دانستنیهای ادیان و مذاهب صفحه 2090

صفحه 2090

شین تو «در آن بوم، خدایان (یا ارواح) بودند بی شمار، که با تابش شب تابان می درخشیدند، وخدایان بدسگال بودند که به کردار مگسان وزوز می کردند، و نیز درختان و گیاهان بودند که می توانستند سخن بگویند». (12)

این را درباره مجمع الجزایر ژاپن گفته اند هنگامی که بنیادگذار ملت اندیشید که از آسمان بدین کشور فرود آید. و در جای دیگرگفته اند که «آن خدایی که در آغاز این دولت را بنیاد نهاد، از آسمان فرود آمد واین دولت را در دوره ای که آسمان و زمین از یکدیگر جدا شدند، و هنگامی که درختان و گیاهان سخن می گفتند، بنیاد نهاد.» دینی را مجسم کنید که تا پرستش این خدایان یا ارواح می رسد و تقریبا هیچ آموزه اخلاقی یا نظرات متافیزیکی ندارد. این دین را نمی توان جز به صفت «ابتدایی» نامید، هر چند این اصطلاح دقیقا در معنای مردم شناسی آن نیست. نظام های معینی، گهگاه، بر شالوده آن اندیشه های ابتدایی بنانهاده شده اند، و در واقع تلاش های کمابیش موفقی صورت گرفته است که یک زندگی ملی بر پایه پرستش آن خدایی گذاشته شود «که در آغاز این دولت را بنیاد نهاد.» باورها و اعمال وابسته به آن خدایان وارواح حتی در این روزهای قرن بیستم هم به شکل یک نیروی زنده در میان مردم باقی مانده و نشان دهنده عناصر بنیادی زندگی دینی و اجتماعی است، عناصری که شاید از آن ها شاخه های نو دین یا شبه دین پدید آید و می آید. کل مجموعه باورها وپرستش به شین تو معروف است که به معنای «راه خدایان (یا ارواح)» است و شاید بتوان آن را دین ملی یا عامیانه ژاپنی ها نامید، همان طور که دین باستانی و بومی آنان بود.

اما نام شین تو در قرن ششم

میلادی پیدا شد، به این قصد که فرقی بگذارند میان دین بومی و آیین بودا، و «راه» خوانده شدنش شاید ناشی از تأثیر آیین دائو باشد، که دین چینی «راه» بود (13) آیین دائو دینی است که یافت های فراهنجاری (14) را به مثابه هدف آرمانی یا امکان فرجامین انسان ها در حیات جسمانی می داند، و این با آموزه های اجتماعی واخلاقی آیین کنفوسیوس در تقابل است که دین ترکیبی ای بود از طبیعت گرایی وفراطبیعت گرایی که تأثیر زیادی در باورهای عام مردم چین و کره داشت، و تعجبی نداشت که نظریه پردازان شین تو سیماهای مشابهی در آن یافتند و برخی اندیشه ها و اعمال دائوی را پذیرفتند. (15)

به هر حال، شین تو در اساس بیشتر یک مجموعه باورها و آداب باستانی است، نه یک نظام دینی. این باورها به رغم تأثیرات نظام های بیگانه، مثل آیین بودا و آیین کنفوسیوس، در طی فراز و فرودهای تاریخ به نسبت دست نخورده مانده اند. به این ترتیب چندان غیرطبیعی نیست که هواخواهان شین تو حتی امروزه هم دینشان را چنین می خوانند: «راهی به دنبال شیوه خدایان» یا «آن گونه که خدایان بدان دست می یازیدند» (کامی ناگارا نو میچی). اما از سوی دیگر نباید فراموش کرد که تلاش هایی که مکررا برای سازمان دادن این باورهای ابتدایی به صورت دین ملی یادولتی صورت گرفته، حول ستایش پادشاه به مثابه خلف «خدایی که دولت را بنیاد نهاد»، خصوصا بانوخدای خورشید، مستقر شده است. این بانوخدا برترین خدای دین شین تو است. گرچه هرگز نمی توان میان این دو جنبه از شین تو یک خط روشن متمایز کشید، یعنی که ابتدایی و عامیانه در یک طرف باشد و ملی و رسمی در آن طرف، اما تمایز و بستگی میان آن ها را می توان

همانند تمایزاتی دانست که میان خدایان سر و راز و خدایان المپی یونانیان هست، همان طور که خانم هریسون در ثمیس (16) نشان داده اند. تاریخ شین تو، اگر به گونه گسترده ای به آن نگاه کنیم، یک سلسله واکنش میان این دو عامل است، یعنی هم تحت تأثیر توسعه زندگی ملی در سازمان دهی اجتماعی و سیاسی است، و هم پاسخی است به نفوذ غالب دو آیین بودا وکنفوسیوس.

باری، این خدا یا روح، کامی (17) خوانده می شود، به معنای «برتر» یا «مقدس» یا «معجزه آسا»، هرچند که باب بحث بر سر اشتقاق این کلمه باز است. شاید بتوان هر چیزی یا هر باشنده ای را که هیجانی یا عاطفه ای مهرآمیز یا هیبت انگیز برمی انگیزد، و برای حس سر جاذبه داشته باشد، کامی به شمار آورد و سزاوار حرمت دانست. برخی از کامی ها را ساکنان آسمان ها می پنداشتند و برخی دیگر را مقیم موقت هوا یا جنگل ها می دانستند یا ساکن در سنگ ها و چشمه ها، یا آن که خود را در جانوران و انسان ها نشان می دادند. شاهزادگان و پهلوانان کامی هایی بودند متجلی در شکل انسان، یا هر شخص می توانست با نشان دادن نیروهای فراهنجاری خود کامی شود. این خدایان، چنان که یک نظریه پرداز متأخر شین تو می گوید، انسان هایی بودند به سن و سال خدایان، حال آن که انسان ها خدایانی هستند به سن و سال انسان ها. در حقیقت، فقط یک خط ساختگی می توان میان عصر خدایان و عصر انسان ها کشید، و خدایان، ارواح، انسان ها و هر چیز یا هر پدیده طبیعی، حتی در عصر بعدی انسان ها، به آسانی از یک قلمرو گذشته به قلمرو دیگر می روند. «در آغاز» انسان ها و جانوران خدا بودند و گیاهان و سنگ هازبان داشتند؛ اما حتی حالا هم،

بنا بر تصور شین تو، چندان فرقی نکرده است. به این ترتیب تعجبی ندارد که از این خمیرمایه هر گونه خدایی را بتوان به کرسی نشاند و گرامی داشت، و آن اسرار خام، که غالبا در حالت پدید آمدنشان نیرومندند، میزان معینی از نفوذ اعمال می کنند.

این خدایان یا ارواح کمابیش انسان واره شدند و چنین و چنان میکوتو (18) (شکوهمند)، یا نوشی (19) (خداوندگار، مولا)، هیکو (20) (سرور) یا هیمه (21) (بانو) خوانده شدند، بااین همه فردیتشان همیشه متمایز نبود. در برخی موارد یک شخص یا یک شی ء را کامی فی نفسه می دانستند، اما در بسیاری موارد دیگر انسان ها یا اشیا را، به دلیل آن که دارای الوهیت یا روحی خاص بودند، به مثابه کامی حرمت می گذاشتند. این جا هم باز نمی توان نه هیچ تمایز روشنی میان این دو مقوله از موجودات مقدس کشید و نه در پرستش یک خدا انسان وارگی او ضروری است. همچنین باید یادآور شد که نه در پرستش و نه در اساطیر تمایز جنسی هرگز نقش چندان مهمی نداشت، و صفات و کنش های خدایان به آسانی متغیر و قابل جایگزینی بود. (22)

خلاصه، شین تو به مثابه دین، پرستش سازمان نیافته ارواح بود که ریشه در هستی فطری انسان داشت، که او احساس می کرد با نیروهای زنده جهان انباز است و نیروی حیاتی اش را در آیین مشترک اجتماعی (کومونی) نشان می داد. زیرا که این پرستش غالبابا افسانه های محلی و آداب مشترک اجتماعی پیوند داشت، و بیشتر خدایانی که بدین گونه پرستیده می شدند ارواح نیاکانی یا قیم جوامع (کومون ها) به شمار می آمدند. بدین گونه آیین مشترک اجتماعی محوری بود که سنت ها و زندگی مردم حول آن می گشت، و بر این باور بود که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه