دانستنیهای ادیان و مذاهب صفحه 2005

صفحه 2005

(4) دقت در ادبیات پیش گویانه راجع به سوشیانت، به ویژه آنچه در منابع متأخرآمده، نشان می دهد که باور به موعود در اندیشه های مزدیسنایی عمیقا مبتنی براسطوره های بازگشت به عصر زرین است؛ زیرا مهم ترین کارکرد سوشیانت احیا وبازسازی گیتی بر مبنای الگوی نخستین آن (فرشگرد) دانسته شده، که این امر بانگرش دوری و نه خطی به «تاریخ» انطباق دارد.

برای درک عمیق تر این نکته، لازم است تا مفهوم نگرش دوری به تاریخ تبیین شود: نگرش دوری به تاریخ دستاورد استنباط بشر از رویدادهای ادواری طبیعت است. بشری که شاهد دوران و چرخش طبیعت در هیئت روز و شب، بهار و خزان، زوال و نوزایی ماه، جزر و مد و امثالهم بود، لاجرم از این رویدادهای شگرف طبیعی نتیجه می گرفت که رنج ها همچون تاریکی وحشت افزای شب یا سرمای کشنده زمستان دوامی ندارند وعاقبت به روشنایی و شادکامی و گرمی می رسند. او با ذهن شدیدا فلسفه گرای خودچرخه دایمی

طبیعت را تجلی قانونی کیهانی می دید که بر تمام شئون زندگی حاکم است، قانونی که به زشت کاری و شقاوت پایان می دهد و نیک ورزی را ارج می نهد.این گونه انسان های باستانی در پرتو یکسانی کارکرد بیولوژیک مغزشان، در تمام گیتی، ازمشاهدات خود به این نتیجه یکسان می رسیدند که روزگارانی پیش، در عصری زرین وسرشار از نیکی به سر می برده اند، دورانی سراسر خوشی و آسایش همچون بهار …. والبته بی گمان بودند که عاقبت در گذر از چرخه عظیم زمان به همان دوران طلایی آغازین واصل خواهند شد. (60) مفهوم موعود در اندیشه های کهن آریایی و زرتشتی درهمین چارچوب معنا می یابد: او کسی است که یک قوم یا حتی جهان را با به ثمر رسانیدن رویدادی به نام «فرشگرد» دوباره به همان عصر زرین آغازین رهنمون خواهد گشت. (61)

(5) از آنچه گذشت، نتیجه ای مهم هم عاید می شود و آن سستی نظریه ای است که باورمندی به موعود شیعی را یکسره وام دار آموزه های زرتشتی راجع به سوشیانت می داند.

توضیح آن که برخی اندیشه مندان بر این راه رفته اند که می توان باور به موعود درادیان گوناگون را دستاورد تکامل یک اندیشه واحد دانست که نخست در زرتشتی گری پدیدار شد و سپس به سایر ادیان رسوخ یافت. (62) به اعتقاد اینان، یهودیت عمیقا از کیش ایرانی و باورمندی آن به موعود تأثیر پذیرفت و سپس این موضوع از آن دین به مسیحیت و اسلام راه یافت تا عاقبت در تشیع و در هیئت مهدی به اوج اعتلای خود رسید. مرحوم صادق هدایت از جمله پیروان این نظریه بود. او در مقدمه ترجمه خود از کتاب زند وهومن یسن، اصولا اعتقاد اسلامی به وجود قائم را به تمامی ملهم از اندیشه های ایرانی وزرتشتی شمرده و حتی از قول ادگار بلوشه

نقل کرده که «اعتقاد به ظهور قائم حاصل عکس العمل روح ایرانی علیه روح سامی» است. (63) او در اثر مذکور تلاش زیادی کرده تا بانشان دادن همانندی هایی میان پیشگویی های راجع به هنگامه مهدی (عج) و سوشیانت خواننده را باین نتیجه برساند که باور به آن هر دو دستاورد «افسانه پرستی به عنوان یکی از احتیاجات اصلی آدمی» است. (64)

نیز، برخی کوشیده اند که این نظریه را وجهه ای تاریخی هم ببخشند: «پس از آن که عرب ها در ایران نفوذی یافتند و دانشمندان ایرانی بیشترین کتاب های دینی پهلوی وبیشترین کتاب های رزمی و حماسی را از زبان پهلوی به زبان عربی برگرداندند و درمحافل و مجالس از برای عرب های تازه وارد خواندند، اندک اندک در مغز آنان موضوع موعود جای گرفت، به طوری که دیگر بیرون کردن آن را نتوانستند و بعدها جزو عقایددینی آنها شد و در مذهب شیعه راه کمال پیمود و با عقاید کهن وفق داده شد». (65)

شکی نیست که چنین دیدگاهی بس ساده انگارانه است؛ زیرا با مروری بر ویژگی های موعود شیعی می توان به روشنی دید که مبانی اعتقاد به آن به شکل فاحشی با الگوهای حاکم بر اندیشه سوشیانت تفاوت دارد؛ زیرا اولا، باورمندی به موعود شیعی، برخلاف سوشیانت، آموزه ای مبتنی بر استنباط خطی از سیر تاریخ است، سیری که به برپایی نظامی کاملا عادلانه و بی بدیل در سرگذشت آدمی منتهی می شود. ثانیا، بر مبنای اعتقادات شیعی، مهدی آمده و آماده است؛ او در جامعه با مردمان می زید و با آنان سخن می گوید و حتی ارشادشان می کند، اما به ناگزیر، تا هنگام مقرر ناشناخته باقی می ماند. (66) ثالثا، پیروزی مهدی در خلال نبردهایی خونین و بی حضور یلان و پهلوانان اسطوره ای به دست خواهد آمد و قیام او، بی کم و کاست، یک انقلاب

عظیم برای برپایی حکومتی جهانی با هدف برقراری کامل حق و عدل و قسط خواهد بود، حکومتی که جزدین خالص برجای نمی گذارد. (67) آشکار است که این همه با کارکردهای متصور برای سوشیانت سخت تباین دارد.

از اینها گذشته، در پیشینه و باورهای کهن مردم عرب هرگز چنان اسطوره ای که بن مایه موعود آخرالزمان قرار گیرد، وجود ندارد. سهل است، عرب اساسا معاد ورستاخیز را باور نداشت تا جویا و چشم به راه موعود باشد و این از آن جا پیداست که بیشتر جر آنان با پیامبر اسلام بر سر همین موضوع بود که بس باورنکردنی اش می یافتند.این نکته به ویژه در مورد عرب بادیه نشین صادق است که به تعبیری «اساسا دینی نداشت و اگر داشت آن را در روح و قلب او تأثیری نبود». (68) عرب تنها به غنیمت و آزادی می اندیشید و فقط از اجل و تقدیر بیم داشت … او حتی احتمال حشر و رستاخیز را بابردن استخوان پاره ای به نزد پیامبر اسلام به سخره می گرفت و مرگ را آخر همه چیزمی شمرد. (69) از چنین بستری درآمدن اندیشه موعود در هر شکلش البته ناممکن بوده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه