180 پرسش و پاسخ (برگرفته از تفسیر نمونه ) صفحه 15

صفحه 15

همین سخن را «راسل» به تعبیر دیگری تکرار کرده ، می گوید:

«گمان می کنم که منشأ مذهب قبل از هر چیز ترس و وحشت باشد ترس از بلاهای طبیعی ، ترس از جنگ ها و مانند آن ، و ترس از اعمال نادرستی که انسان به هنگام غلبه شهوات انجام می دهد»(2)

بطلان این فرضیه نیز از اینجا روشن می شود که طرفداران آن گویا همگی با یک تعهد ضمنی با یکدیگر توافق کرده اند که برای مذهب و عقیده خداپرستی ریشه فوق طبیعی وجود ندارد ، و حتماً باید عاملی برای آن در طبیعت جستجو کرد عاملی که بازگشت به نوعی گمان و تخیل داشته باشد ، لذا در این رابطه همیشه مسائل فرعی را دیده ، و مسأله اصلی را فراموش کرده اند .

درست است که ایمان به خدا به

انسان قدرت روحی و آرامش می دهد ، و درست است که او را در برابر مرگ و حوادث سخت شجاع می کند ، تا آنجا که گاهی آماده هرگونه ایثار و جانبازی می شود ، ولی چرا ما مطلبی را که دائماً در مقابل چشم بشر وجود داشته یعنی این نظامی که بر زمین و آسمان و گیاهان و جانداران و وجود خود انسان حاکم است فراموش کنیم .

به تعبیر دیگر انسان هر قدر از علم تشریح و فیزیولوژی و مانند آن بی اطلاع باشد وقتی به ساختمان چشم و گوش و قلب و دست و پای خود نگاه می کند آن را ساختمان عجیب و دقیقی می بیند که از طریق اتفاقات و عوامل بی شعور هرگز قابل تفسیر نیست . پیدایش یک شاخه گل ، یک زنبور عسل ، پیدایش خورشید و ماه و سیر منظم آنها و پدیده های دیگر .

این مطلبی است که همیشه در برابر چشم انسان وجود داشته و دارد و عامل اصلی پیدایش ایمان به وجود خدا است ، چرا این واقعیت روشن را نادیده می گیرند و به سراغ مسأله ترس و جهل می روند جز اینکه بگوئیم نسبت به چنین واقعیت روشنی «جهل» دارند و از پیشرفت عقائد مذهبی «ترس» دارند ، چرا جاده اصلی و روشن را رها کرده در بیراهه گام می گذارند جز اینکه پیشداوری ها سد راه آنان گشته است .

پی نوشتها

1 «تاریخ تمدن ویل دورانت» جلد 1 صفحه 89 .

2 «جهانی که من می شناسم» صفحه 54 .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه