دانستنیهای ادیان و مذاهب صفحه 2062

صفحه 2062

تفسیر متعارف از واقعیات پدیداری نشان دهنده آن است که هر انسانی، موجودی پایا (49) است: گذشته و آینده ام از آن من است و نه از آن تو، با آن که قطعا به نظرم می رسد که مبدأ زمانی داشته ام (و احتمالا پایان زمانی دارم)، با وجود این در خلال این مدت پیشینه ای پیوسته و مستمر داشته ام و در نتیجه به حق خود را موجودی با خصوصیات ذاتی و عارضی می انگارم. اما فلسفه کلاسیک بودایی همه این ها، یا تقریبا همه این ها، را نادرست می داند. در مقابل، حقیقت آن است که مصداق اسم خاص شخص من (و اسم خاص شخص شما و اسم خاص هر کسی دیگر) صرفا مجموعه ای از حوادث است که در ارتباط علی با یکدیگرند، لکن هیچ نوع وجودی پایا یا ماندگار در کار نیست که بتوان این

حوادث را به آن اسناد داد. معمولا می گویند حوادث سازنده شخص، پنج نوع است: حوادث مادی، (50) حوادث احساسی، (51) مفهوم سازی، (52) اراده، (53) و دانستگی. (54) بنابراین به برکت فهرست کردن این نوع از حوادثی که در یک زمان رخ می دهند می توان تحلیلی جامع از سازنده های یک شخص در زمانی خاص به دست داد. هیچ واقعیت دیگری به عنوان صاحب این حوادث وجود ندارد. گذشته و آینده شخص مورد بحث را می توان با ردیابی سرآغازهای این حوادث در زمان گذشته و پیش بینی آن ها در آینده، ترسیم کرد.

دلایل این دیدگاه معمولا در دو حوزه جریان دارد. در حوزه نخست از پدیدارشناسی آغاز می شود و با منطق خاتمه می یابد. می گویند که تحلیل پنج لایه ای از انواع حوادثی که پیش تر ذکر شد، مجموعه ای از واقعیات را ترسیم می کند که می توان با درون نگری بی طرفانه (55) آن ها را کشف کرد؛ یعنی در بررسی دقیق آنچه در استمرار حوادث اتفاق می افتد و ما آن را اشخاص انسانی می نامیم تنها حوادثی از آن نوع را می توان آشکار کرد. بی تردید، درون نگری مورد نظر معمولا در پرتو تعلیم فنون مراقبه ای است که صرفا برای آشکار ساختن این نوع از حوادث به نحو دقیق برنامه ریزی می شود، و ضعف مهم این دلیل همین است، چیزی که برای تأثیر تام و تمامش نیازمند آن است که تجربه صرف و بکر، تنها و تنها این واقعیات را مکشوف سازد. با این وصف، دلایل بودایی در خصوص این موضوع معمولا چنان بر این ادعای پدیدارشناسانه تأکید دارند که گویی بحث انگیز نیست. با این ادعای پدیدارشناسانه مجموعه ای از دلایل منطقی همراه است. در این دلایل منطقی از کسانی

که می گویند انسان ها بیش از واقعیات پدیداری مذکورند، در خواست می شود که ارتباط بین واقعیت مفروض دیگر احتمالا روح یا یک نوع دیگری از جوهر غیر مادی و این واقعیات پدیداری را تبیین کنند. احتمالا این روح است که صاحب این پدیدارها، یا هدایتگر آن ها، یا کلی است که پدیدارها اجزای آن، یا مانند آن است. در متون کلاسیکی مربوط به این موضوع، تلاش هایی صورت گرفته است تا فهرستی جامع از ارتباطاتی که می تواند بین روح مفروض و واقعیات پدیداری در خصوص شخص حکم فرما باشد، ارائه کنند، و به علاوه اثبات نمایند که تبیین سازگاری در خصوص چنین ارتباطاتی نه وجود دارد و نه می تواند وجود داشته باشد. نتیجه چنین دلایلی را نفی و انکار وجود خودهای پایا دانسته اند؛ گرچه اشخاص پدیداری قطعا وجود دارند.

دومین حوزه ای که ادله ای به نفع عدم خودهای پایا در آن اقامه می شود حوزه ای عمدتا اخلاقی است. می گویند، اعتقاد به این که خودهای پایا وجود دارد عمل به راه بودایی را ناممکن می سازد. مفاد دلیل به اختصار چنین است: اگر حکم کنید که موجودی پایا و دارای گذشته و آینده هستید، به احتمال زیاد باید به آن گذشته و آینده به شیوه هایی علاقمند باشید که حقیقتا علاقه واقعی به گذشته و آینده دیگر موجودات با ادارک ناممکن گردد. شما از راه هایی که اخلاقا نامناسب است در پی سود شخصی خواهید بود. اگر هدف این باشد که نگرشی همدلانه و علی السویه (و اعمالی که باید به دنبال آن باشد) نسبت به هر موردی از رنج داشته باشم، آن گاه این دیدگاه که موجودات با ادراک با یکدیگر فرقی حقیقی (اساسی) دارند، دست یابی به

این هدف را دشوار می سازد. نگرانی از دندان دردی که احتمال می دهید هفته بعد خواهید داشت، بیشتر از دندان دردی است که بهترین دوستتان مبتلا به آن خواهد شد و بسیار بیشتر از دندان دردی است که دشمنتان خواهد داشت. می گویند این اشتباه بنیادین درباره ماهیت انسان سبب خسارت بارترین گناهان اخلاقی است.

این دیدگاه درباره اشخاص، پاره ای از مشکلات جالب از نوع دقیقا فلسفی را پدید می آورد که دو مورد از روشن ترین آن ها مربوط به دشواری ارائه تبیینی از فرایند مرگ و تولد مجدد است، در صورتی که در مردن و دوباره متولد شدن خودی پایا در کار نباشد. دومین دشواری عبارت است از ترکیب این دیدگاه درباره اشخاص با دیدگاه های رایج آسیایی درباره کرمه؛ (56) لازمه این عقاید، یا احتمالا لازمه آن ها، آن است که فاعل فعلی خاص همان کسی است که نتایج آن عمل را در زمانی در آینده تجربه می کند. سروکار داشتن با این مشکلات زحمات زیادی را برای فیلسوفان بودایی فراهم آورده است و باز هم فراهم خواهد آورد.

خدا

اگر خدا همانی باشد که یهودیان، مسیحیان، مسلمانان و نوعا بعضی از هندوان می انگارند، یعنی خالق ازلی، لایتغیر، عالم مطلق، قادر مطلق و خیرخواه علی الاطلاق نسبت به همه امور، آن گاه باید گفت بسیاری از فیلسوفان بودایی چندان اعتنایی به آن ندارند. به تعبیری دقیق تر، دل مشغولی فیلسوفان بودایی درباره او عمدتا در اقامه این دلایل است که چنین موجودی نمی تواند موجود باشد، و به فرض وجود، موجودی شریر است. انتقادات بوداییان به انسجام خود مفهوم خدا، برای فیلسوفان دین صاحب اثر در حوزه سنت های ابراهیمی تا حد زیادی روشن و آشکار است. انتقاداتی به دلایل قطعی و

رایج اثبات خداوند، به ویژه برهان نظم، وارد شده است؛ لکن سازگاری این ادعا که مثلا خدا به حوادث و اعمال زمانمند علم دارد، اما خود دستخوش تغییر نیست، نیز از انتقاداتی مصون نمانده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه