- سخن مجمع 1
- عدم مشروعیّت نماز تراویح از منظر قرآن وسنّت 13
- پیدایش نماز تراویح 14
- دستۀ اوّل از روایات 23
- نماز تراویح در روایات اهل بیت(علیهم السلام) 23
- دسته دوّم از روایات 24
- سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از زبان اهل بیت(علیهم السلام) 27
- موضع صحیحین در برابر نماز تراویح 28
- تحقیقی در حدیث صحیحین 31
- جمع شدن مردم بر یک امام در عصر عمر 34
- اختصاص تشریع به خداوند 39
- توجیهاتی برای گریز از مشکل بدعت 42
- چکیدۀ بحث 53
لذا عمر آن را در عین بدعت نامیدن، می ستاید، الّا این که این سنّت از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیامده و پیامبر بعد از چند شب آن را ترک کرده و ادامه نداده و مردم را هم برای آن جمع نکرده است. در زمان ابو بکر هم این گونه نبوده است و عمر بود که مردم را به این کار واداشت. برای همین هم بود که آن را بدعت نامید، امّا این عمل در حقیقت، سنّت است به دلیل قول پیامبر(صلی الله علیه و آله) که فرمود: «بر شما باد به سنّت من و سنّت خلفای راشدین که بعد از من می آیند! و این کلام پیامبر که فرمود: بعد از من، از ابو بکر و عمر پیروی کنید!». (1)
اختصاص تشریع به خداوند
بزرگان اهل سنّت با این که به عدم سنّت قرار دادن پیامبر، اعتراف دارند، جواز اقامۀ آن را به جماعت، به عمل خلیفه مستند می کنند. معنای این حرف آن است که: خلیفه حقّ سنّت گذاری و تشریع دارد و این مطلب به اجماع امّت باطل است؛ زیرا بعد از کامل شدن شریعت با آیۀ شریفۀ: امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم (2)، هیچ انسانی، حقّ دخالت در امر شریعت را ندارد و هر کس چنین اعتقادی داشته باشد، نظر او
1- (1) - نهایه: 107/1 - 106.
2- (2) - مائده (5): 3.