دانستنیهای ادیان و مذاهب صفحه 1640

صفحه 1640

را در نوشته ای که خواهید خواند و فهمید، گذاشت.

فصل شصت و هفتم.1 هنگامی که سخن خنوخ با قوم پایان یافت، خداوند ظلمتی بر زمین فرستاد و تاریکی پدید آمد و کسانی را که کنار خنوخ ایستاده بودند، فرا گرفت؛ و خنوخ به بالاترین آسمان و مکان خداوند بالا برده شد؛ و او وی را به حضور پذیرفت و پیش روی خود قرار داد. سپس تاریکی از زمین برطرف شد و روشنی پدید آمد.

.2 و قوم نگاه کردند و ندانستند که چگونه خنوخ گرفته شد؛ و خدا را تسبیح گفتند؛ و طوماری را یافتند که روی آن نوشته شده بود: «خدای نامرئی.» و همه به خانه های خویش رفتند.

فصل شصت و هشتم.1 خنوخ در ششمین روز ماه سیوان (48) به دنیا آمد و سیصد و شصت و پنج سال زندگی کرد.

.2 وی در نخستین روز ماه نیسان (49) به آسمان برده شد و شصت روز در آسمان ماند.

.3 و او همه این نشانه های آفرینش را، که خداوند آفریده بود، نوشت؛ و سیصد و شصت و شش کتاب نگاشت و آنها را به پسران خویش تحویل داد؛ و سی روز روی زمین ماند؛ و در ششمین روز ماه سیوان، یعنی همان روز و ساعتی که متولد شده بود، دوباره به آسمان برده شد.

.4 همان طور که طبیعت هر انسانی در این زندگی تیره است، حمل و ولادت و درگذشت وی نیز چنین است.

.5 ساعت حمل او مانند ساعت تولدش بود؛ و در چنان ساعتی نیز درگذشت.

.6 همه پسران خنوخ، یعنی متوشالح و برادران وی، شتافتند و در مکانی که احوزان نامیده می شود و خنوخ از آن جا به

آسمان برده شد، مذبحی برافراشتند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه