دانستنیهای ادیان و مذاهب صفحه 1956

صفحه 1956

او نشانی نمی توان دید و آدمیانی نیز که طالب امنیت در جهان هستند نمی توانندآن را ببینند.می توان گفت کلام خداوند انسان را در ناامنی اش مخاطب قرار می دهد و او را به آزادی فرا می خواند چرا که انسان آزادی خود را با رفتن به طرف امنیت از دست می دهد.این قاعده ممکن است تناقض نما « (paradoxical) » به نظر می آید ولی هنگامی که به معنای آزادی توجه کنیم این قاعده روشن می شود.

آزادی اصیل و واقعی، نوعی خودکامگی ذهنی « (subjective arbitrariness) » نیست، آزادی نهفته در اطاعت است.آزادی خودکامگی ذهنی توهمی بیش نیست چرا که انسان را در دست سوائق خود رها می کند تا در هر لحظه همان کاری را انجام دهد که هواهای نفسانی و شهواتش به او می گوید.چنین آزادی پوشالیی در حقیقت بر شهوت و هوای نفسانی لحظه ای متکی است.

آزادی واقعی، رهایی از قید انگیزه های آنی است؛ آزادیی است که در برابر خواسته ها و فشارهای دم به دم انگیزه ها تاب می آورد.چنین آزادیی فقط در صورتی به دست می آید که سلوک و رفتارآدمی را انگیزه ای تعیین کند که از زمان حال فراتر رود، انگیزه ای که نامش قانون است.آزادی، اطاعت از قانونی است که اعتبارش مشخص شده است و مورد قبول است و انسان سلطه آن را بروجود خود باز می شناسد.این قانون فقط و فقط می تواند قانونی باشد که منشأ و پایه عقلی آن درماوراست و می توان آن را قانون معنوی یا به زبان مسیحی قانون خداوند نامید.

فلسفه یونان باستان و مسیحیت، اندیشه آزادیی را که قانون معین ساخته است یعنی اطاعت آزاد یا آزادی مطیعانه را به خوبی می شناختند.به هر تقدیر در اعصار جدید این مفهوم آزادی ازمیان رفت و رویکردی موهوم یعنی آزادی

خودکامگی ذهنی جایگزین آن شد، اندیشه ای که تن به هنجار و یا قانونی ماورایی نمی دهد.از پی چنین اندیشه ای، نسبی گرایی رایج می شود که تکالیف اخلاقی و حقایق مطلق را به رسمیت نمی شناسد.پایان راه چنین تحولی نیهیلیسم است.

دلایل متعددی بر این تحول مترتب است.نخست، تحول علم و تکنولوژی است که موجب این توهم می شود که آدمی ارباب جهان و زندگی خود است.دومین دلیل، نسبی گرایی تاریخی است که زاییده جنبش رمانتیک است.نسبی گرایی تاریخی بر این عقیده است که خرد حقایق ابدی و یا مطلق را درک نمی کند بلکه تابع تحول تاریخی است.به عبارت دیگر هر حقیقتی فقطبرای زمان و نژاد یا فرهنگی معین دارای اعتبار نسبی است و از اینروست که در نهایت جستجوی حقیقت بی معناست.

دلیلی دیگر نیز برای تبدیل آزادی اصیل و واقعی به آزادی ذهنی وجود دارد.اساسیترین سبب ابتلا به هیبت، رویارویی با آزادی و میل به ایمن بودن است.آزادی واقعی حقیقتا آزادیی قانونمند است نه آزادیی توأم با امنیت.این آزادی از پی مسئولیت و تصمیم گیری به دست می آیدو از اینرو آزادی در ناامنی است.آزادی خودکامگی ذهنی خود را به این سبب ایمن می داند که نسبت به قدرتی متعالی متعهد و مسئول نیست چرا که با در دست داشتن علم و تکنولوژی خودرا ارباب جهان می پندارد.آزادی ذهنی زاییده آرزوی ایمن بودن است؛ در واقع هیبتی است که هنگام رویارویی با آزادی اصیل و واقعی ایجاد می شود.

اینک کلام خداوند است که انسان را به آزادی اصیل، به اطاعت آزاد فرا می خواند، و تکلیف اسطوره زدایی چیزی بیش از این نیست که فراخوانی کلام خداوند را روشن سازد.اسطوره زدایی، متون مقدس را تفسیر می کند تا برای مفاهیم اسطوره ای معنای عمیقتری بیابد و کلام خداوند را از چنگال جهان بینی های گذشته

آزاد سازد.

از این رو به خطا دست به اعتراض می زنند و می گویند اسطوره زدایی پیام مسیحی را عقلانی می کند و آن را حاصل تفکر عقلانی بشر می داند و سر خدا را نابود می سازد.حاشا که چنین باشد، بر عکس اسطوره زدایی معنای سر خداوندی را روشن و آشکار می سازد.فهم ناپذیری خداوند در قلمرو تفکر نظری نهفته نیست بلکه در قلمرو وجود شخصی نهفته است.ایمان درپی یافتن آن نیست که خداوند به خودی خود چه نوع وجودی است بلکه فعل او با آدمی همان سری است که ایمان به کشف آن علاقه دارد.این سر برای تفکر سر نیست بلکه اراده های طبیعی وآرزوهای آدمیان آن را سر می دانند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه