دانستنیهای ادیان و مذاهب صفحه 2031

صفحه 2031

که بر اراده یا عقل منطبق گردد نداریم. (البته مفهومی تحت عنوان تعقل یا تارکا (57) وجود دارد). معرفت شناسی هندی، به طور مسلم، در فلسفه دین نقش آفرین است. [در این سنت] نظامهای متفاوت، فهرستهایی از پراماناها (58) یا منابع شناخت، مثل ادراک حسی و استنتاج عقلی را در اختیار دارند. گرچه در مقایسه با غرب در شیوه های قیاسی که به کار می برند تلقی آنها از استنتاج متفاوت است، اما اصل مفهوم استنتاج در هر دو یکسان است. اما ادراک حسی را اغلب به گونه ای می گیرند که شامل احساس یوگایی (59) یا (با قدری تکلف) تجربه دینی، یا شاید اگر باریک بینانه تر برخورد کنیم، تجربه نظری (60) و یا عرفانی هم بشود. در بیشتر مکتبهای هندو منبع سومی برای شناخت قائلند، که آن عبارت از شهود یا سابدا (61) است. این مفهوم به مشاهده حسی اشاره نمی کند بلکه شهود متعالی، یعنی وحی را نیز در بر می گیرد. مکتبهای هندو را به لحاظ فنی به استیکا (62) می شناسند، که در لفظ «هست باور» معنا می دهد، و این اشاره به وجود وحی است (که آن را سنت شفاهی برهمنی تلقی می کنند). شهود را از منابع شناخت انگاشتن، چیز جالبی است که در غرب کمتر بدان پرداخته اند.

از آنجا که مکتب می مانسا با نگرش دستوری (63) که نسبت به وحی داشت می خواست کاملا بر شهود متکی باشد، و نمی خواست اعتبار خود را به اتکای خدای عالم به کل کسب نماید، هم وجود خدا و هم استدلال بر آن را مردود شمرد. عجیب اینجاست که رامانوجا، که پرحرارت ترین متاله فلسفی است، نیز استدلال در این باب را نفی کرده

است، چرا که او می خواست نجات تنها به خدا وابسته باشد و به هیچ وجه متوقف بر استدلال عقلی نباشد (ما می توانیم در این نکته او را با کارل بارت (64) مقایسه کنیم). نقد ظریف رامانوجا بر روایتهای سنتی هندی از برهان غایت شناختی (یعنی قیاس کیهان به چیز متشکل از اجزا و به موجود زنده ای که برای زنده ماندن نیازمند نفس نگاهدارنده ای است) بر برخی نقدهای هیوم (65) تقدم دارد. برخی از نکاتی که او ذکر می کند از این قرار است: امکان این وجود دارد که به جای یکی چند خالق در کار باشد؛ آنها ممکن است در ادوار مختلف جهانی در حال پیدایش تکرار شوند؛ هر چه استدلال قویتر باشد محصول آن انسانوارتر است؛ و کیهان همچون یک دستگاه اندام وار نیست. در میان دیگر براهینی که بر وجود خدا اقامه می کردند، روایتی بود از برهان هستی شناختی، و همچنین این فکر که برای سامان دادن آثار اخلاقی کارما، نیاز به هدایتگری ذی شعور هست.

بخش زیادی از تاریخ هند شاهد رقابتی مهم میان آیین هندو و آیین بودا و تا حدی با آیین جینه بوده، و فلسفه هندی همواره استدلالهای میان این سنتها را تاءمین کرده است. به طور کلی، خداباوری هندی از مقولات سانکهیا در تنظیم کیهان شناسی خود بهره جسته، و [در نتیجه] عرصه بحث و جدل بر سر علیت شکل گرفته است. مکتبهای بودایی به نظریه عدم اینهمانی معتقد بودند، که حوادث را از یکدیگر جدا می کرد، و از این نظر تا حدی به روش هیوم شبیه بود. مکتب سانکهیا قائل به نظریه اینهمانی یا دگرگونی بود، که بر اساس آن جواهر خود

را دگرگون می سازند (مثل شیر که به دلمه تبدیل می شود). چون آیین بودا درست به همین برداشت از جوهر می تاخت، و جهان را به حوادث ناپایا تقطیع می نمود، متفکران مکتب سانکهیا، [تحت تاثیر این فکر]، نسبت به اندیشه وجود الوهی ثابت و زیرینی یا برهمن منتقد بودند. و این سبب گردید، با آنکه آیین بودا بر شانکارا تاثیرگذار بود، تفاوت عمده ای میان ما بعد الطبیعه ماهایانا (66) و او پدید آید. «مطلق» در آیین بودا نه یک موجود، بلکه خلاء است. همچنین بوداییان اتکای آیین هندو بر شهود، و در واقع نظریه آنان در باب ازلی بودن سانسکریت و انطباق طبیعی آن بر واقعیت را مورد انتقاد قرار می دادند. بوداییان عرف گرا بودند. و اما از جمله ایرادهایی که آیین جین بر اندیشه هندو می کرد این بود که تجربه دینی برآمده از اعتقاد پیشین است، و نه بر عکس.

دوران جدید شاهد اتحاد شبه قاره تحت لوای بریتانیا، و همراه با آن تاءسیس مدارس عالی و دانشگاه های انگلیسی زبان بود. نخبگان انگلیسی زبان جدید به مواجهه با انتقاد مسیحیت و بریتانیا از دین و جامعه هندی، که بت پرست و مرتجعش می خواند، برخواستند. آنها برای رویارویی با جهان سالاری بریتانیا به ملی گرایی ای فراهندی دست یافتند. اما این با لحن جدیدی صورت می گرفت، زیرا آنها می خواستند هر دو سنت را به کار گیرند. چهار نهضت را در روزگار جدید می توان برشمرد. یکی برهمو ساماج (67) بود که رام موهن روی (68) آن را تاسیس کرد (1833 1772). این نهضت از حیث توحیدی نشان دادن اوپانیشادها و نفی بخش بزرگی از آیین هندوی کنونی به شدت نوگرا بود. نهضت دیگر

آرجا ساماج (69) بود که به وسیله دایاناندا ساراواتی (70) (83 1824) پدید آمد. او با رجعت به ودا آن را خواستگاه راستین ایمان شمرد، اما همچون موهن روی، تندیس پرستی را نفی و بلکه بشدت مورد حمله قرار داد. آرجا ساماج به عنوان یک نهضت، توفیق زیادی در آن طرف دریاها، در میان هندوهای فیجی، جنوب آفریقا، و جاهای دیگر داشته است. اما این دو جریان در انتقاد از جریان اصلی، که سنت زنده عبادت در آیین هندو بود، راه افراط می پیمودند. این کار به استاد ویوه کاناندا (71) (1902 1863) وانهاده شده بود تا وی اندیشه استاد پرجذبه اش راماکریشنا (72) (86 1834) را به کار گیرد. راماکریشنا شخصی بود با مریدان زیاد و معنویت شدید، اما بی توجه به جهان انگلیسی زبان؛ جهانی که به وسیله آن می شد موضع قدرتمندی ترتیب داد که قادر بود نقد عقلی و مسیحی وارد بر عالم هندو را دفع گرداند و عاطفه ملی هندی را تهییج کند. ویوه کاناندا موضع خود را بر پایه روایت روزآمد شده شانکارا بنا کرده بود. او اندیشه لایه های مختلف حقیقت را به همراه آرمان گرایی فراگیر متعلق به سنت فلسفی انگلستان در پایان قرن نوزدهم به کار گرفت. ویوه کاناندا چندگانه گرا بود؛ به این معنا که اعتقاد داشت همه ادیان رو به سوی یک واقعیت دارند. آیین هندو همواره چنین طرز تلقی آزادمنشانه ای داشته است. در این دیدگاه، مردم در مراحل و منازل مختلف از یک طریق روحانی رو به تعالی قرار دارند. فلسفه او می تواند به استحکام پایه های وطن پرستی فراهندی بینجامد، زیرا بر پایه آن، باب مشارکت برای مسلمانان، مسیحیان و

دیگران باز است، چرا که همگی نگرش واحدی به حقیقت دارند. ویوه کاناندا یک مصلح اجتماعی نیز هست. نهضت بعدی که به طور غیرمستقیم رد پای او را دنبال می کرد نهضت ماهاتما گاندی (1948 1869) بود، که طرز تلقی چندگانه گرا و دعوت غیر صریح و سهل او به حق، به استحکام ملی گرایی هندی کمک کرد. نهضت دیگر از آن ساروه پالی رادهاکریشنان (73) (1975 1888)، رئیس جمهور بعدی هند بود، که با وجود اهمیت، به سبب عدم توجه به مقصود کلی تر مکتبش از سوی فلاسفه غرب مورد بی مهری قرار گرفته است. آن آرمان گرایی که پایه های رنسانس در هند بیشتر از آن قوت می گرفت در جنگ جهانی اول رخت بربست، و فلسفه دین در هند در دوره پس از جنگ جهانی دوم مورد غفلت زیادی قرار گرفت. اما سنت چندگانه گرایانه در تفکری که در پس نهادهای هندی و اندیشه غیردینی کردن کشور هند قرار داشت حائز اهمیت بود (البته مراد از غیردینی، چندگانه گرایی است نه بی دینی). به طور طبع، کاربرد اصلی فلسفه هندی در خصوص دین، در امر بازساخت جهان بینی بود، که در این کار موفق هم بوده است، اما در نخستین سالهای دهه نود انحراف از چندگانه گرایی قدیم پدید آمد، و در میان فلاسفه نیز روش شناسی فنی تری رواج یافت.

کتابشناسی

تاریخ معتبر در خصوص فلسفه هند تاریخی است که داسکوپتا در 5 مجلد تدوین کرده است (لندن 55 1922). منابع مهم اطلاعات در این باب عبارتند از: دائره المعارف فلسفه های هند (پرینستون 1970 و پس از آن)، و اثر نینیان اسمارت؛ نظر و استدلال در فلسفه هندی (74)، چاپ دوم (لیدن 1992). به منظور یک تحقیق عالی نگاه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه