بیان حق صفحه 105

صفحه 105

دید موسی یک شبانی را به راه

کو همی گفت ای خدا و ای اله(1)

که همین را سند کرده اند.

این آقایان از یک طرف می گویند: کسی که در مشرب اشراق وارد شد و قرار شد پیرو تکثّر دینی باشد، قول احدی برایش حجّت نیست؛ فقط اشراقات و الهمات قلبی، همان طوری که در متن مقاله شان نوشته اند، دو صفحه آن طرف تر می گوید: قول مثنوی حجّت است. یک بام و دو هوا؟! دو صفحه بعد چطور قول مثنوی حجّت می شود؟! این داستان «دید موسی یک شبانی را به راه» که مولوی نقل کرده، سندش کجاست؟! مأخذش چیست؟! در کدام کتاب آسمانی و در کدام روایت متواتره است، که یک سند محکم برای تکثّر دینی شده؟! این معقول است یک شبانی را که بیراهه می رود و خدا را دارای دست و پا می داند، موسی علیه السلام هدایتش نکند و بگذارد همین طور به راه کجش ادامه بدهد؟! پس فلسفه بعثت أنبیاء چیست؟!

ضدّ و نقیض ها

می گویند ما تکثّر دینی را مطرح می کنیم به خاطر این که بین مردم


1- مثنوی، دفتر دوّم، انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه