نشاط در سیره ائمه علیهم السلام صفحه 76

صفحه 76

مقابل پیامبر نشستیم. ایشان مانند همیشه با لبخندی مهربان با ما سلام و احوال پرسی کرد. حال خانواده اسامه را پرسید و گفت: «فرمایشی داشتید؟»

اسامه به لکنت افتاد و من من کرد. با پا به او تلنگر زدم و به طرف حرف سوقش دادم تا بالاخره گفت: «خواهشی از شما داریم که فاطمه مخذومی را عفو کنید.» پیامبر چهره شان برافروخته شد تا جایی که اسامه دیگر ترسید حرفش را ادامه بدهد. پیامبر فرمود: «آیا درباره حدی از حدود خدا شفاعت می کنی؟» از جای خود برخاست و خطبه ای به این ترتیب قرائت نمود: «ای مردم! علت اینکه ملت های قبل از شما هلاک شدند این بود که اگر فرد بلندپایه ای از آنان جرم می کرد او را به مجازات نمی رساندند، اما اگر از مردم ضعیف و ناتوان و گمنام، کسی خلاف می کرد، حکم خدا را درباره وی اجرا می کردند».

با این حرف ها مطمئن شدم که اسامه دیگر از پیامبر خواهد رنجید و رابطه شان بد خواهد شد، چون اسامه نیز چهره اش برافروخته شده بود. پیامبر ادامه داد: «سوگند به خدا، اگر [بر فرض محال] دخترم فاطمه نیز دست به چنین کاری بزند، حکم خدا را درباره او اجرا می کنم و در برابر قانون خدا، فاطمه مخزومی با فاطمه محمدی یکسان است».

با حرف ایشان، رنگ اسامه بن زید به حالت عادی برگشت و دیگر از آن برافروختگی خبری نبود. اوضاع را که این چنین دیدم برخاستم و طوری که کسی متوجه من نشود، از مسجد بیرون رفتم.

9. شوخی و مزاح

اشاره

9. شوخی و مزاح

زیر فصل ها

جایگاه مزاح در اسلام

حد و مرز مزاح

نمونه

جایگاه مزاح در اسلام

جایگاه مزاح در اسلام

برای بررسی جایگاه مزاح در زندگی دینی، به روایتی از یونس بن شیبانی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه