- سخن مجمع 1
- عدم مشروعیّت نماز تراویح از منظر قرآن وسنّت 13
- پیدایش نماز تراویح 14
- دستۀ اوّل از روایات 23
- نماز تراویح در روایات اهل بیت(علیهم السلام) 23
- دسته دوّم از روایات 24
- سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از زبان اهل بیت(علیهم السلام) 27
- موضع صحیحین در برابر نماز تراویح 28
- تحقیقی در حدیث صحیحین 31
- جمع شدن مردم بر یک امام در عصر عمر 34
- اختصاص تشریع به خداوند 39
- توجیهاتی برای گریز از مشکل بدعت 42
- چکیدۀ بحث 53
مسلم روایت می کند:
«روایت کرد برای من یحیی بن یحیی و گفت: این حدیث را بر مالک خواندم که ابن شهاب، از عروه، از عایشه خبر داد: پیامبر اکرم شبی در مسجد به نماز ایستاد و مردم با او نماز گزاردند. فردا جمعیّت زیادتر شد. در شب سوّم، یا چهارم نیز مردم جمع شدند، ولی پیامبر دیگر نیامدند. صبح روز بعد فرمودند: «من کاری که شما کردید، دیدم، به این دلیل به مسجد نیامدم که ترسیدم این کار بر شما واجب شود. این نیز در رمضان اتّفاق افتاد.
و حرملۀ بن یحیی به من خبر داده است از عبد الله بن وهب، از یونس بن یزید، از ابن شهاب، از عروه بن زبیر، از عایشه که: پیامبر اکرم شبی در مسجد به نماز ایستاد و مردم با او نماز گزاردند. فردا جمعیّت زیادتر شد، در شب سوّم، یا چهارم نیز مردم جمع شدند، ولی پیامبر دیگر نیامدند. صبح روز بعد فرمودند: من از اجتماع شما در شب گذشته خبر دارم، امّا ترسیدم که نافلۀ شب بر شما واجب شود وشما از انجام آن عاجز بمانید» (1).
اختلاف بین آنچه اصحاب ما از امیر المؤمنین(علیه السلام) روایت کرده اند و بین آنچه شیخین روایت کرده اند، روشن است؛ در دستۀ اوّل، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از بجا آوردن تراویح نهی کرده و آن را بدعت خوانده و در دستۀ دوم، خواندن آن را به جهت ترس از واجب
1- (1) - صحیح مسلم: 41/6.