نشاط در سیره ائمه علیهم السلام صفحه 18

صفحه 18

بود، دیگر او را ندیدیم. نمی دانستیم چه بلایی سرش آمده است. وارد مسجد شدیم. ناگهان چشمم به آن مرد افتاد که گوشه ای از مسجد، مشغول نماز خواندن بود. نمازش را سلام داد و با سرعت به طرف ما آمد. انتظار داشتیم دوباره شروع به فحاشی کند. خود را آماده کردم تا ضربه محکمی به او بزنم.

مرد مقابل امام با گردن کج و خندان ایستاد و گفت: «خدا می داند رسالت خویش را در چه خاندانی قرار دهد.»

چند مردی که به نظر می رسید، با او هم عقیده بودند، کنارش آمدند و گفتند: «ماجرا چیست، تو که جز این، درباره این مرد می گفتی و هرگاه او را می دیدی دشنام و ناسزا می گفتی. چه شد که اکنون تغییر کردی و او را مدح و ستایش می کنی؟»

مرد به همه اشخاصی که داخل مسجد بودند، رو کرد و گفت: «عقیده من اکنون این گونه است و جز این چیزی نمی گویم».

آنها مشغول صحبت شدند و ما همراه امام برای عبادت به طرف دیگری از مسجد رفتیم. زمانی که از آنها دور شدیم، ایشان فرمود: «کدام یک از این دو راه بهتر بود؛ آنچه شما می خواستید یا آنچه من انجام دادم؟ من کار او را با آن مقدار پولی که می دانید، سر و صورت داده و بدان وسیله خود را از شر او آسوده ساختم».

دوم: سلام امام

دوم: سلام امام(1)

مشغول ریز کردن چوب ها برای به تنور انداختن بودم که غلام پیر ابن


1- شیخ کلینی، اصول کافی، ترجمه: سید جواد مصطفوی، ج 2، ص 380.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه