اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 124

صفحه 124

تقدّم بر وجود معلول دارد. در نتیجه، اگر انسان بخواهد به ماهیتی انتقال پیدا کند، نیاز به جهت و ملاک دارد. مقدّمه سوّم: مسأله صحیح و اعم که ما می‌خواهیم از راه تبادر ثابت کنیم، مربوط به عالم ماهیت و عالم وضع است، زیرا الفاظ عبادات، مثل اسماء اجناسند که برای ماهیت وضع شده‌اند، یعنی همان‌طور که معنای انسان مربوط به عالم ماهیت و وعاء ماهیت است، معنای صلاة هم مربوط به ماهیت و وعاء ماهیت است. بحث در این است که آن ماهیتی که لفظ صلاة برای آن وضع شده یا نامگذاری شده عبارت از چه ماهیتی است؟ لذا نتیجه می‌گیریم که مسئله تبادر، ارتباط به وجود ندارد بلکه مربوط به مقام ماهیت است، مسئله تبادر، مثل یک کتاب لغت است. ما وقتی به کتاب لغت مراجعه می‌کنیم و می‌خواهیم معنای یک کلمه را درک کنیم تمام همّت و تلاش ما متوجّه ماهیت موضوع له است و هیچ کاری به این نداریم که آیا این ماهیت، در خارج وجود دارد یا نه؟ و چه‌بسا ماهیت، از ماهیاتی باشد که در خارج وجود ندارد و یا اصلًا استحاله دارد ولی ما کاری به مقام وجود نداریم. امام خمینی «دام ظله»، پس از بیان مقدّمات فوق خطاب به مرحوم آخوند می‌فرماید: شما در ارتباط با لفظ صلاة و موضوع له آن چه چیزی در دست دارید؟ مرحوم آخوند جواب می‌دهد: آثار. از ایشان سؤال می‌شود: آیا این آثار، آثار و لوازمِ چیست؟ آیا معراجیت و قربانیت و امثال آن از آثار ماهیت صلاة است یا از آثار وجود آن؟ آن‌هم نه هر وجودی، وجود ذهنی صلاة، معراجیت و قربانیت ندارد. شما اگر صد بار هم ماهیت صلاة را در ذهن خود تصور کنید، چنین آثاری را ندارد بلکه این آثار، آثار وجود خارجی صلاة است. تازه هر وجود خارجی صلاة هم این آثار را ندارد بلکه این آثار، مربوط به وجود خارجی نمازهای صحیح است، در نتیجه فاصله بین آثار و ماهیت زیاد است، ماهیت قبل از وجود خارجی است، وجود خارجی هم قبل از این آثار است. برفرض که از جهت دیگر هم صرف‌نظر کنیم که هر وجود خارجی معروض این آثار و لوازم نیست. آن‌وقت سؤال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه