- سخن مجمع 1
- عدم مشروعیّت نماز تراویح از منظر قرآن وسنّت 13
- پیدایش نماز تراویح 14
- دستۀ اوّل از روایات 23
- نماز تراویح در روایات اهل بیت(علیهم السلام) 23
- دسته دوّم از روایات 24
- سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از زبان اهل بیت(علیهم السلام) 27
- موضع صحیحین در برابر نماز تراویح 28
- تحقیقی در حدیث صحیحین 31
- جمع شدن مردم بر یک امام در عصر عمر 34
- اختصاص تشریع به خداوند 39
- توجیهاتی برای گریز از مشکل بدعت 42
- چکیدۀ بحث 53
امیر المؤمنین منصب خلافت را با میل و خواهش همۀ مسلمانان پذیرفت و با حوادثی مواجه شد که بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) ایجاد شده بود، او بر آن شد تا جامعۀ اسلامی را از هر لحاظ به وضعیّت زمان پیامبر بازگرداند، ولی مشکلات، سدّ راه وی گردیدند. این بود که بعضی از چیزها را به حال خود واگذارد تا به کارهای مهمتر برسد و از این رو، به امام حسن(علیه السلام) فرمود:
«آنان را به حال خود واگذار تا نظم کشور مختل نشده و سپاه بر وی نشورد».
ابو القاسم بن قولویه (متوفّای 369 ه- . ق) از امام باقر و صادق روایت می کند:
«وقتی امیر المؤمنین به کوفه آمدند، عدّه ای از مردم نزد وی آمدند و عرض کردند: برای ما امامی قرار ده تا نمازهای مستحب ماه رمضان را برای ما بخواند. فرمود: نه و آنان را از خواندن نماز مستحب به جماعت نهی کردند. آنان تا چنین دیدند، گفتند: بر رمضان بگریید، وا رمضاناه! پس حارث اعور با عدّه ای نزد امیر المؤمنین آمد و عرض کرد: ای امیر المؤمنین! مردم هیاهو کرده اند و از حرف شما ناراحت شده اند! در این جا حضرت فرمودند: آنان را با خواسته هایشان واگذارید تا هر که رامی خواهند بر ایشان امامت کند» (1).
1- (1) - السرائر: 3/ 638.