اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 160

صفحه 160

عنوان حصر است و شاید مهم‌ترین ادات حصر همین «ما و إلّا» و «لا و إلّا» باشد.

حدیث «لا تعاد» هم دارای عنوان حصر است و نتیجه آن مطرح شدن مفهوم برای چنین جمله‌ای است. توضیح این که اصولیون می‌گویند: مفهوم مخالف، عبارت از جمله‌ای است که در اثبات و نفی با منطوق، متغایر است. ولی بالأخره مفهوم، جمله است. اگر ما گفتیم: «قضیّه شرطیه دارای مفهوم است». آیا معنای این عبارت چیست؟

معنایش این است که قضیّه شرطیه، دو قضیه است. نه به این معنا که قضیه‌ای را از قضیّه دیگر استخراج کنیم بدون این که اضافه به متکلم داشته باشد بلکه به این معنا که گویا متکلّم، دو جمله گفته است. اگر بگوییم: «جمله «أکرم زیداً إن جاءک» دارای مفهوم است»، معنایش این است که متکلم، گویا دو جمله را در اختیار ما قرار داده است یکی جمله «یجب إکرام زید إن جاءک» و دیگری جمله «لا یجب إکرام زید إن لم یجئک» آیا این مفهوم، چیزی است که به متکلّم ارتباط ندارد؟ خیر، معنای ثبوت مفهوم این است که متکلّم دو استعمال داشته، یکی «یجب إکرام زید إن جاءک» و دیگری «لا یجب إکرام زید إن لم یجئک».

شاهدش این است که در باب تعادل و ترجیح، مسئله تعارض بین مفهوم یک روایت با منطوق روایت دیگر را مطرح می‌کنند. اگر مفهوم، ارتباطی به امام و استعمال‌کننده ندارد، تعارض میان مفهوم و منطوق، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ در بحثی که مرحوم آخوند در ارتباط با دو جمله «إذا خفی الأذان فقصّر» و «إذا خفی الجدران فقصّر»[115] مطرح می‌کند، آنچه بین این دو عبارت، تعارض ایجاد می‌کند وجود مفهوم برای هریک از این دو عبارت است و اگر مفهوم در کار نبود و یا مفهوم ارتباطی به متکلّم پیدا نمی‌کرد چه معارضه‌ای بین این‌ها مطرح بود؟ بنابراین در باب مفهوم، اوّلًا:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه