نشاط در سیره ائمه علیهم السلام صفحه 71

صفحه 71

علی علیه السلام همان جا ماند و من به سرعت خودم را به پیامبر رساندم و مقابل ایشان نشستم. همین که چشم حضرت به من افتاد، فرمود: «آمده ای از علی علیه السلام شکایت کنی که دشمنان خدا و رسول صلی الله علیه و آله را ترسانیده است؟! خداوند، علی علیه السلام را جزای خیر دهد (که در راه خدا نور چشمی نمی شناسد.) به حضرت عرض کردم: «از شما خواهش می کنم که دستور بدهید هر شخصی که در خانه من است پناهنده شود و از کشته شدن در امان باشد تا سخن خدا را بشنود و ایمان بیاورد.» پیامبر مقداری فکر کرد و سپس فرمود: «هر شخصی که ام هانی به او پناه داده است، من هم پناه دادم، به خاطر اینکه او خواهر علی بن ابی طالب است».

به خانه ام برگشتم و با پیامی که به برادرم علی علیه السلام دادم؛ افرادی را که در خانه ام مانند پرنده ای در قفس می لرزیدند، آسوده کردم.

سوم: حلوایی برای فریب

سوم: حلوایی برای فریب(1)

از یک هفته قبل، بهترین چیزها را برای حلوا درست کردن خرید و گفت: «باید بهترین هدیه را برای او ببرم.» من پرسیدم: «آخر برای چه کسی می خواهی این حلوا را ببری؟!» جوابم را درست نداد و گفت: «زمانی که لازم شد، خودت می فهمی». سه شنبه بود و آسمان تاریک شده بود. سریع وارد خانه شد و گفت: «حالا وقت درست کردن حلوا شده است» دوست نداشت زیاد از کارهایش سر در بیاورم. به داخل آشپزخانه رفتم و شروع به پختن چیزی که خواسته بود، کردم. زمانی که حلوا آماده شد، گفت: «آن را در بهترین ظرفی که داریم بریز.» کاسه ای از جنس نقره


1- حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب، ترجمه: علی سلگی نهاوندی، ج2، ص28.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه