اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 18

صفحه 18

دلیل دوّم: در لسان ادلّه، تعبیراتی را ملاحظه می‌کنیم، مثلًا دلیل می‌گوید: (إنَّ الصَّلاة تنهی عَن الفَحشاء وَ المُنکَر)[8] و بدون تردید، صلاتی که به‌عنوان موضوع در این قضیه حملیه قرار گرفته، معنای عامی است. (إنّ الصَّلاة تَنهی عَن الفَحشاء وَ المُنکَر) مانند «الرجل خیر من المرأة» است. همان‌طور که در اینجا موضوع، اسم جنس است و بر معنای کلی دلالت می‌کند در (إنّ الصَّلاة تَنهی عَن الفَحشاء وَ المُنکَر) و «الصلاة معراج المؤمن»[9] و «الصلاة قربان کلِّ تقیّ»[10] و «الصَّلاة خیر موضوع فمن شاء استقلّ و من شاء استکثر»[11] نیز موضوعْ یک معنای عام و کلّی است. کسی نمی‌تواند احتمال بدهد که صلاة در این‌ها اگرچه به‌معنای عام، موضوعْ قرار داده شده ولی دلیل بر عام بودن معنای صلاة نیست، یعنی ممکن است معنای صلاة، عمومیت نداشته باشد ولی در این قضایا، معنای عامی از آن اراده شده باشد. صلاة در این عبارات، در معنای خودش استعمال شده است و معنای خودش یک معنای عام است. البته به این نکته باید توجه کرد که مرحوم آخوند در اینجا ترتیب بحث را به هم زده، یعنی ایشان، باید ابتدا، مقدمه بعدی را ذکر کند و سپس وارد این مقدّمه شود ولی این ترتیب را رعایت نکرده است. پایه و اساس مقدمه‌ای که الآن می‌خواهیم بحث کنیم، همان مسأله وضع عام و موضوع له عام است ولی ایشان این مطلب را که جنبه مقدمیت برای این بحث داشته، در یکی از مقدمات بعدی اشاره می‌کند. به‌هرحال این مقدمه باید به‌عنوان پایه بحث، روشن شود که در اثناء بحث کسی این حرف را نزند که ما قبول نداریم وضع در صلاة، عام و موضوع له عام است. در نتیجه، عمومیتی که از کلمه رجل برداشت می‌شود، از کلمه صلاة هم برداشت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه