180 پرسش و پاسخ (برگرفته از تفسیر نمونه ) صفحه 26

صفحه 26

2 نشانه های او

به طور کلی وسیله شناختن هر موجودی در عالم ، آثار آن است . و تنها می توانیم هر موجودی را از اثرش بشناسیم ، حتی موجوداتی را که با چشم یا حواس دیگر درک می کنیم .

آنها را هم در حقیقت از راه آثار شناخته ایم (دقت کنید) .

چه اینکه هیچ موجودی در منطقه فکر ما وارد نمی شود ، و محال است مغز ظرف موجودات شود .

برای مثال: اگر شما جسمی را خواسته باشید با چشم تشخیص دهید و وجود آنرا درک کنید ، ابتدائاً چشم را مقابل طرفی که احتمال می دهید در آنجا باشد قرار می دهید ، شعاع نور بر آن می تابد ، و از مردمک چشم ، اشعه نورانی ، بر نقطه خاصی که به نام «شبکیه» موسوم است منعکس می شود ، اعصاب بینائی آنرا گرفته و به مغز می رسانند و انسان آن را درک می کند .

و اگر از راه لمس باشد ، باز اعصاب زیر جلد ، به وسیله تماسی که با آن می گیرند اطلاعاتی به مغز داده و انسان آنرا درک می نماید .

پس ادراک یک جسم از اثر آن (رنگ ، صوت ، تأثیر در لامسه) می باشد و هیچ گاه خود آن جسم در مغز جای گیر نمی شود و اگر رنگی نبود ، و یا اعصاب از درک آن عاجز بود ، اصلاً شناخته نمی شد .

این جمله را هم باید اضافه کنیم: برای شناختن یک موجود یک اثر کافی است ، مثلا برای اینکه بدانیم در ده هزار سال پیش در فلان نقطه زمین جمعیتی بوده اند و اوضاع و احوال آنها چنین و چنان بوده است بسا می شود کشف یک کوزه سفالی و یا یک سلاح زنگ زده ، از زیر طبقات زمین را کافی دانسته و مطالعات

وسیعی روی همین اثر می کنند و از این یک اثر به اوضاع و طرز زندگی و فکر و . . . آن جمعیت پی می برند .

با در نظر گرفتن اینکه هر موجود اعم از مادی و غیر مادی را باید از اثر آن شناخت ، و با توجه به اینکه برای شناختن یک موجود ، تنها یک اثر کافی است ، آیا این همه موجودات مملو از اسرار و ریزه کاری های شگفت آور که سرتاسر جهان هستی را فراگرفته برای شناختن خدا کافی نیست ؟ !

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه