اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 204

صفحه 204

این صورت، مسئله، مربوط به عالم وجود و مربوط به مصادیق و افراد خواهد شد. شما می‌گویید: حمل در «زید إنسان» حمل شایع صناعی است، می‌گوییم: چرا؟ می‌گویید:

زیرا «انسان» با «زید» در وجود خارجی، اتحاد پیدا کرده‌اند، این‌طور نیست که «زید»، یک وجود و «انسان» یک وجود دیگر داشته باشد بلکه «انسان» در خارج، همان «زید» است. پس حمل شایع صناعی حتماً در محدوده خارج و در محدوده افراد و خصوصیات فردیه است به خلاف حمل اوّلی که در آن کاری به وجود خارجی نداریم و اگر فرض کنیم «انسان» در خارج وجود نداشت باز هم «الإنسان حیوان ناطق» به قوت خود باقی بود. در نتیجه اگر حمل را حمل شایع صناعی بدانیم باید بگوییم: «بیع، عبارت از عقدی است که آن عقد، کلّی است ولی دارای یک قید است و آن قید عبارت از خصوصیات و افراد خارجیه است». روشن است که اگر یک کلّی، مقیّد به خصوصیات خارجیه شد عالم مفهومیت را کنار گذاشته و کلیتش از بین خواهد رفت. کلّیت در حالی است که وجود خارجی در کار نباشد. به عبارت دیگر: اگر مرحوم آخوند بخواهد از «صحیح»، «صحیح به حمل شایع صناعی» را اراده کند باید بگوید: «بیع، عقدی است که در خارج به‌طور صحیح واقع می‌شود» و معلوم است که چنین عقدی کلّی نیست.

زیرا وقوع در خارج، با کلیّت منافات دارد. ممکن است کسی بگوید: مگر این چه اشکال دارد؟ جواب این است که مرحوم آخوند در باب عبادات تصریح کرد که عبادات، دارای وضع عام و موضوع له عام هستند. آیا ایشان می‌خواهد بگوید: بین «صلاة» و «بیع»، فرق وجود دارد؟ «صلاة» دارای وضع عام و موضوع له عام است ولی به باب «بیع» که می‌رسد می‌گوید: خصوصیتی در معنای «بیع» اخذ شده که آن خصوصیت، با افراد و مصادیق، تحقّق پیدا می‌کند در نتیجه «بیع» دارای وضع عام و موضوع له خاص است، زیرا موضوع له آن، بیع صحیح خارجی است؟ آیا مرحوم آخوند،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه