اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 147

صفحه 147

خاصی در مقام تسمیه داشته باشد. در نتیجه، الفاظ عبادات برای خصوص صحیح وضع شده‌اند و استعمال آنها در فاسد به‌صورت مجاز است.[110] بررسی دلیل سوّم صحیحی این دلیل، دارای دو اشکال است: اشکال اوّل: آیا اتومبیلی که از صدها جزء تشکیل شده است، در صورت فقدان یکی از آن اجزاء- که دخالت زیادی در ترتب اثر دارد- دیگر نمی‌توان به آن حقیقتاً اتومبیل اطلاق کرد؟ آیا شما صحیحی‌ها می‌خواهید چنین چیزی بگویید؟ آیا وجداناً عقلاء این گونه تعبیر می‌کنند؟ اگر روزی یکی از دوستان شما- که دارای اتومبیل است- با اتوبوس شرکت واحد رفت و آمد کرد، و شما از او سؤال کردید: چرا با اتومبیل خودت رفت و آمد نمی‌کنی؟ او چه جوابی به شما می‌دهد؟ آیا اگر به شما گفت: «اتومبیلم خراب است»، شما می‌گویید: «این حرف را نزن، آنچه خراب شده، الآن دیگر اتومبیل نیست، تا قبل از خرابی، اتومبیل بود». آیا وجداناً، مسئله این‌طور است؟ آیا وقتی گفته می‌شود: «اتومبیل من خراب است»، مقصود چیزی است که قبلًا اتومبیل بوده یا مراد چیزی است که الآن هم اتومبیل است ولی متّصف به صفت خرابی است؟ این یک مسئله وجدانی است که ما وقتی به عقلاء مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم لفظی را که- به قول مستدل- برای مرکّب تام الاجزاء و الشرائط وضع شده است، به‌طور حقیقت برآن اطلاق می‌کنند بدون این که بین حالت سالم بودن و حالت خرابی آن فرقی باشد.

از نظر عقلاء هر دو استعمال، حقیقت است. و این‌طور نیست که در استعمال دوّم، علاقه مجازی درنظر گرفته شده باشد. اشکال دوّم: استدلال، مبتنی بر این بود که نیاز استعمالی نسبت به ناقص و فاسد، به اندازه‌ای نیست که مسئله وضع را در اینجا مطرح کند، بلکه به صورت مجاز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه