دانستنیهای ادیان و مذاهب صفحه 391

صفحه 391

3 - عهد متوکل و پس از آن (232 - 300).

4 - پس از ظهور اشعری.

در اوائل دوره نخست (عصر سفاح و منصور) رابطه معتزله با دستگاه حاکم، نه کاملا قهرآمیز بود و نه مورد حمایت عباسیان. در این ایام معتزله به مقتضای اصل امر به معروف و نهی از منکر، گاهی مظالم هیئت حاکم را به آنان گوشزد می کردند، ولی از شورش و قیام خودداری می نمودند، لذا از خشم عباسیان

در امان ماندند.

نقل شده است: عمرو بن عبید، از مظالم منصور انتقاد می کرد، منصور به وی گفت: من حاضرم مهر حکومت را در اختیار شما بگذارم و تو و همفکرانت مرا یاری کنید. عمرو در پاسخ او گفت: تو به عدالت رفتار کن تا ما تو را یاری کنیم، هزار مظلمه در دستگاه حکومت تو وجود دارد، برخی از آنها را باز گردان تا بدانیم که تو راست می گویی. (4)

همچنین نقل شده است که منصور عمرو بن عبید را احضار کرد و به او گفت: شنیده ام که محمد بن عبد الله بن حسن برای تو نامه ای نوشته است، عمرو پاسخ داد: نامه ای به دستم رسیده که گویا از محمد بن حسن است، منصور گفت: در پاسخ او چه نوشتی؟ عمرو گفت: تو می دانی که من با قیام مسلحانه علیه حکومت موافق نیستم. (5)

از این دو گزارش استفاده می شود که عمرو، قلبا از سیاست های منصور راضی نبود و او را به سبب ستمهایی که بر مسلمانان روا می داشت نکوهش می کرد و در نهی از منکر به همین مرتبه اکتفا می ورزید و قیام مسلحانه را تجویز نمی کرد، از آنجا که این مقدار مخالفت، دستگاه حاکم را تهدید نمی کرد، منصور نیز با آنان به خالفت برنخاست.

در زمان مهدی عباسی (169 - 159) متکلمان معتزلی از شرایط خوبی برخوردار بودند، زیرا افزایش زنادقه و فعالیت های الحادی آنان، مهدی را به مبارزه با آنان بر انگیخت و او از متکلمان خواست تا به مقابله با زنادقه قیام کنند. (6)

ولی در اواخر این دوره (عصر هارون الرشید) با آنان مخالفت شد، و هارون از مناظرات کلامی - که مورد علاقه شدید معتزله بود

- ممانعت کرد، و حتی متکلمان زندانی شدند. (7)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه