نشاط در سیره ائمه علیهم السلام صفحه 45

صفحه 45

که چندین فرزند دیگر مرد که همه آنها فلج بودند و حالت خاصی داشتند، در آنجا حضور داشتند.

کیسه را که گذاشتم، طاقت نیاوردم بیشتر در آنجا بمانم. سریع خارج شدم و مقابل در، نشانی خانه ام را به پیرمرد دادم تا هر زمان به کمکی نیاز داشت سراغم بیاید. زمانی که از او جدا شدم، در دلم احساس بسیار خوبی داشتم و از این کار خیر، روی لبم خنده ای مانده بود.

مستقیم خدمت امام جواد علیه السلام رفتم تا به ایشان خبر بدهم که چه انسان فقیری در شهر وجود دارد. وارد خانه امام جواد علیه السلام شدم. امام وقتی چهره خوشحال مرا دید، فرمود: «چرا خوشحال هستی؟!»

گفتم: «سزاوارترین روز برای بنده روزی است که در آن موفق شود به برادران خود کمک کند و به درد دل آنها برسد. امروز به ده نفر از نیازمندان کمک کرده ام.» امام نیز لبخندی زد و فرمود: «به جان خودم سوگند، سزاوار است شما خوشحال شوی، اگر کاری نکنی که بعد از این، اثر این کار خوب را از بین ببری.» گفتم: «قربانت شوم چگونه اعمال من اثر خود را از دست می دهد، در حالی که من از شیعیان مخلص شما هستم؟» امام فرمود: «این آیه شریفه را تلاوت کن: ای کسانی که ایمان آورده اید، صدقات خود را با منت نهادن و آزار دادن دیگران باطل نکنید».(1)

اتفاق آن روز را در ذهنم مرور کردم، ولی از اینکه بر سر مرد فقیر منت نگذاشته بودم، خوشحالی ام دوچندان شد.


1- «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنّ ِ وَ الْأَذَی کاَلَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ. فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا. لَّا یَقْدِرُونَ عَلیَ شیَ ْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ. وَ اللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ». (بقره: 256)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه