جلوه های نور صفحه 26

صفحه 26

آن لحظه وداع که ، همای خیال ما است

افسانه حیات ، به نگاهی گفته ای :

روز و شب و سحر ، همه فریاد رفتن است

پیر و جوان و طفل ، همه نوبت نشسته ای

جمعی ز کفر معصیت ، در حیرت گناه

جمعی ز شوق دوست ، به سر عاشور بسته ای

با کاروانیان بگذشتم ، ز کوی عشق

تا بنگرم چسان ؟ چگونه ؟ تو ای گل شکفته ای

تا بنگرم کتاب و دعای تو ، در کجاست

یا در کجا ؟ جانا ؟ غریبانه خفته ای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه