اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 16

صفحه 16

مرکّب نیست بلکه وحدتی اعتباری دارد نه وحدت خارجی که در سیب یا هندوانه وجود دارد. وحدت و اعتباری که مربوط به شارع است». اینکه عنوان «قاطع»، هیچ ضربه‌ای به وجود اجزاء در باب نماز نمی‌زند ولی درعین‌حال، نماز را باطل می‌کند، دلیل بر این وحدت اعتباریه است. شارع، نماز را یک چیز دانسته و وجود این قواطع را به‌عنوان از بین‌برنده این وحدت ملاحظه کرده است.[6] مؤیّد دوّم: در بعضی از روایات، مجموعه نماز به منزله یک احرام صغیر فرض شده، می‌گوید: شروع این احرام با تکبیرة الاحرام و ختم آن با تسلیم است،[7] همانند احرام حج که با تلبیه شروع و با تقصیر و حلق خاتمه پیدا می‌کند. این امر دلیل بر این است که نماز، از نظر شارع، عمل واحدی شناخته شده است. یک نماز، یک احرام است نه ده احرام. حال که با وجود این قرائن و قرائن دیگر، نماز دارای وحدت اعتباریه است، اگر نمازی فاقد رکوع شد به چه علت می‌توان آن را نماز فاسد نامید؟ علت فساد، این نیست که نماز مرکّب است و فاقد بعضی از اجزاء است، بلکه علت فساد این است که به واسطه فقدان رکوع، آن اثری که از صلاة، مورد انتظار بود، اکنون برآن مترتب نمی‌شود. نمازی که فاقد رکوع باشد، نمی‌تواند (تنهی عن الفحشاء و المنکر) و «معراج المؤمن» باشد. همان‌طوری که در یک سیب، به‌واسطه عدم ترتب آثارِ مورد انتظار از سیب، کلمه فساد را اطلاق می‌کنید. در نتیجه، با اینکه به ذهن انسان می‌آمد که در نماز- روی جهت ترکیبی آن- باید اطلاق «نقص» می‌شد نه اطلاق «فساد» ولی در خارج می‌بینیم اطلاق فاسد و صحیح در باب نماز خیلی متداول است، جهت آن این است که حیثیت ترکیب در این اطلاق دخالت ندارد بلکه همان مسیری را که در مورد عنوان «فساد»- در امور تکوینیه- طی کردیم در اینجا نیز طی می‌کنیم و به اعتبار آن، عنوان «فاسد» را اطلاق می‌کنیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه