نماز تراویح، سنت یا بدعت؟ صفحه 38

صفحه 38

ولید بن شحنه در حوادث سال 23 هجری، وقتی واقعۀ قتل عمر را بیان می کند، می نویسد:

«او اوّلین کسی بود که از فروش کنیزان دارای فرزند (ام ولد) منع کرد... و اوّلین کسی بود که مردم را در نماز مستحب ماه رمضان بر یک امام مجتمع کرد» (1).

حال با این فرض که پیامبر(صلی الله علیه و آله) این نماز را سنّت قرار نداده و از سنّتهای عمر است، آیا این می تواند در مشروعیّت این نماز کافی باشد؟ در حالی که هیچ انسانی حتّی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) حقّ قانون و سنّت گذاری ندارد و همیشه امر خدا را به مردم ابلاغ می کند. این وحی است که قانون را برای پیامبر می آورد و فقط او دریافت کنندۀ وحی است و با رحلت وی، وحی منقطع شده و باب تشریع و سنّت گذاری بسته شده است، پس برای امّت، راهی جز اجتهاد در پرتو کتاب و سنّت باقی نمی ماند، نه تشریع و سنّت گذاری!

پس اگر کسی معتقد باشد که کسی غیر از پیامبر، می تواند چیزی را به عنوان سنّت مطرح کند، معنایش بسته نبودن باب وحی است.

ابن اثیر در نهایه می گوید:

«... از همین نوع است کلام عمر: این بدعت خوبی است! چون از کارهای نیک است و در محدودۀ کارهای قابل ستایش داخل شده است ،


1- (1) - روضه المناضر ؛ النص والاجتهاد: 150.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه