اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 144

صفحه 144

متکلّم همان معنای حقیقی است تا وقتی که قرینه بر خلافْ واقع نشود. به عبارت دیگر: اگرچه استعاره، استعمال در غیر ماوضع‌له نیست ولی آیا قرینه لازم ندارد؟ بدون اشکال- حتّی بنا بر مبنای سکّاکی- نیاز به قرینه دارد و اگر قرینه نداشته باشد، «رأیت أسداً» در کلام متکلّم، بر فرد حقیقی- یعنی حیوان مفترس- حمل می‌شود با این که اگر مقصود رجل شجاع بود، استعمال لفظ در غیر ماوضع‌له نبود.

پس درحقیقت، همین سکّاکی در مورد استعاره، در موارد فقدان قرینه، یک اصالة الحقیقة به این صورت دارد که تا زمانی که دلیل بر فرد ادّعایی اقامه نشود، بر فرد حقیقی حمل می‌شود. حال ممکن است کسی به عنوان دفاع از مرحوم آخوند، همین حرف را بزند و بگوید: همان کاری را که سکّاکی در باب استعاره نسبت به «رأیت أسداً» انجام می‌دهد ما نیز همین کار را می‌کنیم و می‌گوییم: در «لا صلاة لجار المسجد إلّا فی المسجد» قرینه وجود دارد و به علت قرینه، بر نفی حقیقت ادّعایی حمل می‌شود ولی در «لا صلاة إلّا بفاتحة الکتاب» قرینه‌ای وجود ندارد و ما باید نفی حقیقت را بر نفی حقیقت به نحو حقیقت حمل کنیم. در واقع، نفی حقیقت ادّعایی نیاز به قرینه دارد ولی نفی حقیقت حقیقی نیاز به قرینه ندارد. پس «لا صلاة إلّا بفاتحة الکتاب» نفی حقیقت به نحو حقیقت می‌کند و استدلال تمام می‌شود. ولی این جواب نمی‌تواند مشکل را حل کند. وقتی متکلّم از در وارد می‌شود و می‌گوید: «رأیت أسداً»، سکّاکی در مراد متکلّم شک دارد و نمی‌داند آیا او حیوان مفترس را دیده یا رجل شجاع را؟ و در مورد شک در مراد متکلّم، اصالة الحقیقة جاری می‌شود و نتیجه این می‌شود که مراد متکلم همان حیوان مفترس است. امّا در «لا صلاة إلّا بفاتحة الکتاب» شک در مراد نداریم. ما از قبل می‌دانیم که فاتحة الکتاب در صحت صلاة دخالت دارد و پایه استدلال، بر همین مطلب است. بنابراین، مراد متکلّم، هم برای ما روشن است و هم برای اعمّی. و آنچه برای ما مشکوک است دخالت فاتحةالکتاب در ماهیت صلاة است و این دیگر از عبارت فهمیده نمی‌شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه