اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 125

صفحه 125

این است که آنچه در اختیار شماست آثار وجودات خارجی ماهیت صلاة است و شما از آثار وجودات خارجی ماهیت صلاة چگونه و روی چه ملاکی به ماهیت صلاة منتقل می‌شوید؟ از راه خود وجود هم نمی‌توان به ماهیت انتقال پیدا کرد زیرا وجود، عارضِ قابلِ انفکاک ماهیت صلاة است. یک عرضِ قابل انفکاک که ممکن است متحقّق شود و ممکن است متحقّق نشود چگونه می‌تواند انسان را به معروض منتقل کند؟ ممکن است کسی در مورد عرضِ لازم- مثل لازم ماهیت- حرفی بزند ولی در مورد عرض مفارق- که گاهی هست و گاهی نیست- به چه ملاکی می‌توان از این عرض، انتقال به معروض پیدا کرد؟ چه رسد به این که این عرض هم ملاک نیست بلکه لوازم این عرض در اختیار شماست. معراجیت و مقرّبیت و نهی از فحشاء و منکر در دسترس شماست. آیا این لوازم وجود خارجی ماهیت صلاة چگونه می‌تواند دست شما را بگیرد و در ارتباط با تبادر- که مربوط به عالم ماهیت است- راهگشای شما باشد؟ در حقیقت، همان اشکالی که شما (مرحوم آخوند) به اعمّی‌ها می‌کنید متوجه خودتان نیز هست. شما به اعمی‌ها می‌گویید: شما که تصویر جامع نکردید، با عدم تصویر جامع چگونه می‌توانید تبادر معنای اعم از صحیح و فاسد را ادعا کنید؟ ما (امام خمینی) هم به شما همین حرف را می‌زنیم می‌گوییم: عالم ماهیت، دو مرحله مقدّم بر لوازم وجود است آن‌هم یک سنخ از وجود که عبارت از وجود خارجی است آن‌هم شعبه‌ای از وجود خارجی که عبارت از خصوص نمازهای صحیحه است. خصوص نمازهای صحیحه، این آثار را دارد، و إلّا اگر همین «الصلاة معراج المؤمن»[89] را به دست اعمّی بدهیم نمی‌گوید: کلّ صلاة معراج المؤمن بلکه می‌گوید: صلاتی که صحیح باشد معراج مؤمن است. خلاصه این که آنچه از کلام حضرت امام «دام ظله» در ارتباط با اشکال به مرحوم آخوند استفاده می‌شود در درجه اوّل عبارت از مسئله استحاله است که ایشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه