اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 100

صفحه 100

توضیح: آنچه ما در خارج می‌بینیم، مرکّبی است که از مقولات مختلف تشکیل شده است. و آن بسیطی که معنای نماز و مأمور به مولا می‌باشد، به اعتراف خود مرحوم آخوند، وجودی جدای از وجود آن مرکّب ندارد[72] و مسئله تعدّد وجود و سبب و مسبّب مطرح نیست. و بدون تردید، این‌ها یک وجودند. ممکن است کسی بگوید: چگونه می‌شود یک بسیط- در کمال بساطت- با یک مرکّب از اجزاء و مقولات متباین، اتّحاد وجودی- مثل اتحاد بین انسان و زید- داشته باشند؟ از کلام امام خمینی «دام ظلّه» و مرحوم نائینی استفاده می‌شود که این دو بزرگوار در معقولیت این مطلب مناقشه نکرده‌اند و الّا حق این بود که از همین راه به مرحوم آخوند اشکال کنند و بگویند: شما از طرفی مسمّی را بسیط می‌دانید و از طرفی معتقدید: همین‌که در خارج تحقّق پیدا کرده نماز است. چگونه می‌شود بسیط با مرکّب اتحاد وجودی داشته باشند؟ حال می‌گوییم: اگر بسیط با مرکّب، اتحاد وجودی دارند چرا نتوانیم انحلال را تصور کنیم؟ ما همان انحلالی را که در دوران امر بین اقلّ و اکثر ارتباطی، مبنای اصالة البراءة بود در اینجا پیاده می‌کنیم. به عبارت دیگر: به نظر ما فرقی نمی‌کند که کسی- مثل امام بزرگوار «دام ظلّه»- نماز را مستقیماً امر مرکّبی بداند یا این که- مانند مرحوم آخوند- آن را امر بسیطی بداند که با مرکّب اتحاد وجودی پیدا کرده است. اگر امر بسیطی با مرکّب متّحد باشد چرا انحلال جریان نداشته باشد؟ بنابراین، ما می‌توانیم از مرحوم آخوند دفاع کرده و بگوییم: ایشان با وجود این که موضوع له را بسیط می‌داند ولی می‌تواند در مسئله دوران امر بین اقلّ و اکثر ارتباطی قائل به اصالة البراءة شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه