- تقدیم... 6
- پیشگفتار 7
- درخواست اجازه بحث! 14
- حق جو 14
- حق شناس 15
- اجازه ورود در بحث! 15
- 1- چرا «شیعه» از مذاهب جمهور مسلمانان پیروی نمی کند؟ 16
- مبحث اوّل رهبری مذهبی، امامت در مذهب 16
- حق جو 16
- 2- امروز، بیش از هر زمان، به اتّفاق و یگانگی نیازمندیم. 17
- 1- «ادله شرعی» پیروی از «مذهب اهلبیت» را واجب می شمارد. 18
- حق شناس 18
- 2- مسلمانان دورانهای سه گانه نخستین، مذاهب جمهور را نمی شناختند. 19
- 3- دلیلی بر لزوم پیروی از مذاهب جمهور نیست. 20
- 4- جمع پراکندگی با احترام به «مذهب اهلبیت» انجام می شود. 21
- 1- اعتراف به گفته های «حق شناس» 23
- حق جو 23
- 2- درخواست دلیل تفصیلی 23
- 1- حدیث ثقلین 24
- حق شناس 24
- 2- تواتر حدیث ثقلین 25
- 3- کسی که به «عترت» متمسک نشود گمراه است. 26
- 4- تشبیه آنها به «کشتی نوح»، «باب حِطّه» و «امان از اختلاف در دین» 27
- 5- چرا آنها به «کشتی نوح»، و «باب حطَّه» تشبیه شده اند؟ 28
- حق جو 33
- درخواست احادیث بیشتر در این مورد 33
- حق شناس 34
- تعدادی دیگر از احادیث 34
- حق جو 44
- 1- در شگفتی فرو رفتن از این «احادیث صریح» و عدم توافق آن با رأی جمهور! 44
- 2- درخواست احتجاج با «آیات قرآن کریم» 45
- حق شناس 46
- حجّتهائی از «آیات قرآن کریم» 46
- حق جو 80
- 1- ایمان به «آیات خدا درباره اهلبیت علیه السلام» 80
- 2- تحیّر در جمع بین این ادلّه و آنچه اهل قبله برآنند! 81
- حق شناس 82
- 1- بیان اشتباه در آنچه به «اهل قبله» نسبت داده شده. 82
- 2- زمامداران و رؤسای امّت از «اهلبیت علیه السلام» عدول کرده اند. 83
- 3- کدام دادگاه «عادل» به گمراهی «متمسّکان به اهلبیت» حکم می کند؟! 84
- حق جو 85
- 1- دادگاههای «عادل» به گمراهی «متمسّکان به اهلبیت» حکم نمی کنند. 85
- 3- گاهی گفته می شود: آنها سزاوارتر به تبعیّت هستند. 86
- 2- عمل به «مذهب خاندان رسالت» موجب برائت ذمّه می شود. 86
- 4- درخواست «نصوص خلافت». 86
- 1- اشاره به «نُصُوص»، اجمالاً 87
- حق شناس 87
- مبحث دوّم رهبری عمومی خلافت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم 87
- 2- نَصِّ «یوم اِنذار». 88
- حق جو 90
- چرا مُسلم و بخاری این حدیث را در صحیحین نقل ننموده اند؟ 90
- حق شناس 91
- 1- درستی سَند این حدیث 91
- 3- کسی که آنها را بشناسد، اِعراض آنان را بعید نمی داند. 92
- 2- علّت اینکه مسلم و بخاری از آن اِعراض کرده اند 92
- درخواست دلائل بیشتر 93
- حق جو 93
- 1- نص صریح به بیش از ده فضیلت از فضائل علی علیه السلام که در هیچکس وجود ندارد. 94
- حق شناس 94
- 2- علّت استدلال به این حدیث 95
- حق جو 101
- نقل تشکیک در سند «حدیث منزلت» از یک عالم سنّی 101
- حق شناس 102
- 1- «حدیث منزلت» از مسلّمترین اخبار است. 102
- 2- شواهدی که بر این حقیقت حکم می کنند. 103
- 3- اشاره ای به نقل کنندگان این حدیث از اهل سنّت 104
- 4- اشاره به «عمومیّت حدیث نزلت». 105
- 1- تصدیق آنچه گفته شد، راجع به «سند حدیث منزلت» 109
- 2- درخواست دلیل «عمومیّت حدیث منزلت» 109
- حق جو 109
- 2- پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم «علی» و «هارون» را همچون «فَرقَدان» تصویر می کند. 110
- حق شناس 110
- 1- بیان دلائلی بر «عمومیت حدیث منزلت» 110
- کِی و کجا «علی» و «هارون» همچون «فَرقَدان» تصویر شده اند؟ 118
- حق جو 118
- حق شناس 119
- 1- روز «شُبّر»، «شُبیر»، و «مُشبر». 119
- 2- روز عقد برادری 119
- 3- روز مسدود ساختن دَرها 120
- درخواست بقیّه دلائل 130
- حق جو 130
- حق شناس 131
- 1- «آیه ولایت» و نزول آن درباره علی علیه السلام 131
- 2- دلیل نزول آن درباره علی علیه السلام 132
- 3- توجیه استدلال به آن 133
- حق جو 137
- لفظِ «جمع» چگونه بر «مُفرَد» اطلاق می شود؟ 137
- 1- عرب برای «مفرد» نیز تعبیر «جمع» می آورد. 138
- حق شناس 138
- 2- شاهد این مطلب 139
- 4- اشاره ای به «نُصُوص تأیید کننده» 140
- 3- نکته ای دقیق و لطیف در آیه مورد بحث 140
- حق جو 141
- درخواست «نُصُوص تأیید کننده» 141
- 1- بیان «چهل حدیث» از «احادیث تأیید کننده» 142
- حق شناس 142
- 2- «ادلّه خلافت علی علیه السلام» مُعارض ندارد. 143
- درخواست «حدیث غدیر» از «طریق اهل سنّت» 176
- حق جو 176
- حق شناس 177
- اشاره به پاره ای از موارد «حدیث غدیر» 177
- حق جو 187
- آیا «حدیث غدیر» متواتر است؟ 187
- حق شناس 188
- 1- قوانین طبیعی اقتضای «تَواتُر حدیث غدیر» را دارد. 188
- 2- عنایت خداوند به آن 189
- 3- عنایت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به آن 190
- 4- عنایت امیرمؤمنان علیه السلام 191
- 5- عنایت سیدالشهداء علیه السلام 192
- 6- عنایت ائمّه دوگانه علیه السلام 193
- 7- عنایت «شیعه» به آن 194
- 8- «تَواتُر حدیث غدیر» از «طریق اهل سنّت» 195
- نقل «تأویل حدیث غدیر» از «اهل سنّت» و درخواست پاسخ 208
- حق جو 208
- حق شناس 210
- 1- «تأویل حدیث غدیر» امکان ندارد. 210
- 2- اشاره به «نص وراثت» 211
- 1- پذیرفتن «مفاد حدیث غدیر» و عدم امکان تأویل آن 218
- 2- درخواست «حدیث وراثت» از «طریق اهل سنّت» 218
- حق جو 218
- «علی»، وارث پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم 219
- حق شناس 219
- درخواست «نصوص وصایت» 224
- حق جو 224
- حق شناس 225
- «نصوص وصایت» 225
- حق جو 229
- نقل دلیل مُنکرانِ «وصایت» 229
- 1- «وصیّت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به علی علیه السلام» را نمی توان انکار کرد. 231
- حق شناس 231
- 2- روایات مورد استدلال منکران، «حجّت» نیست. 232
- 3- عقل و وجدان، به «وصیّت» حکم می کنند. 233
- چرا از حدیث «امّ المؤمنین» اعراض کردید؟ 243
- حق جو 243
- اشاره ای اجمالی به علّت اعراض از حدیث «عایشه» 244
- حق شناس 244
- درخواست تفصیل علّت اعراض از حدیث «عایشه»! 245
- حق جو 245
- حق شناس 246
- 1- تفصیل اِعراض از «حدیث عایشه» 246
- 2- «عقل»، حکم به «وصایت» می کند. 247
- 3- «اخبار صحیح» مُعارِض است با «ادّعای ام المؤمنین». 248
- با «اجماع امّت» بر بیعت با «ابوبکر» چه می کنید؟ 264
- حق جو 264
- اِجماعی، نیست 265
- حق شناس 265
- حق جو 273
- اهل سنّت می گویند: «اجماع» پس از رفع اختلاف، منعقد گردید. 273
- «اِجماع» منعقد نشد و نزاع از بین نرفت. 274
- حق شناس 274
- چگونه ممکن است «صحابه» نَصّی در مورد «امامت علی علیه السلام» شنیده باشند ولی از آن عُدول نمایند؟! 281
- حق جو 281
- حق شناس 282
- 1- توضیحی بر «عُدول صحابه» از بعضی «نُصوص» 282
- 2- دلیل باز نشستن «امام علی علیه السلام» از گرفتن حقّ خود 283
- حق جو 291
- درخواست مواردی که «متعبّد» به «نصّ» نشده اند 291
- 1- «مصیبت روز پنجشنبه» 292
- حق شناس 292
- 2- علّت عدول پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم از آنچه آنها را امر کرده بود. 293
- 2- درخواست سائر موارد 302
- حق جو 302
- 1- اعتراف به گفته های «حق شناس» 302
- حق شناس 303
- سَرّیه اسامه 303
- 1- اعتراف به گفته های «حق شناس» 313
- حق جو 313
- 2- درخواست بقیّه موارد 313
- 1- قسمتی از موارد 314
- حق شناس 314
- 2- اشاره به نصوصی دیگر که درباره «امام و عترت» است و «صحابه» به آن عمل نکرده اند. 315
- لطفاً آنها را بطور تفصیل بیاورید! 316
- حق جو 316
- حق شناس 317
- اجابت درخواست 317
- 2- چرا امام علیه السلام در «روز سقیفه» به «نُصوصِ خلافت و وصایت» استدلال نکرد؟ 325
- حق جو 325
- 1- «حق»- به روشنی- واضح گردید. «اَلحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین». 325
- حق شناس 326
- 1- موانع امام علیه السلام از «احتجاج» در «روز سقیفه» 326
- 2- اشاره به «احتجاجات» امام علیه السلام و دوستانش با وجود موانع 327
- چند وقت و کجا چنین احتجاجی نمودند؟ 331
- حق جو 331
- حق شناس 332
- 1- پاره ای از مواردِ احتجاجات امام (علیه السلام) 332
- 2- احتجاج حضرت زهراء (علیها السَّلام) 333
- حق جو 345
- درخواست احتجاجات دیگران 345
- حق شناس 346
- 1- احتجاج ابن عباس 346
- 2- احتجاج امام حسن و امام حسین (علیهما السَّلام) 347
- 3- احتجاج بزرگان شیعه که جزو «صحابه» بودند 348
- 4- اشاره به احتجاج آنان به «وصایتِ» پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم 349
- کجا و چه وقت به «وصیّت» احتجاج نموده اند؟ 353
- حق جو 353
- حق شناس 354
- بعضی از موارد استدلال به «وصیّت» 354
- حق جو 358
- درخواست ادلّه «صحّت اسناد مذهب شیعه به ائمّه اهلبیت علیه السلام» 358
- 1- «تَواتُر مذهب شیعه» از ناحیه «ائمّه اهلبیت علیه السلام» 359
- حق شناس 359
- 2- تقدّم «شیعه» در تدوین علوم، از همان زمان صحابه 360
- 3- نویسندگانِ «شیعه» در زمان تابعین و تابعینِ تابعین 361
- حق شناس 374
- 1- احتجاج ابن عباس 374
- 2- احتجاج امام حسن و امام حسین (علیهما السَّلام) 375
- 3- احتجاج بزرگان شیعه که جزو «صحابه» بودند 376
- 4- اشاره به احتجاج آنان به «وصایتِ» پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم 377
- حق جو 381
- کجا و چه وقت به «وصیّت» احتجاج نموده اند؟ 381
- بعضی از موارد استدلال به «وصیّت» 382
- حق شناس 382
- حق جو 386
- درخواست ادلّه «صحّت اسناد مذهب شیعه به ائمّه اهلبیت علیه السلام» 386
- حق شناس 387
- 1- «تَواتُر مذهب شیعه» از ناحیه «ائمّه اهلبیت علیه السلام» 387
- 2- تقدّم «شیعه» در تدوین علوم، از همان زمان صحابه 388
- 3- نویسندگانِ «شیعه» در زمان تابعین و تابعینِ تابعین 389
- 1- گواهی می دهم که «شیعیان» بر همان راهی هستند که «ائمّه آل رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» بوده اند. 416
- حق جو 416
- 2- پس از این بحث و بررسی، «حق» را یافتم و به «فلاح و رستگاری» رسیدم. 417
- خداوند را به خاطر هدایتی که به سوی دینش فرموده، می ستایم. 418
- حق شناس 418
حق شناس
1- بیان دلائلی بر «عمومیت حدیث منزلت»
1- از موارد دیگری که «حدیث منزلت» از زبان پاک پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم صادر شده، روزی است که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برای «امّ سلیم» حدیث می گفت. «امّ سلیم» از پیشگامان در اسلام و صاحب عقل و درک بود؛ وی در پیشگاه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در اثر سبقت در اسلام، اخلاصش، نصیحتش، و تحمّل مشکلاتش به خاطر اسلام، مقام و موقعیّت بس بلندی داشت. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به خانه اش می رفت، در خانه اش برایش حدیث می گفت و با او صحبت می نمود.(1)
2- پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم «علی» و «هارون» را همچون «فَرقَدان» تصویر می کند.
*****
1- وی دختر ملحان بن خالد انصاری و خواهر حرام بن ملحان می باشد؛ پدر و برادرش در پیش چشم پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شهادت یافتند؛ او دارای فضیلت و عقل بود. از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم احادیثی نقل نموده، و از او پسرش انس، ابن عباس، زید بن ثابت، ابو سلمه بن عبدالرحمن و دیگران حدیث نقل نموده اند. وی جزو پیشگامان و دعوت کنندگان به اسلام به شمار می رود. او در جاهلیت، همسرش مالک بن نضر را دوست می داشت و «انس» ثمره این همسری بود؛ هنگامی که آئین اسلام آمد و او از سبقت جویان به آن گردید، همسرش مالک را به سوی خدا و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم دعوت نمود ولی او از پذیرفتن اسلام امتناع کرد؛ ام سلیم نیز از وی جدا شد، مالک غضبناک به شام رفت و در همانجا به
حال کفر درگذشت. ام سلیم فرزندش را مورد نصیحت قرار داد و در ده سالگی به او فرمان داد که خادم پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شود؛ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم به احترام این مادر گرامی، وی را پذیرفت. این زن را اشراف عرب خواستگاری کردند ولی او پاسخ داد تا هنگامی که انس بالغ نشود و خود مرد زندگی نگردد، ازدواج نخواهد کرد. انس همواره می گفت: خدا به مادرم پاداش نیک دهد که خوب مرا سرپرستی کرد.
ابو طلحه انصاری به دست این زن، مسلمان شد؛ زیرا از وی خواستگاری کرد در حالی که کافر بود؛ ام سلیم از ازدواج با او امتناع کرد مگر اینکه اسلام بپذیرد؛ ابو طلحه به دعوت او اسلام پذیرفت و ام سلیم مهریه خود را اسلام او قرار داد. از ابوطلحه خداوند پسری به ام سلیم داد که بیمار شد و وفات یافت؛ ام سلیم سفارش کرد که پیش از من کسی خبر مرگ فرزندم را به پدرش نگوید. پس از آنکه ابوطلحه آمد، از حال پسر سئوال کرد، ام سلیم گفت: همانجا که بود آرام گرفته است. مرد خیال کرد وی خواب است؛ زن شام آورد، سپس خود را آرایش نمود و عطر زد و همراهش به بستر رفت. به هنگام صبح به او خبر داد که فرزند از دنیا رفته بود. ابوطلحه عین جریان را برای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل نمود. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: این شما بر شما مبارک باشد. ام سلیم می گوید: پیامبر صلّی
الله علیه و آله و سلّم برایم بسیار دعا فرمود. وی آن شب به عبدالله ابن ابی طلحه حامله شد که خداوند وی را پر برکت گردانید، زیرا وی پدر اسحاق بن عبدالله بن ابی طلحه فقیه و برادران وی می باشد، اینها ده نفر بودند که همه از حاملان علوم بوده اند.
ام سلیم همراه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به جنگ می رفت، و در جنگ احد خنجری همراه داشت تا هرکس از مشرکان به او نزدیک شود شکمش را از هم پاره کند. وی از زنانی بود که در راه اسلام متحمل بلاها و مشکلات بسیار شد. من زنی غیر از او را سراغ ندارم که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در خانه اش به دیدنش برود و برایش هدیه ببرد. او از مقام و شأن عترت پاک پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آگاه بود و «حقّ» آنان را می شناخت.