جامعه گناه منتشر شود و مردم با گناه خو بگیرند، کار کسی که در رأس جامعه قرار دارد و میخواهد مردم را به خیر و صلاح و معروف و نیکی سوق دهد، با مشکل مواجه خواهد شد؛ یعنی نخواهد توانست، یا به آسانی نخواهد توانست و مجبور است با صرف هزینهی فراوان این کار را انجام دهد. یکی از موجبات ناکامی تلاشهای امیر مؤمنان(ع) با آن قدرت و عظمت در ادامهی این راه، که بالاخره هم به شهادت آن بزرگوار منجر شد، همین بود.
ظلمهای عجیب و غریب و استثنایی
روایتی که میخوانم، روایتِ تکاندهنده و عجیبی است. میفرماید: « لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ أَولَیُسَلِّطَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ شِرَارَکُمْ فَیَدْعُو خِیَارُکُمْ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُم»؛ باید امر به معروف و نهی از منکر رامیان خودتان اقامه کنید، رواج دهید و نسبت به آن پایبند باشید. اگر نکردید، خدا اشرار و فاسدها و وابستهها را بر شما مسلّط میکند؛ یعنی زمام امور سیاست کشور به مرور به دست امثال حَجّاج بن یوسف خواهد افتاد! همان کوفهای که امیرالمؤمنین(ع) در رأس آن قرار داشت و در آنجا امر و نهی میکرد و در مسجدش خطبه میخواند، به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر، به مرور به جایی رسید که حَجّاج بن یوسف ثقفی آمد و در همان مسجد ایستاد و خطبه خواند و به خیال خود مردم را موعظه کرد! حَجّاج چه کسی بود؟ حَجّاج کسی بود که خون یک انسان در نظر او، با خون یک گنجشک هیچ تفاوتی نداشت! به همان راحتی که یک حیوان و یک حشره را بکشند، حَجّاج یک انسان را میکشت. یکبار حَجّاج دستور داد و گفت همهی مردم کوفه باید بیایند و شهادت بدهند که کافرند و از کفرِ خودشان توبه کنند؛ هرکس بگوید نه، گردنش زده میشود! با ترک امر به معروف و نهی از منکر، مردم اینگونه دچار ظلمهای عجیب و غریب و استثنایی و غیر قابل توصیف و تشریح شدند. وقتیکه امر به معروف و نهی از منکر نشود و در جامعه خلافکاری، دزدی، تقلّب و خیانت رایج گردد و بتدریج جزو فرهنگ جامعه شود، زمینه برای روی کار آمدن آدمهای ناباب فراهم خواهد شد.
ما هم دچار لعنت خدا خواهیم شد
تهدید خدا را کُند مشمارید، دیر شده ندانید. خداوند نسل گذشتهای را که پیش روی شما بودند از رحمت خود دور نساخت، مگر به خاطر آنکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند. نسل گذشته ما از رحمت خدا دور شده بود. دچار نفرین و لعنت شده بود. اون نسلی که هم اسارت فکری داشت و هم اسارت مادی. هم اخلاقش فاسد شده بود، هم شکمش گرسنه بود، هم هیچ گونه اختیاری برای سرنوشتسازی خود نداشت. چرا این نسل گذشته ما که خود ما هم در آن نسل حضور داشتیم و در سرنوشت آنان شریک بودیم از رحمت خدا دور بودند؟ به خاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر نکردند. امروز اگر ما هم امر به معروف و نهی از منکر نکنیم، باید بدانیم با اینکه انقلاب کردهایم و در قدم اول پیش رفتهایم، عقب خواهیم ماند و دچار لعنت خدا خواهیم شد. امروز بر ما هم لازم است که امر کنیم به نیکی و نهی کنیم از بدی. ...
«فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِیَ بَیْنَ أَیْدِیکُمْ إِلَّا لِتَرْکِهِمُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهَاءَ لِرُکُوبِ الْمَعَاصِی وَ الْحُلَمَاءَ لِتَرْکِ التَّنَاهِی»
اون کسانی که سبکسران جامعه بودند، گناه کردند، تن به پستیها و رذالتها دادند. تن به خودخواهیها دادند. زندگی نقد خود را فقط خواستند. خدا به خاطر این عمل، اونها را از رحمت خود دور کرد و بزرگان و زبدگان و اندیشمندان این جهالت مردم را دیدند و اونها را بازنداشتند.