اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 141

صفحه 141

راه منحصر به این بود ما ناچار بودیم تقدیری درنظر بگیریم ولی اگر راه دیگری پیدا کنیم که نیاز به تقدیر نداشته باشد قهراً آن راه مقدّم خواهد شد. صورت دوّم: همان‌طور که در «لا رجل فی الدار»، «لا» ی نفی جنس آمده و ماهیت و طبیعت رجل را از بودن در خانه نفی می‌کند و این در صورتی درست است که هیچ‌یک از افراد ماهیت رجل، در خانه نباشند، ظاهر این است که «لا صلاة الّا بفاتحة الکتاب» نیز برای نفی جنس و نفی ماهیت است اگرچه در آن یک استثناء هم وجود دارد. «لا صلاة» یعنی این ماهیت و این حقیقت و مسمّی تحقّق ندارد «إلّا بفاتحة الکتاب»، یعنی فاتحةالکتاب، در مسمّی و حقیقت و ماهیت نقش دارد و می‌خواهد بگوید: اگر فاتحةالکتاب نباشد، ماهیت نماز، تحقق ندارد. اگر طریق استدلال به روایت، این گونه باشد، این فقط بر قول صحیحی منطبق است. صحیحی است که با اجزاء غیر رکنیه مانند اجزاء رکنیه معامله می‌کند و می‌گوید:

همان‌طوری که رکوع، در ماهیت صلاة نقش دارد، فاتحةالکتاب هم- که جزء غیر رکنی است- در ماهیت نقش دارد. ولی اعمّی بین این‌ها فرق قائل است. اعمّی می‌گوید:

اجزاء رکنی، دخالت در ماهیت دارند ولی اجزاء غیر رکنی، هیچ‌گونه دخالتی در ماهیت ندارند. پس درحقیقت، پایه استدلال به این دسته از روایات، براساس حفظ ظهور این روایات و این که ما دلیلی بر وجود مقدّر نداریم می‌باشد. تا اینجا، استدلال- ظاهراً- تمام است. اشکال: مشابه ترکیب «لا صلاة إلّا بفاتحة الکتاب» به روایاتی برخورد می‌کنیم که در آنها نمی‌توان نفی حقیقت را مطرح کرد بلکه در آن موارد ناچاریم ملتزم شویم که چیزی در تقدیر است، مثل روایت «لا صلاة لجار المسجد إلّا فی المسجد».[107] همان‌طور که ما در «لا صلاة إلّا بفاتحة الکتاب»، از خارج می‌دانستیم که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه