- مقدمه 1
- اشاره 2
- فصل اول:کلیات 2
- نشاط چیست؟ 3
- تفاوت نشاط با شادی 6
- تفاوت نشاط با امید 7
- نگرش اسلام به نشاط در اجتماع 8
- فصل دوم:عوامل نشاط های پسندیده 12
- اشاره 12
- اشاره 13
- 1. گسترش فرهنگ عفو و بخشش 13
- الف) جلوگیری از ناهنجاری 14
- تأثیر عفو بر جامعه 14
- اشاره 14
- ج) بقای حکومت و دوام قدرت 15
- د) آرامش فرد، خانواده و جامعه 15
- ب) عزت، صمیمیت و سرافرازی 15
- نمونه ها 16
- اشاره 16
- اول: این گونه بهتر است 16
- دوم: سلام امام 18
- 2. ورزش عمومی 22
- اشاره 22
- شنا 24
- اسب دوانی 25
- تیراندازی 25
- کشتی 27
- قهرمان واقعی 28
- نمونه 28
- اشاره 28
- 3. همراهی در شادی و غم 30
- اشاره 30
- برجسته ترین مصادیق همراهی در شادی و غم 31
- اشاره 32
- هم غذا (همراهی و همدلی کردن با افراد جذامی) 32
- نمونه 32
- 4. کار و تلاش 34
- اشاره 34
- رویارویی اسلام با تنبلی 36
- اول: کار و بی نیازی 37
- نمونه ها 37
- اشاره 37
- دوم: کار در گرما 40
- 5. کمک به نیازمندان 41
- اشاره 41
- انواع صدقه 42
- نمونه ها 43
- اول: مرد خوشحال 43
- اشاره 43
- دوم: نامه امام 46
- سوم: حفظ آبرو 49
- 6. نبود شکاف طبقاتی 51
- اشاره 51
- نمونه ها 54
- اول: پدر و مادر همه یکی است 54
- اشاره 54
- دوم: معیار سنجش 55
- اشاره 57
- 7. وفای به عهد 57
- وفای به عهد از جانب سران یک جامعه 59
- اشاره 60
- نمونه ها 60
- اول: عهد حاکمان 60
- دوم: استوار بر عهد 64
- اشاره 65
- 8. مبارزه با رشوه خواری و رانت 65
- اشاره 67
- اول: عدالت حتی برای نزدیکان 67
- نمونه ها 67
- دوم: حتی امّ هانی 69
- سوم: حلوایی برای فریب 71
- چهارم: فاطمه مخزومی و فاطمه محمدی یکسان هستند 74
- جایگاه مزاح در اسلام 76
- اشاره 76
- 9. شوخی و مزاح 76
- حد و مرز مزاح 78
- عسل ناخواسته 79
- اشاره 79
- نمونه 79
- اشاره 81
- فصل سوم: عوامل نشاط های ناپسند 81
- اشاره 82
- 1. تمسخر 82
- علت تمسخر 84
- نتایج تمسخر 85
- نمونه ها 86
- اشاره 86
- اول: عاقبت تمسخر 86
- دوم: خنده خونی 88
- 2. لهو و لعب 89
- اشاره 89
- اول: مطرب بی تقوا 91
- نمونه 91
- اشاره 91
- اشاره 94
- 3. نشاط از گناه 94
- اشاره 96
- نمونه 96
- قماربازی 96
- اشاره 98
- منابع 98
- کتاب ها 98
- نشریه ها 100
را پهن کردند. همان طور که می دانید همراه ما تعدادی غلام و خادم سیاه نیز حضور داشتند. مشغول شستن دست هایم شدم که دیدم غلام سیاهی روبه رویم نشست. با دیدن چهره سیاه و زشت او اشتهایم کم شد. باقی خادم ها و همه به طور کامل کنار سفره نشستند. سرم را کنار گوش حضرت بُردم و عرض کردم: «قربانت گردم بهتر بود برای این غلامان و خدمت گزاران سفره ای جداگانه ترتیب می دادید!»
چهره امام برافروخته شد. نگاهی به من انداخت و فرمود: «این سخن را مگو. همانا پروردگار متعال (و آفریننده همه ما) یکی است و دین ما یکی است و پدر و مادر همه یکی است و جزا و پاداش به اعمال است».
خاطره ام که به اتمام رسید، میزبان از جای خود بلند شد و رفت. احساس کردم از حرف های من ناراحت شده است. مدتی گذشت، دیدم از خانه داخل باغ سر و صدا می آید. میزبان می آمد و تمام خادم ها و غلام ها پشت سرش به طرف سفره می آمدند.
7. وفای به عهد
اشاره
7. وفای به عهد
در فارسی به آن پیمان، قول و وعده می گویند. عهد نوعی قرارداد است که ما بین چند نفر (که می توانند به شکل دو یا چند نفر یا چند گروه باشند)، یا بین امت با رهبر و فرمانروایشان صورت گیرد.
در عهد با خدا اگر شخص از آن تجاوز کند، مانند نذر، گناه بزرگی انجام داده است و کفاره دارد. قرآن این اشخاص را که به عهد خود با خدا، وفا نکرده اند، منافق نامیده است:
فَأَعْقَبهَُمْ نِفَاقًا فی قُلُوبهِِمْ إِلی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَ بِمَا کَانُواْ یَکْذِبُونَ؛