اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 128

صفحه 128

جنس و ناطق به عنوان فصل مطرح است؟ از اینجا روشن می‌شود که این گونه امور لازم نیست بلکه- مثلًا- یعرب بن قحطان وقتی خواسته لفظ انسان را برای این ماهیت قرار دهد- به عنوان فرض- گفته است: خودم و هرچه مشابه من است- تا روز قیامت- اسمشان را انسان قرار دادم. آیا اگر به این صورت وضع کند، اشکالی در حقیقت وضع پیدا می‌شود؟ خیر. نتیجه‌ای که از این دو مقدّمه گرفته می‌شود این است که می‌گوییم: بنا بر تقدیر حقیقت شرعیه، چون واضع در الفاظ عبادات، عبارت از شارع مقدس است، او مانند یعرب بن قحطان نیست بلکه او عارف به حقیقت موضوع له است و بر معنای موضوع له احاطه کامل دارد. ولی این علم شارع، دخالتی در وضع ندارد و اگر چنین علمی هم نبود می‌توانست وضع کند، همان گونه که وضع لفظ «انسان» برای بشر اوّلیه امکان داشت. الفاظ عبادات نیز شبیه اسماء اجناسند یعنی شارع، یک معنای کلّی را در نظر گرفته و لفظ را برای همان معنای کلّی وضع کرده است و ضرورتی ندارد که آن معنا، برای واضع، معیّن و مشخص و روشن باشد. اگرچه در ما نحن فیه، شارع مقدس به تمام جوانب معنای موضوع له آگاه است. حال می‌گوییم: تبادر- که محل بحث ماست- هم، مثل وضع است. همان‌طور که در وضع، آگاهی واضع از تمام جوانب موضوع له لازم نیست، در تبادر نیز لازم نیست آنچه به ذهن می‌آید یک ماهیت روشن و معلوم از جمیع جهات باشد. همان‌طوری‌که از کلمه انسان، نزد عوام یک معنایی تبادر می‌کند که جز بر انسان صادق نیست. در حالی که عوام، از جنس و فصل سر درنمی‌آورند. و نمی‌توان گفت: «شما که از جنس و فصل، سر درنمی‌آورید، چیزی هم به ذهنتان تبادر نمی‌کند». الفاظ عبادات نیز همین‌طور است. ممکن است حقیقت صلاة و ماهیت موضوع له بطور کامل برای متشرعه روشن نباشد ولی این منافات ندارد که متشرعه از کلمه صلاة یک معنای خاصی به ذهنش بیاید که آن معنای خاص، با صوم و زکات و حج و سایر عبادات مغایرت دارد. پس همان‌طور که در مقام وضع، علم به ماهیت موضوع له دخالت ندارد، در مقام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه